کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - کیفیت پایین و بی‌ارزشی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
abject [صفت]
اجرا کردن

بدبخت

Ex: The abandoned children lived in abject neglect .

کودکان رها شده در بی‌توجهی مطلق زندگی می‌کردند.

abysmal [صفت]
اجرا کردن

فاجعه

Ex: The movie received abysmal reviews from critics .

فیلم نقدهای فاجعه‌باری از منتقدان دریافت کرد.

amiss [قید]
اجرا کردن

نامناسب

Ex:

در هنگام بازرسی، اسناد به اشتباه مرتب شده بودند که نشان‌دهنده دستکاری بود.

banal [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The artist ’s work was criticized for being banal and unoriginal .

کار هنرمند به دلیل پیش پا افتاده و غیراصیل بودن مورد انتقاد قرار گرفت.

contrived [صفت]
اجرا کردن

مصنوعی

Ex: The surprise meeting felt too contrived to be believable .

جلسه غافلگیرکننده بیش از حد ساختگی به نظر می‌رسید تا باورپذیر باشد.

disjointed [صفت]
اجرا کردن

نامنسجم

Ex: The artist ’s disjointed style was both intriguing and unsettling .

سبک گسسته هنرمند هم جذاب و هم ناراحت کننده بود.

effete [صفت]
اجرا کردن

ازکارافتاده

Ex: The committee 's effete response failed to address the crisis .

پاسخ ضعیف کمیته در رسیدگی به بحران شکست خورد.

fulsome [صفت]
اجرا کردن

زننده

Ex:

قدردانی افراطی او برای کوچک‌ترین لطف نامتناسب و تصنعی به نظر می‌رسید.

nugatory [صفت]
اجرا کردن

بی‌ارزش

Ex:

اعتراضات آنها به عنوان nugatory و نامربوط رد شد.

tenuous [صفت]
اجرا کردن

ضعیف

Ex: Their tenuous agreement fell apart as soon as negotiations resumed .

توافق سست آنها به محض از سرگیری مذاکرات از هم پاشید.

vacuous [صفت]
اجرا کردن

پوچ یا بی‌معنی

Ex: The professor was unimpressed with the vacuous essays submitted by some students , noting a lack of critical analysis .

استاد از مقالات توخالی ارائه شده توسط برخی از دانشجویان تحت تأثیر قرار نگرفت و به کمبود تحلیل انتقادی اشاره کرد.

vapid [صفت]
اجرا کردن

بی‌روح

Ex: His vapid conversation topics made it difficult to sustain an interesting discussion .

موضوعات مکالمه بی‌مزه او حفظ یک بحث جالب را دشوار کرد.

deplorable [صفت]
اجرا کردن

بی‌کیفیت

Ex: The hotel room was in deplorable condition filthy and falling apart .

اتاق هتل در وضعیت اسفناکی بود — کثیف و در حال فروپاشی.

farcical [صفت]
اجرا کردن

مضحک

Ex: Their plan to rob the bank was so poorly thought out it was farcical .

طرح آنها برای سرقت از بانک آنقدر بد فکر شده بود که farcical بود.

shoddy [صفت]
اجرا کردن

با کیفیت پایین

Ex: The homeowners regretted hiring the contractor when they discovered the shoddy workmanship , leading to leaks and structural problems .

صاحبان خانه از استخدام پیمانکار پشیمان شدند وقتی که کارmanship ضعیف را کشف کردند، که منجر به نشت و مشکلات ساختاری شد.

stuffy [صفت]
اجرا کردن

سختگیر

Ex: She left her stuffy corporate job to pursue a more dynamic career .

او شغل شرکتی سختگیرانه خود را ترک کرد تا شغلی پویاتر را دنبال کند.

tawdry [صفت]
اجرا کردن

غیراخلاقی

Ex: It was a tawdry episode in the history of the organization .

این یک قسمت پست در تاریخ سازمان بود.

decrepit [صفت]
اجرا کردن

فرسوده

Ex: The farm equipment was decrepit after decades without proper maintenance .

تجهیزات مزرعه پس از ده‌ها سال بدون نگهداری مناسب فرسوده شده بود.

menial [صفت]
اجرا کردن

سطح پایین (کار)

Ex: Cleaning the building was considered a menial chore by most employees .

تمیز کردن ساختمان توسط اکثر کارمندان به عنوان یک کار پست در نظر گرفته می‌شد.

dregs [اسم]
اجرا کردن

ته نشین

Ex: The scandal exposed the political party 's dregs .

رسوایی تفاله‌های حزب سیاسی را افشا کرد.

paltry [صفت]
اجرا کردن

کم‌اهمیت

Ex:

علیرغم وعده‌های بزرگش، او تنها پیشرفت ناچیزی در جهت دستیابی به اهدافش داشت.

unmitigated [صفت]
اجرا کردن

کاهش‌نیافته

Ex: Despite the team 's unmitigated efforts , they could n't prevent the opponent from scoring the decisive goal .

علیرغم تلاش‌های بی‌قید و شرط تیم، آنها نتوانستند مانع از گل زدن حریف شوند.

dross [اسم]
اجرا کردن

زباله

Ex:

بحث با آشغال خراب شد، با استدلال‌های بی‌ربط و مشاجرات کوچک که بر گفتگو مسلط شد.

egregious [صفت]
اجرا کردن

رسواگر

Ex: The egregious error in the calculation resulted in a significant financial loss .

اشتباه بارز در محاسبه منجر به زیان مالی قابل توجهی شد.

puny [صفت]
اجرا کردن

ضعیف و ریزه‌اندام

Ex: The puny kitten barely made a sound as it mewed for attention .

بچه گربه ضعیف و کوچک به زحمت صدایی از خود درآورد در حالی که برای جلب توجه میومیو می‌کرد.

derivative [صفت]
اجرا کردن

غیراصلی

Ex: His painting was considered derivative , borrowing too heavily from famous artists .

نقاشی او مشتق در نظر گرفته شد، که بیش از حد از هنرمندان مشهور قرض گرفته بود.

desultory [صفت]
اجرا کردن

جسته‌گریخته

Ex:

عادت‌های مطالعه بی‌نظم او باعث می‌شد که تمام کردن هر کتابی سخت باشد.

perfunctory [صفت]
اجرا کردن

سرسری

Ex:

آنها یک عذرخواهی سطحی ارائه دادند، که به وضوح منظورشان نبود.

cursory [صفت]
اجرا کردن

سرسری

Ex:

آن‌ها یک جستجوی سطحی از محل انجام دادند.

flash in the pan [عبارت]
اجرا کردن

موفقیت گذرا

Ex: The startup 's viral app turned out to be a flash in the pan , fading within months .
اجرا کردن

a hasty or superficial effort at cleaning something, with the intention of doing it more thoroughly later

Ex:
bagatelle [اسم]
اجرا کردن

چیز بی‌ارزش

Ex: For such a wealthy man , the fine was a bagatelle .

برای چنین مرد ثروتمندی، جریمه یک چیز بی‌اهمیت بود.

to dabble [فعل]
اجرا کردن

آزمایش کردن

Ex: The entrepreneur decided to dabble in the tech industry .

کارآفرین تصمیم گرفت در صنعت فناوری آزمایش کند.

facile [صفت]
اجرا کردن

آسان

Ex: The chef 's cooking technique was facile , resulting in delicious dishes with minimal effort .

تکنیک آشپزی سرآشپز آسان بود، که منجر به غذاهای خوشمزه با حداقل تلاش شد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت