کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - بحث و توهین

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
اجرا کردن

تلاش بیهوده کردن

Ex: Management insisted on discussing obsolete software , but the IT team called it flogging a dead horse .
to dissent [فعل]
اجرا کردن

اختلاف عقیده داشتن

Ex:

حزب اقلیت در پارلمان اغلب از تصمیم‌های اکثریت در مورد مسائل قانونی کلیدی مخالفت می‌کند.

braggadocio [اسم]
اجرا کردن

لافزنی

Ex: The team 's pregame braggadocio backfired when they lost by a wide margin .

لاف زنی تیم قبل از بازی نتیجه معکوس داد وقتی که با اختلاف زیادی باختند.

to bicker [فعل]
اجرا کردن

بگومگو کردن سر موضوعات کم‌اهمیت

Ex: Team members started to bicker during the project , arguing about small details and slowing down progress .

اعضای تیم در طول پروژه شروع به مشاجره کردند، در مورد جزئیات کوچک بحث کردند و پیشرفت را کند کردند.

bromide [اسم]
اجرا کردن

برومید

Ex: When asked for feedback , she sighed and muttered a few polite bromides about improvement .

وقتی برای بازخورد درخواست شد، او آه کشید و چند کلیشه مودبانه در مورد بهبود زیر لب زمزمه کرد.

carping [اسم]
اجرا کردن

عیب‌جو

Ex:

بحث پر از منتقدان carping بود که بر روی اشتباهات پیش پا افتاده تمرکز داشتند.

to cavil [فعل]
اجرا کردن

بهانه‌گیری کردن

Ex: Even after a successful event , there were those who continued to cavil at the choice of music .

حتی پس از یک رویداد موفق، کسانی بودند که به عیبجویی از انتخاب موسیقی ادامه دادند.

platitude [اسم]
اجرا کردن

حرف پوچ و تکراری

Ex: She rolled her eyes at the platitude , " time heals all wounds . "

او به کلیشه، "زمان همه زخم‌ها را التیام می‌بخشد" چشم غره رفت.

sour grapes [اسم]
اجرا کردن

گربه دستش به گوشت نمی‌رسه میگه بو میده

Ex: His constant criticism of others ' achievements is just sour grapes due to his lack of success .

انتقاد مداوم او از دستاوردهای دیگران فقط انگور ترش به دلیل عدم موفقیت خودش است.

untenable [صفت]
اجرا کردن

توجیه‌نشدنی (نظریه)

Ex: The researcher 's theory was labeled untenable by the scientific community .

نظریه محقق توسط جامعه علمی به عنوان غیرقابل دفاع برچسب زده شد.

اجرا کردن

رد کردن

Ex: The audit report controverted management 's claims of cost savings .

گزارش حسابرسی ادعاهای مدیریت در مورد صرفه‌جویی در هزینه‌ها را رد کرد.

to demur [فعل]
اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: She demurred at the idea of endorsing the policy , raising ethical concerns .

او به ایده حمایت از سیاست اعتراض کرد، نگرانی‌های اخلاقی را مطرح کرد.

to gainsay [فعل]
اجرا کردن

رد کردن

Ex: His impeccable track record in the industry is hard to gainsay ; he is widely respected for his achievements .

سابقه بی‌عیب او در صنعت به سختی انکارشدنی است؛ او به خاطر دستاوردهایش به طور گسترده مورد احترام است.

to quibble [فعل]
اجرا کردن

سر هیچ‌و‌پوچ بحث کردن

Ex: The children often quibbled over trivial things like who got to sit in the front seat of the car .

کودکان اغلب بر سر چیزهای پیش پا افتاده مثل این که چه کسی در صندلی جلو ماشین بنشیند بحث می‌کردند.

اجرا کردن

شدیداً مخالفت کردن

Ex: The community members remonstrated against the construction of a new landfill in their residential area .

اعضای جامعه علیه ساخت یک زباله‌دانی جدید در منطقه مسکونی خود اعتراض کردند.

to impugn [فعل]
اجرا کردن

اعتراض کردن

Ex: She has never impugned his dedication to the project .

او هرگز به فداکاری او نسبت به پروژه تردید نکرده است.

to dehort [فعل]
اجرا کردن

به شدت دلسرد کردن

Ex:

او توسط دوستانش از انجام یک سرمایه‌گذاری پرریسک منصرف شد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت