کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - طبیعت و محیط زیست

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
bleak [صفت]
اجرا کردن

سرد و سوزآور

Ex: The bleak weather made the landscape look lifeless and barren .

هوای تیره و تار باعث شد چشم‌انداز بی‌جان و بی‌حاصل به نظر برسد.

balmy [صفت]
اجرا کردن

ملایم (هواشناسی)

Ex: After a long winter , the arrival of balmy spring days lifted everyone 's spirits .

پس از زمستانی طولانی، آمدن روزهای ملایم بهار روحیه همه را بالا برد.

auroral [صفت]
اجرا کردن

مربوط به شفق

Ex: The auroral display lit up the Arctic sky in shimmering waves .

نمایش شفق قطبی آسمان قطب شمال را با امواج درخشان روشن کرد.

to bluster [فعل]
اجرا کردن

وزیدن با شدت

Ex: The trees bent as the wind blustered through the valley .

درختان خم شدند در حالی که باد در دره با شدت می‌وزید.

ambiance [اسم]
اجرا کردن

محیط

Ex: Music played a big role in setting the ambiance for the event .

موسیقی نقش بزرگی در تعیین فضا برای رویداد ایفا کرد.

billow [اسم]
اجرا کردن

موج

Ex: Dark billows pounded against the rocks .

موج‌های تاریک به صخره‌ها می‌کوبیدند.

brink [اسم]
اجرا کردن

لبه

Ex: The car skidded to the brink of the ravine .

ماشین به لبه پرتگاه لیز خورد.

arboreal [صفت]
اجرا کردن

درختی

Ex: Early humans were able to extend their habitat into arboreal zones like tall riparian woodlands by developing tree-climbing techniques .

انسان‌های اولیه توانستند با توسعه تکنیک‌های بالا رفتن از درختان، زیستگاه خود را به مناطق درختی مانند جنگل‌های بلند کنار رودخانه گسترش دهند.

arboretum [اسم]
اجرا کردن

آربورتوم

Ex: She spent the afternoon sketching in the arboretum .

او بعدازظهر را در آربورِتوم به طراحی گذراند.

blight [اسم]
اجرا کردن

بیماری گیاهی

Ex: The tomato plants showed signs of blight , with curled leaves and brown spots .

گیاهان گوجه‌فرنگی علائم بلایت را نشان دادند، با برگ‌های پیچیده و لکه‌های قهوه‌ای.

alluvial [صفت]
اجرا کردن

آبرفتی

Ex: Alluvial mining involves extracting minerals such as diamonds and sapphires from riverbed deposits .

معدن‌کاری آبرفتی شامل استخراج مواد معدنی مانند الماس و یاقوت کبود از رسوبات بستر رودخانه می‌شود.

blighted [صفت]
اجرا کردن

ویران

Ex: Farmers worked to remove the blighted vines before the disease spread .

کشاورزان برای حذف تاک‌های آلوده قبل از گسترش بیماری کار کردند.

arroyo [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: After the storm , the once-dry arroyo turned into a rushing stream , carrying debris downstream .

پس از طوفان، آرویو که زمانی خشک بود به جویباری پرسرعت تبدیل شد و آشغال‌ها را به پایین دست برد.

brook [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: A small bridge crossed over the brook in the park .

یک پل کوچک از روی جویبار در پارک عبور می‌کرد.

clime [اسم]
اجرا کردن

آب و هوا

Ex: He dreamed of retiring to a sunny clime by the sea .

او رویای بازنشستگی در یک آب‌وهوا آفتابی در کنار دریا را داشت.

conifer [اسم]
اجرا کردن

درخت سوزنی برگ

Ex: The park planted several conifers to create a windbreak .

پارک چندین درخت سوزنی‌برگ کاشت تا یک مانع باد ایجاد کند.

flora [اسم]
اجرا کردن

گیاهان (یک منطقه)

Ex: The flora of the Arctic tundra is limited but resilient .

فلورا توندرای قطبی محدود اما مقاوم است.

to inundate [فعل]
اجرا کردن

غرقاب کردن

Ex: The construction of the new reservoir will inundate large areas of the forested land .

ساخت مخزن جدید مناطق وسیعی از زمین‌های جنگلی را غرقاب خواهد کرد.

levee [اسم]
اجرا کردن

سد

Ex: Floodwaters breached the old levee , causing significant damage .

آب‌های سیلابی سد قدیمی را شکستند و خسارات قابل توجهی به بار آوردند.

sylvan [صفت]
اجرا کردن

جنگلی

Ex:

پناهگاه یک فرار جنگلی از زندگی شهری ارائه می‌داد.

stuffy [صفت]
اجرا کردن

خفه

Ex: The stuffy office was in dire need of air conditioning .

دفتر خفه‌کننده به شدت به تهویه مطبوع نیاز داشت.

deluge [اسم]
اجرا کردن

باران سیل‌آسا

Ex: After the deluge , the river swelled to dangerous levels , prompting evacuations in low-lying areas .

پس از باران شدید، رودخانه به سطح خطرناکی افزایش یافت و باعث تخلیه مناطق کم‌ارتفاع شد.

spate [اسم]
اجرا کردن

سیل ناگهانی

Ex: The village was threatened by a spate that swept through the valley .

روستا توسط یک سیل که دره را درنوردید تهدید شد.

sultry [صفت]
اجرا کردن

گرم و مرطوب (آب و هوا)

Ex:

عصر شرجی بسیاری را به فرار به ساحل واداشت، تا در نسیم خنک اقیانوس آرامش بیابند.

inclement [صفت]
اجرا کردن

نامساعد (آب‌وهوا)

Ex:

ما مجبور شدیم پیاده‌روی خود را به دلیل شرایط نامساعد جوی در کوه لغو کنیم.

اجرا کردن

گرمای پاییزه

Ex:

به جای بادهای سرد، از یک تابستان هندی غیرمنتظره لذت بردیم که به ما اجازه داد زمان بیشتری را در فضای باز بگذرانیم.

stunted [صفت]
اجرا کردن

کوتوله

Ex:

عملکرد محدود تیم هواداران را ناامید کرد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت