بدخلق
زن پیر ناسازگار همیشه از چیزی شکایت داشت.
بدخلق
زن پیر ناسازگار همیشه از چیزی شکایت داشت.
سرکش
او علیرغم هشدارهای مکرر مقامات مدرسه سرکش باقی ماند.
دکترینی
کمیته پیشنهاد دکترینی را به عنوان غیرقابل اجرا رد کرد.
متعصب
اگر نگرش جزمی داشته باشید، ممکن است بینشهای ارزشمند اطرافیان خود را از دست بدهید.
سرکش
مشتری سرسخت با صندوقدار در مورد جزئیات جزئی بحث کرد و روند پرداخت را برای سایر خریداران به تأخیر انداخت.
سرسخت
طوفان بیامان بود و ساعتها به ساحل میکوبید.
عدم انعطاف
سرسختی او در مذاکرات، رسیدن به توافق را غیرممکن کرد.
غیر قابل کنترل
مناقشه غیرقابل حل بین دو کشور به نظر میرسید که از طریق دیپلماسی غیرممکن است حل شود.
سرسخت
او سرسخت ماند و به خرجهای بیپروای خود ادامه داد.
متمرد
او با وجود تهدید به مجازات سرکش باقی ماند.
سرکش
کارکنان سرکش اغلب انسجام تیم را مختل میکنند و پیشرفت را کند میکنند.
اصلاحناپذیر (از طریق تنبیه)
سرکشی اصلاحناپذیر او هر مجازاتی را بیمعنا کرد.
خودسرانه
علیرغم حقایق، او انتخاب منحرفانهای کرد که نصیحت همه را نادیده بگیرد و برخلاف برنامه عمل کند.
تنگ نظر
سیاستهای انزواگرایانه دولت، تجارت و تعامل با کشورهای همسایه را محدود کرد.