کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - ناهمواری‌ها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
acclivity [اسم]
اجرا کردن

سربالایی

Ex: Rain had made the narrow acclivity slippery and treacherous .

باران شیب باریک را لغزنده و خطرناک کرده بود.

abyss [اسم]
اجرا کردن

مغاک

Ex: The explorers lowered their equipment into the dark abyss beneath the cave entrance .

کاشفان تجهیزات خود را به درون پرتگاه تاریک زیر ورودی غار پایین آوردند.

aperture [اسم]
اجرا کردن

روزنه

Ex: Divers explored the cave 's underwater apertures for hidden chambers .

غواصان سوراخ‌های زیر آب غار را برای یافتن اتاق‌های پنهان کاوش کردند.

cant [اسم]
اجرا کردن

شیب عرضی

Ex:

رانندگان از شیب دقیق پیست به دلیل امکان ثبت زمان‌های دور سریع‌تر با پایداری تقدیر کردند.

chasm [اسم]
اجرا کردن

پرتگاه

Ex: The bridge spanned the chasm , linking the two forested cliffs .
cleft [اسم]
اجرا کردن

شکاف

Ex: Rainwater funneled through a narrow cleft in the pavement .

آب باران از طریق یک شکاف باریک در سنگفرش هدایت شد.

confluence [اسم]
اجرا کردن

هم‌ریزش

Ex: At the confluence of the Allegheny and Monongahela Rivers , the Ohio River is born .

در محل تلاقی رودخانه‌های الگنی و مونونگاهلا، رودخانه اوهایو متولد می‌شود.

fissure [اسم]
اجرا کردن

شکاف

Ex: A network of small fissures had begun to appear in the aging concrete foundation .

شبکه‌ای از ترک‌های کوچک در پی بتنی کهن شروع به ظاهر شدن کرده بود.

untrodden [صفت]
اجرا کردن

پای نگذاشته

Ex: Pioneers mapped the region 's untrodden bluffs before the railroad arrived .

پیشگامان قبل از رسیدن راه‌آهن، صخره‌های دست‌نخورده منطقه را نقشه‌برداری کردند.

crevice [اسم]
اجرا کردن

شکاف

Ex: The old house had several crevices in its foundation , allowing cold air to seep in during the winter months .

خانه قدیمی چندین ترک در پی خود داشت که اجازه می‌داد هوای سرد در ماه‌های زمستان نفوذ کند.

declivity [اسم]
اجرا کردن

شیب

Ex: They paused at the top before descending the steep declivity .

آن‌ها در بالای شیب توقف کردند قبل از اینکه به پایین سرازیر شوند.

terra firma [اسم]
اجرا کردن

زمین محکم

Ex: After weeks at sea , the sailors cheered when they finally set foot on terra firma .

پس از هفته‌ها در دریا، ملوانان شادی کردند وقتی که بالاخره پا بر terra firma گذاشتند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت