کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - رنگ، نور و الگوهای بصری

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
brindled [صفت]
اجرا کردن

پلنگی

Ex: The brindled horse trotted gracefully across the pasture , its coat rippling with shades of black and chestnut .

اسب راهراه با وقار در چراگاه تاخت می‌زد، پوشش آن با سایه‌هایی از سیاه و شاه بلوطی موج می‌زد.

blotch [اسم]
اجرا کردن

لک

Ex: His shirt was stained with a blotch of mustard .

پیراهن او با یک لکه خردل لکه‌دار شده بود.

diaphanous [صفت]
اجرا کردن

فرانما

Ex: Her diaphanous scarf barely provided any warmth but added elegance to her outfit .

روسری شفاف او به زودی هیچ گرمایی فراهم نمی‌کرد اما به لباسش ظرافت می‌افزود.

gossamer [صفت]
اجرا کردن

بسیار نازک و شفاف

Ex:

گلبرگ‌های ظریف شکوفه‌های گیلاس مانند دانه‌های برف نازک فرو می‌ریختند و زمین را با فرشی نرم می‌پوشاندند.

inchoate [صفت]
اجرا کردن

در شرف تکوین

Ex: The plan was inchoate , missing key details and timelines .

طرح ناقص بود، فاقد جزئیات و جدول‌های زمانی کلیدی بود.

limpid [صفت]
اجرا کردن

شفاف

Ex: He admired the limpid surface of the crystal .

او از سطح شفاف کریستال تحسین کرد.

lustrous [صفت]
اجرا کردن

براق

Ex: His hair had a lustrous sheen after being treated with a nourishing conditioner .

موهای او پس از درمان با نرم کننده مغذی، درخششی براق داشت.

motley [صفت]
اجرا کردن

مختلط

Ex: His bookshelf contained a motley mix of science , poetry , and cookbooks .
pallid [صفت]
اجرا کردن

رنگ‌پریده

Ex: The witness 's pallid demeanor suggested the traumatic nature of the event .

رنگ پریده بودن شاهد نشان دهنده ماهیت آسیب زای رویداد بود.

refulgent [صفت]
اجرا کردن

درخشان

Ex:

آبهای درخشان دریاچه زیر نور خورشید ظهر میدرخشیدند، شناگران را به خنک شدن در آغوش خنک خود دعوت میکردند.

sinuous [صفت]
اجرا کردن

مارپیچی

Ex: Navigating the sinuous path required careful attention to avoid sharp turns and steep inclines .

پیمودن مسیر پیچ‌درپیچ نیازمند توجه دقیق برای اجتناب از پیچ‌های تند و شیب‌های تند بود.

turbid [صفت]
اجرا کردن

گل‌آلود

Ex: The turbid broth was rich with flavors but visually unappealing .

آبگوشت کدر از نظر طعم غنی بود اما از نظر ظاهری جذاب نبود.

turgid [صفت]
اجرا کردن

متورم

Ex: His abdomen was turgid , a sign of internal pressure .

شکم او متورم بود، نشانه‌ای از فشار داخلی.

variegated [صفت]
اجرا کردن

چندرنگ

Ex:

بال‌های پروانه رنگارنگ بودند، در حالی که پرواز می‌کرد آرایه‌ای زیبا از رنگ‌ها را نمایش می‌داد.

garish [صفت]
اجرا کردن

جلف

Ex: His room was filled with garish posters and mismatched furniture , lacking any cohesive style .

اتاقش پر از پوسترهای پرزرق و برق و مبلمان نامتناسب بود، فاقد هرگونه سبک منسجم.

wispy [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex:

همانطور که نسیم از پنجره باز می‌وزید، پرده‌های نازک به آرامی موج می‌زدند و سایه‌های رقصانی بر دیوارها می‌انداختند.

ethereal [صفت]
اجرا کردن

زیبا و باظرافت

Ex: The ethereal scent of jasmine filled the garden , transporting visitors to a dreamlike state .

عطر ملکوتی یاسمن باغ را پر کرد و بازدیدکنندگان را به حالتی رویایی برد.

ornate [صفت]
اجرا کردن

پرآب‌وتاب

Ex: The ornate chandelier hung from the ceiling , casting a dazzling array of light throughout the ballroom .

لوستر منقوش از سقف آویزان بود و پرتوهای خیره‌کننده‌ای از نور را در سراسر سالن رقص می‌پاشید.

gaudy [صفت]
اجرا کردن

پرزرق و برق

Ex: His gaudy sports car attracted stares wherever he drove .

ماشین ورزشی پرزرق و برق او هرکجا که می‌رفت نگاه‌ها را به خود جلب می‌کرد.

dispersed [صفت]
اجرا کردن

پراکنده

Ex:

خانواده آنها در چندین قاره پراکنده بود.

unkempt [صفت]
اجرا کردن

نامرتب

Ex: The abandoned building had broken windows and an unkempt interior , echoing its deserted state .

ساختمان رها شده پنجره‌های شکسته و یک فضای داخلی به هم ریخته داشت که وضعیت متروکه آن را منعکس می‌کرد.

aery [صفت]
اجرا کردن

غیرمادی

Ex:

کلمات او جذابیت هوایی داشتند، شاعرانه اما سخت برای درک.

sundry [صفت]
اجرا کردن

متنوع

Ex: The market stall sold sundry fruits such as apples , oranges , and bananas .

غرفه بازار متنوعی از میوه‌ها مانند سیب، پرتقال و موز می‌فروخت.

اجرا کردن

گوناگون

Ex: The company offers a multifarious range of products to meet diverse consumer needs .

شرکت طیف متنوعی از محصولات را برای پاسخگویی به نیازهای متنوع مصرف‌کنندگان ارائه می‌دهد.

askew [قید]
اجرا کردن

اریب‌وار

Ex: The bookshelf stood askew , its shelves unevenly aligned , making it difficult to organize the books properly .

قفسه کتاب کج ایستاده بود، قفسه‌های آن به طور ناهموار تراز شده بودند، که سازماندهی صحیح کتاب‌ها را دشوار می‌کرد.

awry [قید]
اجرا کردن

کج

Ex:

چرخ‌های ماشین پس از پیچ تند کج شدند و باعث منحرف شدن آن شدند.

dichotomy [اسم]
اجرا کردن

دوگانگی

Ex: The debate revealed a dichotomy between theory and practice .

بحث یک دوگانگی بین تئوری و عمل را آشکار کرد.

eclectic [صفت]
اجرا کردن

گلچین‌شده

Ex: Her wardrobe was eclectic , mixing designer pieces with thrift store finds for a unique look .

کمد لباس او انتخابی بود، که قطعات طراحان را با یافته‌های فروشگاه‌های دست دوم برای ظاهری منحصر به فرد ترکیب می‌کرد.

dimly [قید]
اجرا کردن

تیره‌وتار

Ex: The lanterns on the pathway lit up dimly , creating a subtle glow .

فانوس‌های روی مسیر کم‌نور روشن شدند و درخششی ظریف ایجاد کردند.

palpable [صفت]
اجرا کردن

ملموس

Ex: The heat from the fire was palpable , warming the entire room .

گرمای آتش محسوس بود، تمام اتاق را گرم می‌کرد.

facet [اسم]
اجرا کردن

وجه

Ex:

جراح در طول عمل جراحی، سطوح صاف مفصل زانو را بررسی کرد.

اجرا کردن

کالی‌دوسکوپ

Ex: The city's nightlife is a kaleidoscope of sights, sounds, and cultures.

زندگی شبانه شهر یک کالیدوسکوپ از مناظر، صداها و فرهنگ‌ها است.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت