کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - Science

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
assay [اسم]
اجرا کردن

آزمایش

Ex: Assays are crucial in developing vaccines by identifying effective concentrations of antigens .

آزمایش‌ها در توسعه واکسن‌ها با شناسایی غلظت‌های موثر آنتی‌ژن‌ها حیاتی هستند.

astringent [صفت]
اجرا کردن

قابض

Ex: Witch hazel is often used for its natural astringent qualities .

گیاه فندق افسونگر اغلب برای خواص قابض طبیعی آن استفاده می‌شود.

aureole [اسم]
اجرا کردن

هاله نور (دور خورشید و ستارگان)

Ex: Photographs captured the delicate filaments of the solar aureole .

عکس‌ها رشته‌های ظریف هاله خورشیدی را ثبت کردند.

axiom [اسم]
اجرا کردن

قاعده (منطق)

Ex: A key axiom in set theory is the axiom of choice , which asserts the existence of a set containing exactly one element from each non-empty subset of a given set .

یک اصل کلیدی در نظریه مجموعه‌ها، اصل انتخاب است که وجود مجموعه‌ای شامل دقیقاً یک عنصر از هر زیرمجموعه غیرخالی یک مجموعه داده‌شده را تأیید می‌کند.

apogee [اسم]
اجرا کردن

اوج

Ex: Engineers scheduled the maneuver just before apogee to adjust the orbit .

مهندسان مانور را دقیقاً قبل از اوج برنامه‌ریزی کردند تا مدار را تنظیم کنند.

centrifugal [صفت]
اجرا کردن

گریز از مرکز

Ex: When making pottery on the wheel , the centrifugal motion shapes the clay into a symmetrical form .

هنگام ساخت سفال روی چرخ، حرکت گریز از مرکز خاک رس را به شکلی متقارن شکل می‌دهد.

centrifuge [اسم]
اجرا کردن

سانتریفوژ

Ex: Food industry laboratories use centrifuges for quality control , separating and analyzing ingredients .

آزمایشگاه‌های صنایع غذایی از سانتریفیوژها برای کنترل کیفیت، جداسازی و تجزیه و تحلیل مواد تشکیل‌دهنده استفاده می‌کنند.

centripetal [صفت]
اجرا کردن

مرکزگرا

Ex:

شتاب مرکزگرا یک ماشین را در مسیر منحنی خود نگه می‌دارد.

اجرا کردن

محدود کردن

Ex: The engineer circumscribed the triangle with a larger circle , touching all three corners .

مهندس مثلث را با یک دایره بزرگتر محاط کرد، به طوری که هر سه گوشه را لمس می‌کرد.

actuarial [صفت]
اجرا کردن

آماری

Ex: The pension fund 's stability depends on accurate actuarial projections .

پایداری صندوق بازنشستگی به پیش‌بینی‌های دقیق اکچوئری بستگی دارد.

اجرا کردن

مربوط به انسان‌انگاری

Ex: Children 's stories frequently use anthropomorphic characters to teach moral lessons .

داستان‌های کودکان اغلب از شخصیت‌های انسان‌گونه برای آموزش درس‌های اخلاقی استفاده می‌کنند.

endemic [صفت]
اجرا کردن

بومی

Ex: The endemic poverty in the rural areas requires targeted social welfare programs .

فقر بومی در مناطق روستایی نیازمند برنامه‌های رفاه اجتماعی هدفمند است.

entomology [اسم]
اجرا کردن

حشره‌شناسی

Ex: Forensic entomology uses knowledge of insect life cycles to help solve criminal cases , such as estimating the time of death in homicide investigations .

حشره‌شناسی پزشکی قانونی از دانش چرخه‌های زندگی حشرات برای کمک به حل پرونده‌های جنایی استفاده می‌کند، مانند تخمین زمان مرگ در تحقیقات قتل.

eugenics [اسم]
اجرا کردن

بهنژادی

Ex: Many scientists now view eugenics as a pseudoscience with harmful implications .

بسیاری از دانشمندان اکنون بهنژادی را به عنوان یک شبه علم با پیامدهای مضر می‌بینند.

اجرا کردن

برون‌یابی

Ex: Her extrapolation of the data led to a bold prediction .

برون‌یابی داده‌های او به یک پیش‌بینی جسورانه منجر شد.

اجرا کردن

معرفت‌شناسی

Ex: Her research focuses on epistemology and the justification of belief .
homeostasis [اسم]
اجرا کردن

هموستاز

Ex: When you feel thirsty and drink water , it helps restore the body 's water balance , maintaining homeostasis .

وقتی احساس تشنگی می‌کنید و آب می‌نوشید، به بازگرداندن تعادل آب بدن کمک می‌کند و همئوستازی را حفظ می‌کند.

igneous [صفت]
اجرا کردن

آذرین (سنگ)

Ex: Heat and pressure can transform igneous formations over time .

گرما و فشار می‌توانند با گذشت زمان سازندهای آذرین را دگرگون کنند.

microcosm [اسم]
اجرا کردن

نمونه کوچک (هر چیزی)

Ex: Some reality shows attempt to artificially create microcosms that magnify real-world social dynamics .

برخی از برنامه‌های واقع‌نما سعی می‌کنند ریزکیهان‌هایی مصنوعی ایجاد کنند که پویایی‌های اجتماعی دنیای واقعی را بزرگنمایی می‌کنند.

اجرا کردن

پرنده‌شناس

Ex: The ornithologist 's book became a bestseller among bird enthusiasts .

کتاب پرنده‌شناس در میان علاقه‌مندان به پرندگان به پرفروش‌ترین تبدیل شد.

اجرا کردن

دیرین‌شناسی

Ex: Her passion for dinosaurs led her to pursue a career in paleontology , where she now conducts fieldwork and excavates fossils .

اشتیاق او به دایناسورها او را به سمت دنبال کردن حرفه‌ای در دیرین‌شناسی سوق داد، جایی که او اکنون کارهای میدانی انجام می‌دهد و فسیل‌ها را حفاری می‌کند.

perigee [اسم]
اجرا کردن

حضیض (زمین)

Ex: During the lunar perigee , the moon appeared larger and brighter in the night sky , a phenomenon often referred to as a " supermoon . "

در طول حضیض قمری، ماه در آسمان شب بزرگ‌تر و درخشان‌تر به نظر رسید، پدیده‌ای که اغلب به آن "ابرماه" می‌گویند.

sidereal [صفت]
اجرا کردن

اختری

Ex: Sidereal astrology uses the positions of stars and constellations for horoscopic purposes .

طالع‌بینی ستاره‌ای از موقعیت ستاره‌ها و صورت‌های فلکی برای اهداف طالع‌بینی استفاده می‌کند.

vivisection [اسم]
اجرا کردن

تشریح (جانور زنده)

Ex: The research required vivisection to understand the impact of surgical techniques .

تحقیق برای درک تأثیر تکنیک‌های جراحی به تشریح موجود زنده نیاز داشت.

اجرا کردن

تخمین زدن

Ex: Can we extrapolate the final outcome from the current progress ?

آیا می‌توانیم نتیجه نهایی را از پیشرفت فعلی برونیابی کنیم؟

cytology [اسم]
اجرا کردن

سیتولوژی

Ex: Pap smears are a common application of cytology in medical diagnostics .

اسمیر پاپ یک کاربرد رایج سیتولوژی در تشخیص‌های پزشکی است.

acoustics [اسم]
اجرا کردن

آکوستیک

Ex: Engineers adjusted the theater 's acoustics to eliminate echoes .

مهندسان آکوستیک تئاتر را برای حذف پژواک‌ها تنظیم کردند.

adamant [اسم]
اجرا کردن

آدامانت

Ex: Explorers in the tale discovered a cavern glittering with shards of raw adamant .

کاشفان در داستان غاری را کشف کردند که با تکه‌های الماس خام می‌درخشید.

alloy [اسم]
اجرا کردن

آلیاژ

Ex: Bronze , an alloy of copper and tin , has been used for centuries in sculpture , weaponry , and coinage .

برنز، یک آلیاژ از مس و قلع، برای قرن‌ها در مجسمه‌سازی، تسلیحات و ضرب سکه استفاده شده است.

to anneal [فعل]
اجرا کردن

آنیل کردن

Ex: Annealing copper increases flexibility .

آنیل کردن مس انعطاف‌پذیری را افزایش می‌دهد.

anthropoid [صفت]
اجرا کردن

شبیه انسان

Ex:

ویژگی‌های شبه‌انسانی شامل بینی صاف و چشمان رو به جلو می‌شود.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت