تلاش بیهوده کردن
تلاش بیهوده کردن
اختلاف عقیده داشتن
حزب اقلیت در پارلمان اغلب از تصمیمهای اکثریت در مورد مسائل قانونی کلیدی مخالفت میکند.
لافزنی
لاف زنی تیم قبل از بازی نتیجه معکوس داد وقتی که با اختلاف زیادی باختند.
بگومگو کردن سر موضوعات کماهمیت
اعضای تیم در طول پروژه شروع به مشاجره کردند، در مورد جزئیات کوچک بحث کردند و پیشرفت را کند کردند.
برومید
وقتی برای بازخورد درخواست شد، او آه کشید و چند کلیشه مودبانه در مورد بهبود زیر لب زمزمه کرد.
عیبجو
بحث پر از منتقدان carping بود که بر روی اشتباهات پیش پا افتاده تمرکز داشتند.
بهانهگیری کردن
حتی پس از یک رویداد موفق، کسانی بودند که به عیبجویی از انتخاب موسیقی ادامه دادند.
حرف پوچ و تکراری
او به کلیشه، "زمان همه زخمها را التیام میبخشد" چشم غره رفت.
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده
انتقاد مداوم او از دستاوردهای دیگران فقط انگور ترش به دلیل عدم موفقیت خودش است.
توجیهنشدنی (نظریه)
نظریه محقق توسط جامعه علمی به عنوان غیرقابل دفاع برچسب زده شد.
رد کردن
گزارش حسابرسی ادعاهای مدیریت در مورد صرفهجویی در هزینهها را رد کرد.
مخالفت کردن
او به ایده حمایت از سیاست اعتراض کرد، نگرانیهای اخلاقی را مطرح کرد.
رد کردن
سابقه بیعیب او در صنعت به سختی انکارشدنی است؛ او به خاطر دستاوردهایش به طور گسترده مورد احترام است.
سر هیچوپوچ بحث کردن
کودکان اغلب بر سر چیزهای پیش پا افتاده مثل این که چه کسی در صندلی جلو ماشین بنشیند بحث میکردند.
شدیداً مخالفت کردن
اعضای جامعه علیه ساخت یک زبالهدانی جدید در منطقه مسکونی خود اعتراض کردند.
اعتراض کردن
او هرگز به فداکاری او نسبت به پروژه تردید نکرده است.