*به آرامی راه رفتن
گردشگران تصمیم گرفتند در خیابانهای سنگفرش شده آهسته قدم بزنند.
*به آرامی راه رفتن
گردشگران تصمیم گرفتند در خیابانهای سنگفرش شده آهسته قدم بزنند.
سرپا
قدرت و عزم زن مسن به او اجازه داد تا در دهه 90 زندگی خود همچنان قادر به حرکت باشد.
چهارنعل آهسته
اسب به یک کانتر نرم در سراسر میدان شکست.
تلو تلو خوردن
ماشین در پیچ لغزید، به سختی از برخورد با گاردريل اجتناب کرد.
از یک سطح بالا رفتن
سنجاب چابک به راحتی بر تنه بلند درخت بالا رفت تا به غذاخوری پرندگان دسترسی پیدا کند.
ورجهوورجه کردن
کرهاسبها در مزرعه میجهند، شوخیهای بازیگوشانهشان لبخند به چهره تماشاگران میآورد.
جهانگردی
رمان سفر شخصیت اصلی را در سراسر اروپا در جستجوی معنا توصیف میکند.
موجدار
تپههای موجدار در سراسر افق کشیده شده بودند.
هجرت
جنگ یک خروج گسترده پناهندگان از مرز را به راه انداخت.
با غرور راه رفتن
دزد دریایی روی عرشه با غرور راه میرفت، با هر قدم چکمهها صدا میکردند.
تکان خوردن
میتوانی کنار بروی تا من بتوانم بنشینم؟
پرسه زدن
او در کتابفروشی پرسه میزد، عنوانهای تصادفی را ورق میزد.
با عجله دویدن
خرگوش به داخل بوتهها پرید وقتی حضور یک شکارچی را احساس کرد.
با شادی پیش رفتن
او رمان را در یک بعدازظهر بلعید.
مستقیم به سمت چیزی یا کسی رفتن
یک سفر کوتاه
یورش گروه به جنگل به یک کمپینگ یک شبه تبدیل شد.
عجله کردن
در حالی که طوفان میتوفید، مردم برای ایمن کردن پنجرهها و درها عجله داشتند.
غلتیدن
خوکها در گل زیر آفتاب داغ غلت میزدند.
خرامیدن
آنها پس از پیروزی بزرگ، با غرور از کنار رقیبانشان گذشتند.
فرار کردن
او از قوانین سخت مدرسه شبانهروزی ترسید و تصمیم گرفت فرار کند.
سرعت
با سرعت قابل توجه، ماشین از خط پایان گذشت.
تکان دادن
شوالیه شمشیرش را تکان داد قبل از اینکه به نبرد حمله کند.
جست و خیز کردن
او در آشپزخانه وقت تلف کرد مدتها بعد از پایان صبحانه.
کند و سنگین
قدمهای سنگین فیل زمین را لرزاند.
وقت تلف کردن
بچهها در مسیر وقت تلف میکردند، گل میچیدند و پروانهها را دنبال میکردند.
انتقال دادن (از طریق حرکات)
او از سر ناامیدی حرکات دست و بدن انجام داد وقتی که کلمات به او خیانت کردند.
نفوذ کردن
گرمای نور خورشید از میان پردههای نازک نفوذ کرد و اتاق را با درخششی طلایی پر کرد.
جستجو کردن بینظم
دانشآموزان برای یافتن دفتر گمشده، کولهپشتیهای خود را گشتند.