کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - اصطلاحات و گفته‌های زبانی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
alias [اسم]
اجرا کردن

نام ساختگی

Ex: The hacker operated under multiple aliases to cover his tracks on the internet .

هکر تحت چندین نام مستعار فعالیت می‌کرد تا ردپای خود را در اینترنت بپوشاند.

adage [اسم]
اجرا کردن

ضرب‌المثل

Ex: The adage " actions speak louder than words " underscores the importance of demonstrating one 's intentions through deeds rather than mere promises .

ضرب‌المثل "اعمال بلندتر از کلمات سخن می‌گویند" اهمیت نشان دادن نیات از طریق اعمال را به جای وعده‌های صرف، تأکید می‌کند.

appellation [اسم]
اجرا کردن

عنوان

Ex: The mountain 's ancient appellation is still used by locals .

نامگذاری باستانی کوه هنوز توسط مردم محلی استفاده می‌شود.

aphorism [اسم]
اجرا کردن

کلام قصار

Ex: " If it ai n't broke , do n't fix it " is a classic aphorism .

"اگر خراب نیست، آن را تعمیر نکن" یک جمله کوتاه حکیمانه کلاسیک است.

apothegm [اسم]
اجرا کردن

کلام کوتاه و آموزنده

Ex: She quoted an apothegm from a famous author to illustrate her point during the discussion .

او یک حکمت از یک نویسنده معروف نقل کرد تا نظر خود را در طول بحث روشن کند.

argot [اسم]
اجرا کردن

زبان خاص

Ex: Surfers have their own laid-back argot .

موج‌سواران زبان مخفی راحت خود را دارند.

banter [اسم]
اجرا کردن

شوخی کنایه‌دار

Ex: He responded to the teasing with good-natured banter .

او به شوخی‌ها با شوخی خوش‌خلقانه پاسخ داد.

digression [اسم]
اجرا کردن

پرت‌شدن (از موضوع)

Ex: The novel includes a long digression on ancient myths .

رمان شامل یک انحراف طولانی در مورد اساطیر باستانی است.

litany [اسم]
اجرا کردن

یک لیستانی

Ex: The article listed a litany of economic challenges .

مقاله یک لیست طولانی از چالش‌های اقتصادی را فهرست کرد.

neologism [اسم]
اجرا کردن

واژه‌سازی

Ex: Linguists study neologisms to understand how language evolves over time and reflects cultural changes .

زبان‌شناسان واژه‌های نو را مطالعه می‌کنند تا بفهمند زبان چگونه در طول زمان تکامل می‌یابد و تغییرات فرهنگی را منعکس می‌کند.

اجرا کردن

استفاده از نام‌آوا

Ex: Children 's literature frequently uses onomatopoeia to engage young readers .

ادبیات کودکان اغلب از آواگری برای جذب خوانندگان جوان استفاده می‌کند.

patois [اسم]
اجرا کردن

گویش محلی

Ex: The old fisherman told stories in the patois of the coast .

ماهیگیر پیر داستان‌ها را به گویش محلی ساحل تعریف می‌کرد.

preamble [اسم]
اجرا کردن

مقدمه

Ex: Before diving into the main chapters , the preamble set the stage for the book ’s narrative .

قبل از شیرجه زدن به فصل‌های اصلی، مقدمه صحنه را برای روایت کتاب آماده کرد.

query [اسم]
اجرا کردن

پرسش

Ex: He raised a query regarding the accuracy of the report .

او یک پرسش در مورد دقت گزارش مطرح کرد.

simile [اسم]
اجرا کردن

تشبیه

Ex: The simile " like a fish out of water " captures the protagonist 's sense of displacement and discomfort in unfamiliar surroundings .

تشبیه "مثل ماهی بیرون از آب" احساس جابجایی و ناراحتی شخصیت اصلی در محیط های ناآشنا را به تصویر می کشد.

tautology [اسم]
اجرا کردن

همان‌گویی (معنی‌شناسی)

Ex: An example of tautology is the phrase " free gift , " where the word " gift " inherently implies that it is free .

نمونه‌ای از تکرار مکرر عبارت "هدیه رایگان" است، که در آن کلمه "هدیه" ذاتاً به این معنی است که رایگان است.

treatise [اسم]
اجرا کردن

رساله

Ex: The professor published a treatise exploring the history and evolution of democracy .

استاد یک رساله منتشر کرد که تاریخ و تکامل دموکراسی را بررسی می‌کند.

maxim [اسم]
اجرا کردن

مَثل

Ex: " Look before you leap " is a maxim advising caution and careful consideration before making decisions or taking action .

"قبل از پرش نگاه کن" یک حکمت است که احتیاط و تأمل دقیق را قبل از تصمیم‌گیری یا اقدام توصیه می‌کند.

delineation [اسم]
اجرا کردن

توصیف

Ex: His speech included a careful delineation of the policy 's goals .

سخنرانی او شامل یک ترسیم دقیق از اهداف سیاست بود.

entreaty [اسم]
اجرا کردن

استدعا

Ex: They sent an entreaty to the king for aid .

آن‌ها یک درخواست به پادشاه برای کمک فرستادند.

اجرا کردن

با یک گل بهار نمی‌شود

Ex: The team won their opening match , though one swallow does not make a summer they need to maintain consistency .
اجرا کردن

کارها را وارونه انجام دادن

Ex: You need to prepare a project proposal before requesting funding ; do n't put the cart before the horse .
shibboleth [اسم]
اجرا کردن

اسم رمز (سیاسی)

Ex: Linguists study shibboleths to understand regional dialects and linguistic variations .

زبان‌شناسان شیبولیث را مطالعه می‌کنند تا لهجه‌های منطقه‌ای و تغییرات زبانی را درک کنند.

kernel [اسم]
اجرا کردن

هسته

Ex: The book 's kernel is the struggle for personal freedom .

هسته کتاب مبارزه برای آزادی شخصی است.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت