بدبخت
کودکان رها شده در بیتوجهی مطلق زندگی میکردند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بدبخت
کودکان رها شده در بیتوجهی مطلق زندگی میکردند.
فاجعه
فیلم نقدهای فاجعهباری از منتقدان دریافت کرد.
معمولی
کار هنرمند به دلیل پیش پا افتاده و غیراصیل بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
مصنوعی
جلسه غافلگیرکننده بیش از حد ساختگی به نظر میرسید تا باورپذیر باشد.
نامنسجم
سبک گسسته هنرمند هم جذاب و هم ناراحت کننده بود.
ازکارافتاده
پاسخ ضعیف کمیته در رسیدگی به بحران شکست خورد.
ضعیف
توافق سست آنها به محض از سرگیری مذاکرات از هم پاشید.
پوچ یا بیمعنی
استاد از مقالات توخالی ارائه شده توسط برخی از دانشجویان تحت تأثیر قرار نگرفت و به کمبود تحلیل انتقادی اشاره کرد.
بیروح
موضوعات مکالمه بیمزه او حفظ یک بحث جالب را دشوار کرد.
بیکیفیت
اتاق هتل در وضعیت اسفناکی بود — کثیف و در حال فروپاشی.
مضحک
طرح آنها برای سرقت از بانک آنقدر بد فکر شده بود که farcical بود.
با کیفیت پایین
صاحبان خانه از استخدام پیمانکار پشیمان شدند وقتی که کارmanship ضعیف را کشف کردند، که منجر به نشت و مشکلات ساختاری شد.
سختگیر
او شغل شرکتی سختگیرانه خود را ترک کرد تا شغلی پویاتر را دنبال کند.
غیراخلاقی
این یک قسمت پست در تاریخ سازمان بود.
فرسوده
تجهیزات مزرعه پس از دهها سال بدون نگهداری مناسب فرسوده شده بود.
سطح پایین (کار)
تمیز کردن ساختمان توسط اکثر کارمندان به عنوان یک کار پست در نظر گرفته میشد.
ته نشین
رسوایی تفالههای حزب سیاسی را افشا کرد.
کماهمیت
علیرغم وعدههای بزرگش، او تنها پیشرفت ناچیزی در جهت دستیابی به اهدافش داشت.
کاهشنیافته
علیرغم تلاشهای بیقید و شرط تیم، آنها نتوانستند مانع از گل زدن حریف شوند.
زباله
بحث با آشغال خراب شد، با استدلالهای بیربط و مشاجرات کوچک که بر گفتگو مسلط شد.
رسواگر
اشتباه بارز در محاسبه منجر به زیان مالی قابل توجهی شد.
ضعیف و ریزهاندام
بچه گربه ضعیف و کوچک به زحمت صدایی از خود درآورد در حالی که برای جلب توجه میومیو میکرد.
غیراصلی
نقاشی او مشتق در نظر گرفته شد، که بیش از حد از هنرمندان مشهور قرض گرفته بود.
جستهگریخته
عادتهای مطالعه بینظم او باعث میشد که تمام کردن هر کتابی سخت باشد.
موفقیت گذرا
a hasty or superficial effort at cleaning something, with the intention of doing it more thoroughly later
چیز بیارزش
برای چنین مرد ثروتمندی، جریمه یک چیز بیاهمیت بود.
آزمایش کردن
کارآفرین تصمیم گرفت در صنعت فناوری آزمایش کند.
آسان
تکنیک آشپزی سرآشپز آسان بود، که منجر به غذاهای خوشمزه با حداقل تلاش شد.