کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - خانواده و ازدواج

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
conjugal [صفت]
اجرا کردن

ازدواجی

Ex: The couple attended counseling to address conjugal tensions .

زوج برای رسیدگی به تنش‌های زوجی در جلسات مشاوره شرکت کردند.

connubial [صفت]
اجرا کردن

وابسته‌به زناشویی

Ex: Their connubial home blended his minimalist style with her vintage finds .

خانه ازدواجی آنها سبک مینیمالیستی او را با یافته‌های وینتیج او در هم آمیخت.

اجرا کردن

هم‌خون

Ex: Although they lived in different parts of the world , their consanguineous bond was discovered through DNA testing .

اگرچه آنها در نقاط مختلف جهان زندگی می‌کردند، پیوند خویشاوندی آنها از طریق آزمایش DNA کشف شد.

avuncular [صفت]
اجرا کردن

مانند دایی یا عمو

Ex: During the will reading , his avuncular smile reassured the nervous relatives .

در طول خواندن وصیت نامه، لبخند عموگونه او بستگان عصبی را آرام کرد.

consanguine [صفت]
اجرا کردن

همخون

Ex:

پادشاهی‌های قرون وسطی ازدواج‌های خویشاوندی را برای جلوگیری از درون‌آمیزی خطوط خونی سلسله‌ای ممنوع می‌کردند.

progeny [اسم]
اجرا کردن

دودمان

Ex: His progeny showed a remarkable talent for music , much like their father and grandfather before them .

فرزندان او استعداد قابل توجهی در موسیقی نشان دادند، درست مانند پدر و پدربزرگشان قبل از آنها.

اجرا کردن

نسبت خونی

Ex: The consanguinity between the cousins was evident , as they shared many physical and personality traits .

خویشاوندی خونی بین پسرعموها آشکار بود، زیرا آنها بسیاری از ویژگی‌های فیزیکی و شخصیتی را به اشتراک گذاشته بودند.

scion [اسم]
اجرا کردن

فرزند

Ex: Interviewers grilled the young scion on his plans for the corporate legacy .

مصاحبه‌کنندگان از وارث جوان درباره برنامه‌هایش برای میراث شرکتی بازجویی کردند.

cuckold [اسم]
اجرا کردن

a man whose partner is unfaithful, often implying he is weak or humiliated

Ex: He refused to stay at the dinner table after discovering he was a cuckold .
to beget [فعل]
اجرا کردن

بوجود آوردن

Ex: Innovation can beget economic growth , fostering prosperity and development within a society .

نوآوری می‌تواند منجر به رشد اقتصادی شود، که رفاه و توسعه را در یک جامعه تقویت می‌کند.

to betroth [فعل]
اجرا کردن

نامزد کردن

Ex: The medieval princess was betrothed to a prince from a neighboring kingdom for political alliances .

شاهدخت قرون وسطی به یک شاهزاده از پادشاهی همسایه برای اتحادهای سیاسی نامزد شد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت