بیباک
بیپروایی بیحیا نوجوان نسبت به ساعت منع رفت و آمد، والدینش را عصبانی کرد، که از جسارت او شوکه شده بودند.
بیباک
بیپروایی بیحیا نوجوان نسبت به ساعت منع رفت و آمد، والدینش را عصبانی کرد، که از جسارت او شوکه شده بودند.
a boastful, arrogant, or loud-mouthed person who talks excessively
لافزن
شهرت او به عنوان لافزن باعث شد مردم به سختی او را جدی بگیرند.
بیاعتنا
او با یک شانهاندازی مغرورانه به سؤال پاسخ داد.
وقاحت
بیپروایی دانشجو در به چالش کشیدن اقتدار استاد غیرمنتظره بود.
مغرور
جاهطلبی بیاندازه او باعث شد تا مشارکتهای دیگران را نادیده بگیرد.
فضلفروش
بحث به دلیل اصرار وسواسی او بر تمایزات کوچک کند شد.
خودنما
او رفتار خودپسندانه او را آزاردهنده یافت، همیشه اصرار بر رعایت قوانین داشت و هرگز حاضر به پذیرش ریسک نبود.
مغرور
آنها از بوتیک مغرور اجتناب کردند زیرا فروشندگان خوشامدگو و دور بودند.
تکبر
غرور مدیر عامل باعث سقوط شرکت شد.
متکبر
علیرغم رفتار مستبدانه او، تصمیماتش در نهایت برای سازمان مفید بود.
مقدسنما
به تصویر کشیدن شخصیت متظاهر به تقوا در فیلم به عنوان نقدی بر تقوای دروغین عمل کرد.
جسارت
پروژه آنها تا حدی به دلیل بیپروایی روشهای آزمایش نشدهشان شکست خورد.
مبالغه
سخنرانی سیاستمدار پر از بمبست بود اما از سیاست واقعی کوتاه بود.
بددهان
بحث زمانی به بدتر شدن گرایید که لحن تلخ او آشکار شد.
خودبزرگبین
سخنرانی پرحرف او پر از زبان پرطمطراق بود اما فاقد محتوا بود.
تحقیرآمیز
معلم در مورد استفاده از برچسبهای تحقیرآمیز در بحثهای کلاسی هشدار داد.
سرزنشآمیز
او با صدایی ملامتآمیز صحبت کرد و به او قول شکستهاش را یادآوری کرد.
توهینآمیز
رفتار توهینآمیز سیاستمدار در طول مناظره، شهرت او را برای همیشه لکهدار کرد.
(لحن) تند
مقاله سرمقاله به خاطر زبان تند و تیز خود که سیاستهای دولت را هدف قرار داده بود، قابل توجه بود.
اهانتآمیز
هر انفجار توهینآمیز او در طول بحث، درگیری را به شدت تشدید کرد.
فضول
او توصیههای همسایه فضول را مداخلهآمیز یافت.
مزاحم
خنده پر سر و صدای او در طول مراسم رسمی بیاحترامی تلقی شد.
برترپندار
شوونیست هر ایدهای را که از خارج از گروه اجتماعیاش میآمد، رد کرد.
اختلال خودبزرگبینی
مگالومانیا او همکاری را غیرممکن کرد—او خود را خطاناپذیر میدید.