کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - زمان و مدت

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
to antecede [فعل]
اجرا کردن

جلو بودن (زمان)

Ex: Heavy rains often antecede the arrival of tropical storms along coastal regions .

باران‌های سنگین اغلب پیش‌درآمد ورود طوفان‌های گرمسیری در مناطق ساحلی هستند.

antecedent [اسم]
اجرا کردن

پیش‌رو

Ex: The typewriter served as an antecedent to the computer keyboard .

ماشین تحریر به عنوان پیش‌رو صفحه کلید کامپیوتر عمل کرد.

belated [صفت]
اجرا کردن

دیرکرد

Ex:

او در نهایت برای تحقیقات پیشگامانه‌اش به رسمیت شناخته شدن دیررس را دریافت کرد.

coeval [صفت]
اجرا کردن

همزمان

Ex:

آنها در دوره‌های همزمان زندگی می‌کردند، که باعث می‌شود گزارش‌های تاریخی آن‌ها برای مقایسه ارزشمند باشد.

ephemeral [صفت]
اجرا کردن

ناپایدار

Ex: The joy of childhood is often described as ephemeral , fleeting away as one grows older .

شادی دوران کودکی اغلب به عنوان گذرا توصیف می‌شود، که با بزرگ شدن فرد از بین می‌رود.

extant [صفت]
اجرا کردن

موجود

Ex: Despite its age , the ancient pottery is still extant and on display in the gallery .

علیرغم سنش، سفالینه باستانی هنوز موجود است و در گالری به نمایش گذاشته شده است.

interregnum [اسم]
اجرا کردن

دوره بین دو حکومت

Ex: The interregnum ended with the coronation of the new king .

دوره فترت با تاج‌گذاری پادشاه جدید به پایان رسید.

inveterate [صفت]
اجرا کردن

دیرین

Ex: The company 's inveterate commitment to innovation allowed it to stay ahead of competitors in the fast-paced industry .

تعهد دیرینه شرکت به نوآوری به آن اجازه داد تا در صنعت پرسرعت از رقبا جلو بماند.

abiding [صفت]
اجرا کردن

پایدار

Ex:

عشق پایدار او به زادگاهش در هر داستانی که می‌گفت آشکار بود.

juncture [اسم]
اجرا کردن

مرحله

Ex: At such a juncture , it 's essential to carefully weigh the consequences of each decision .

در چنین لحظه‌ای، ضروری است که پیامدهای هر تصمیم را به دقت بسنجید.

forthwith [قید]
اجرا کردن

فوراً

Ex: The judge instructed the defendant to leave the courtroom forthwith .

قاضی به متهم دستور داد که فوراً سالن دادگاه را ترک کند.

on the dot [عبارت]
اجرا کردن

درست به‌موقع

Ex: He is running to catch the bus , hoping to arrive on the dot for his appointment .
evanescent [صفت]
اجرا کردن

محوشونده

Ex:

طبیعت ناپایدار جوانی اغلب مردم را برمی‌انگیزد تا لحظات زودگذر شادی و آزادی خود را گرامی بدارند.

incipient [صفت]
اجرا کردن

در شرف تکوین

Ex: She showed an incipient curiosity about the subject in her recent questions .

او در سوالات اخیر خود کنجکاوی نوپایی درباره موضوع نشان داد.

propinquity [اسم]
اجرا کردن

مجاورت

Ex: Propinquity to the water allowed them to enjoy boating during the summer months .

نزدیکی به آب به آنها اجازه داد تا در ماه‌های تابستان از قایق‌سواری لذت ببرند.

اجرا کردن

روز به‌یاد‌ماندنی

Ex: They are experiencing a red-letter day as they receive recognition for their outstanding achievements .

آنها در حال تجربه یک روز به یاد ماندنی هستند که برای دستاوردهای برجسته‌شان مورد تقدیر قرار می‌گیرند.

under the wire [عبارت]
اجرا کردن

در لحظه آخر

Ex: She always manages to complete her assignments just under the wire .
truncated [صفت]
اجرا کردن

کوتاه شده

Ex:

تعطیلات آنها به دلیل یک وضعیت اضطراری در خانه کوتاه شد.

bout [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: He had a brief bout of homesickness but quickly adjusted to his new life abroad .

او یک دوره کوتاه از دلتنگی برای خانه داشت اما به سرعت به زندگی جدید خود در خارج از کشور عادت کرد.

brevity [اسم]
اجرا کردن

اختصار

Ex: The brevity of the summer storm surprised everyone , as it ended almost as soon as it began .

کوتاهی طوفان تابستانی همه را شگفت‌زده کرد، زیرا تقریباً بلافاصله پس از شروع پایان یافت.

nascent [صفت]
اجرا کردن

نوظهور

Ex:

او به چندین کارآفرین نوپا مشاوره می‌دهد تا به آنها در توسعه استارتاپ‌هایشان کمک کند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت