کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - مناسب بودن و شایستگی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
apposite [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex:

ویراستگر انتخاب مناسب کلمات در مقاله را ستود.

apropos [صفت]
اجرا کردن

به‌جا

Ex:

نظر او، اگرچه غیرمنتظره بود، در شرایط موجود کاملاً مناسب از آب درآمد.

اجرا کردن

متناسب

Ex: The size of the team is commensurate with the scale of the project they are working on .

اندازه تیم متناسب با مقیاس پروژه‌ای است که روی آن کار می‌کنند.

condign [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: Critics hailed the award as a condign recognition of his lifetime achievements .

منتقدان این جایزه را به عنوان یک قدردانی شایسته از دستاوردهای مادام‌العمر او ستودند.

congruence [اسم]
اجرا کردن

همخوانی

Ex: The theory lacks congruence with the experimental data .

این نظریه فاقد همخوانی با داده‌های تجربی است.

congruent [صفت]
اجرا کردن

همخوان

Ex:

دو زاویه هم‌نهشت هر کدام 90 درجه اندازه‌گیری می‌کنند.

canon [اسم]
اجرا کردن

مجموعه‌ معیار

Ex: The Impressionist painters challenged the traditional canon of art by experimenting with color , light , and brushwork in their works .

نقاشان امپرسیونیست با آزمایش در رنگ، نور و قلم‌زنی در آثارشان، کانون سنتی هنر را به چالش کشیدند.

felicitous [صفت]
اجرا کردن

خوش‌بیان

Ex: He penned a brief but felicitous thank you note for the thoughtful gift .

او یک یادداشت تشکر کوتاه اما مناسب برای هدیه‌ی با ملاحظه نوشت.

fidelity [اسم]
اجرا کردن

مقدار شباهت

Ex: The translation maintained fidelity to the author 's style .

ترجمه وفاداری به سبک نویسنده را حفظ کرد.

incongruity [اسم]
اجرا کردن

ناهماهنگی

Ex: His eccentric outfit stood out due to its incongruity with the formal dress code of the event .

لباس عجیب و غریب او به دلیل ناهمخوانی با کد لباس رسمی مراسم، برجسته بود.

pertinent [صفت]
اجرا کردن

به‌جا

Ex: His question was pertinent to the discussion , addressing the main issue at hand .

سوال او مربوط به بحث بود و مسئله اصلی را مورد توجه قرار داد.

criterion [اسم]
اجرا کردن

استاندارد

Ex: The Constitution serves as the criterion for interpreting and evaluating the legality of governmental actions .

قانون اساسی به عنوان معیار برای تفسیر و ارزیابی قانونی بودن اقدامات دولت عمل می‌کند.

expedient [صفت]
اجرا کردن

صلاح

Ex: In order to secure a promotion , he made expedient alliances with influential colleagues .

برای تضمین ارتقاء، او اتحادهای سودمند با همکاران تأثیرگذار برقرار کرد.

germane [صفت]
اجرا کردن

مربوط

Ex:

در طول جلسه، تنها اطلاعات مرتبط مورد بحث قرار گرفت تا در مسیر درست باقی بمانیم.

incongruous [صفت]
اجرا کردن

نامتجانس

Ex: The loud , upbeat music was incongruous with the solemn tone of the funeral .

موسیقی بلند و شاد با فضای جدی مراسم تشییع جنازه ناهمخوان بود.

tantamount [صفت]
اجرا کردن

معادل

Ex: Refusing to answer the question was tantamount to admitting guilt .
to behoove [فعل]
اجرا کردن

شایسته است

Ex: Given the circumstances , it behooves him to apologize .

با توجه به شرایط، شایسته است که او عذرخواهی کند.

paradigm [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: The novel ’s plot was a paradigm of classic hero ’s journey storytelling .

طرح رمان یک الگو از داستان سفر کلاسیک قهرمان بود.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت