کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - حرفه‌ها و نقش‌ها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
adjutant [اسم]
اجرا کردن

آجودان (ارتش)

Ex:

او پس از اثبات مهارت‌های سازمانی خود به معاون ارتقا یافت.

artisan [اسم]
اجرا کردن

صنعتگر

Ex: The market featured artisans selling handmade soaps .
bard [اسم]
اجرا کردن

شاعر

Ex: The ancient bard traveled from village to village , sharing stories of myths and legends .

بارد باستانی از روستایی به روستای دیگر سفر می‌کرد و داستان‌های اسطوره‌ها و افسانه‌ها را به اشتراک می‌گذاشت.

barterer [اسم]
اجرا کردن

معامله‌گر پایاپای

Ex: She became a regular barterer at the local swap meet .
chaperon [اسم]
اجرا کردن

همراه

Ex: The chaperon made sure everyone got back to the hotel safely after the concert .

مراقب اطمینان حاصل کرد که همه بعد از کنسرت با خیال راحت به هتل بازگشتند.

chaplain [اسم]
اجرا کردن

کشیش

Ex:

او روحانی زندان شد تا به زندانیان کمک کند تا امید و توانبخشی را پیدا کنند.

connoisseur [اسم]
اجرا کردن

خبره

Ex: With a connoisseur 's palate for coffee , he could distinguish between beans from different origins and roasting techniques , savoring each cup as a sensory experience .

با ذائقه یک خبره قهوه، او می‌توانست بین دانه‌های با منشأ و تکنیک‌های برشته‌سازی مختلف تمایز قائل شود، هر فنجان را به عنوان یک تجربه حسی می‌چشید.

factotum [اسم]
اجرا کردن

فکتوتوم

Ex: She proved herself a capable factotum in every department .

او خود را به عنوان یک فکتوتوم توانا در هر بخش ثابت کرد.

actuary [اسم]
اجرا کردن

محاسبه‌گر ریسک‌های مالی

Ex: Companies rely on actuaries to forecast future events , such as life expectancy and economic trends , to make informed business decisions .

شرکت‌ها به اکچوئری‌ها متکی هستند تا رویدادهای آینده، مانند امید به زندگی و روندهای اقتصادی را پیش‌بینی کنند و تصمیمات تجاری آگاهانه بگیرند.

اجرا کردن

انسان‌شناس

Ex: He became an anthropologist after traveling through remote villages in Asia .

او پس از سفر به روستاهای دورافتاده در آسیا انسان‌شناس شد.

raconteur [اسم]
اجرا کردن

داستان‌سرا

Ex: As a raconteur , she had the ability to captivate an audience with even the simplest anecdotes .

به عنوان یک راوی داستان، او توانایی جذب مخاطب را حتی با ساده‌ترین حکایت‌ها داشت.

thespian [اسم]
اجرا کردن

بازیگر

Ex: As a young thespian , she took every opportunity to refine her craft .

به عنوان یک بازیگر جوان، او از هر فرصتی برای پالایش هنر خود استفاده می‌کرد.

virtuoso [اسم]
اجرا کردن

نوازنده ماهر

Ex: He trained for years to become a virtuoso , dedicating countless hours to perfecting his technique on the cello .

او سال‌ها تمرین کرد تا یک ویرتوز شود، ساعت‌های بی‌شماری را به تکمیل تکنیک خود در نواختن ویولونسل اختصاص داد.

impresario [اسم]
اجرا کردن

مدیر اجرایی ( اپرا، تئاتر، نمایش و ...)

Ex: Impresarios play a crucial role in promoting and producing a wide range of cultural events and entertainment .

امپرساریوها نقش حیاتی در ترویج و تولید طیف گسترده‌ای از رویدادهای فرهنگی و سرگرمی دارند.

martinet [اسم]
اجرا کردن

شخص سخت‌گیر

Ex: As a martinet , he made sure that every detail was executed exactly as specified .

به عنوان یک مارتینت، او مطمئن شد که هر جزئیات دقیقاً همانطور که مشخص شده بود اجرا شود.

matron [اسم]
اجرا کردن

نگهبان زن

Ex: Inmates often turned to the matron for assistance with personal issues .

زندانیان اغلب برای کمک در مورد مسائل شخصی به ماترون مراجعه می‌کردند.

pedagog [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: He was known as a stern pedagog , but his students respected his wisdom .

او به عنوان یک پداگوگ سخت‌گیر شناخته می‌شد، اما دانش‌آموزانش به خرد او احترام می‌گذاشتند.

apothecary [اسم]
اجرا کردن

داروساز

Ex: Before modern pharmacies , an apothecary played a crucial role in healthcare , providing medicines and advice .

قبل از داروخانه‌های مدرن، یک عطاری نقش حیاتی در مراقبت‌های بهداشتی داشت، داروها و توصیه‌ها را ارائه می‌داد.

sinecure [اسم]
اجرا کردن

شغل تشریفاتی

Ex: The position of chairman in the organization was often regarded as a sinecure , with the incumbent enjoying perks and privileges without having to actively contribute to decision-making .

موقعیت رئیس در سازمان اغلب به عنوان یک سینکور در نظر گرفته می‌شد، که دارنده آن از مزایا و امتیازات برخوردار بود بدون اینکه نیاز به مشارکت فعال در تصمیم‌گیری داشته باشد.

اجرا کردن

یک وکیل بسیار ماهر

Ex:

دفاع یک وکیل فیلادلفیا را برای رسیدگی به محاکمه سخت استخدام کرد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت