کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - سرسختی و لجبازی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
اجرا کردن

بدخلق

Ex: The cantankerous old woman was always complaining about something .

زن پیر ناسازگار همیشه از چیزی شکایت داشت.

اجرا کردن

سرکش

Ex: She remained contumacious despite repeated warnings from school officials .

او علیرغم هشدارهای مکرر مقامات مدرسه سرکش باقی ماند.

doctrinaire [صفت]
اجرا کردن

دکترینی

Ex: The committee rejected the doctrinaire proposal as unworkable .

کمیته پیشنهاد دکترینی را به عنوان غیرقابل اجرا رد کرد.

dogmatic [صفت]
اجرا کردن

متعصب

Ex: If you keep a dogmatic attitude , you may miss valuable insights from people around you .

اگر نگرش جزمی داشته باشید، ممکن است بینش‌های ارزشمند اطرافیان خود را از دست بدهید.

froward [صفت]
اجرا کردن

سرکش

Ex:

مشتری سرسخت با صندوقدار در مورد جزئیات جزئی بحث کرد و روند پرداخت را برای سایر خریداران به تأخیر انداخت.

implacable [صفت]
اجرا کردن

سرسخت

Ex: The storm was implacable , battering the coast for hours .

طوفان بی‌امان بود و ساعتها به ساحل می‌کوبید.

اجرا کردن

عدم انعطاف

Ex: His intransigence during the negotiations made it impossible to reach a deal .

سرسختی او در مذاکرات، رسیدن به توافق را غیرممکن کرد.

intractable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل کنترل

Ex: The intractable conflict between the two countries seemed impossible to resolve through diplomacy .

مناقشه غیرقابل حل بین دو کشور به نظر می‌رسید که از طریق دیپلماسی غیرممکن است حل شود.

obdurate [صفت]
اجرا کردن

سرسخت

Ex: She stayed obdurate , continuing her reckless spending .

او سرسخت ماند و به خرج‌های بی‌پروای خود ادامه داد.

اجرا کردن

متمرد

Ex: She remained recalcitrant despite the threat of punishment .

او با وجود تهدید به مجازات سرکش باقی ماند.

refractory [صفت]
اجرا کردن

سرکش

Ex: Refractory employees often disrupt team cohesion and slow progress .

کارکنان سرکش اغلب انسجام تیم را مختل می‌کنند و پیشرفت را کند می‌کنند.

اجرا کردن

اصلاح‌ناپذیر (از طریق تنبیه)

Ex: Her incorrigible defiance made every punishment meaningless .

سرکشی اصلاح‌ناپذیر او هر مجازاتی را بی‌معنا کرد.

perverse [صفت]
اجرا کردن

خودسرانه

Ex: Despite the facts , he made a perverse choice to ignore everyone ’s advice and go against the plan .

علیرغم حقایق، او انتخاب منحرفانه‌ای کرد که نصیحت همه را نادیده بگیرد و برخلاف برنامه عمل کند.

insular [صفت]
اجرا کردن

تنگ نظر

Ex: The insular policies of the government restricted trade and interaction with neighboring countries .

سیاست‌های انزواگرایانه دولت، تجارت و تعامل با کشورهای همسایه را محدود کرد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت