کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - Movement

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
to amble [فعل]
اجرا کردن

*به آرامی راه رفتن

Ex: The tourists decided to amble along the cobblestone streets .

گردشگران تصمیم گرفتند در خیابان‌های سنگفرش شده آهسته قدم بزنند.

ambulatory [صفت]
اجرا کردن

سرپا

Ex: The elderly woman 's strength and determination allowed her to remain ambulatory well into her 90s .

قدرت و عزم زن مسن به او اجازه داد تا در دهه 90 زندگی خود همچنان قادر به حرکت باشد.

canter [اسم]
اجرا کردن

چهارنعل آهسته

Ex: The horse broke into a smooth canter across the field .

اسب به یک کانتر نرم در سراسر میدان شکست.

to careen [فعل]
اجرا کردن

تلو تلو خوردن

Ex: The car careened around the corner , narrowly missing the guardrail .

ماشین در پیچ لغزید، به سختی از برخورد با گاردريل اجتناب کرد.

to clamber [فعل]
اجرا کردن

از یک سطح بالا رفتن

Ex: The agile squirrel easily clambered up the tall tree trunk to access the bird feeder .

سنجاب چابک به راحتی بر تنه بلند درخت بالا رفت تا به غذاخوری پرندگان دسترسی پیدا کند.

to gambol [فعل]
اجرا کردن

ورجه‌وورجه کردن

Ex: The foals are gambolling in the field , their playful antics bringing smiles to the onlookers ' faces .

کره‌اسب‌ها در مزرعه می‌جهند، شوخی‌های بازیگوشانه‌شان لبخند به چهره تماشاگران می‌آورد.

اجرا کردن

جهان‌گردی

Ex: The novel describes the protagonist 's peregrination across Europe in search of meaning .

رمان سفر شخصیت اصلی را در سراسر اروپا در جستجوی معنا توصیف می‌کند.

undulating [صفت]
اجرا کردن

موجدار

Ex: The undulating hills stretched across the horizon.

تپه‌های موج‌دار در سراسر افق کشیده شده بودند.

exodus [اسم]
اجرا کردن

هجرت

Ex: The war triggered a massive exodus of refugees across the border .

جنگ یک خروج گسترده پناهندگان از مرز را به راه انداخت.

to swagger [فعل]
اجرا کردن

با غرور راه رفتن

Ex: The pirate swaggered across the deck , boots thudding with each step .

دزد دریایی روی عرشه با غرور راه می‌رفت، با هر قدم چکمه‌ها صدا می‌کردند.

اجرا کردن

تکان خوردن

Ex: Can you scoot over so I can sit down?

میتوانی کنار بروی تا من بتوانم بنشینم؟

to meander [فعل]
اجرا کردن

پرسه زدن

Ex: He meandered around the bookstore , flipping through random titles .

او در کتابفروشی پرسه می‌زد، عنوان‌های تصادفی را ورق می‌زد.

to dart [فعل]
اجرا کردن

با عجله دویدن

Ex: The rabbit darted into the bushes when it sensed the presence of a predator .

خرگوش به داخل بوته‌ها پرید وقتی حضور یک شکارچی را احساس کرد.

to romp [فعل]
اجرا کردن

با شادی پیش رفتن

Ex: She romped through the novel in a single afternoon .

او رمان را در یک بعدازظهر بلعید.

اجرا کردن

مستقیم به سمت چیزی یا کسی رفتن

Ex: Whenever a celebrity is spotted in town , fans make a beeline for the location , hoping to catch a glimpse or snap a photo .
sally [اسم]
اجرا کردن

یک سفر کوتاه

Ex: The group 's sally into the forest turned into an overnight campout .

یورش گروه به جنگل به یک کمپینگ یک شبه تبدیل شد.

to scurry [فعل]
اجرا کردن

عجله کردن

Ex: While the storm raged , people were scurrying to secure windows and doors .

در حالی که طوفان می‌توفید، مردم برای ایمن کردن پنجره‌ها و درها عجله داشتند.

to welter [فعل]
اجرا کردن

غلتیدن

Ex: The pigs weltered in the mud under the hot sun .

خوک‌ها در گل زیر آفتاب داغ غلت می‌زدند.

to strut [فعل]
اجرا کردن

خرامیدن

Ex: They strutted past their rivals after the big win .

آن‌ها پس از پیروزی بزرگ، با غرور از کنار رقیبانشان گذشتند.

to abscond [فعل]
اجرا کردن

فرار کردن

Ex: She feared the strict boarding school rules and decided to abscond .

او از قوانین سخت مدرسه شبانه‌روزی ترسید و تصمیم گرفت فرار کند.

celerity [اسم]
اجرا کردن

سرعت

Ex: With remarkable celerity , the car sped through the finish line .

با سرعت قابل توجه، ماشین از خط پایان گذشت.

to brandish [فعل]
اجرا کردن

تکان دادن

Ex: The knight brandished his sword before charging into battle .

شوالیه شمشیرش را تکان داد قبل از اینکه به نبرد حمله کند.

to dawdle [فعل]
اجرا کردن

جست و خیز کردن

Ex: He dawdled in the kitchen long after breakfast was over .

او در آشپزخانه وقت تلف کرد مدت‌ها بعد از پایان صبحانه.

ponderous [صفت]
اجرا کردن

کند و سنگین

Ex: The elephant 's ponderous steps shook the ground .

قدم‌های سنگین فیل زمین را لرزاند.

to dally [فعل]
اجرا کردن

وقت تلف کردن

Ex: The children dallied along the path , picking flowers and chasing butterflies .

بچه‌ها در مسیر وقت تلف می‌کردند، گل می‌چیدند و پروانه‌ها را دنبال می‌کردند.

اجرا کردن

انتقال دادن (از طریق حرکات)

Ex: He gesticulated in frustration when words failed him .

او از سر ناامیدی حرکات دست و بدن انجام داد وقتی که کلمات به او خیانت کردند.

to permeate [فعل]
اجرا کردن

نفوذ کردن

Ex: The warmth of the sunlight permeated the thin curtains , filling the room with a golden glow .

گرمای نور خورشید از میان پرده‌های نازک نفوذ کرد و اتاق را با درخششی طلایی پر کرد.

to rummage [فعل]
اجرا کردن

جستجو کردن بی‌نظم

Ex: The students rummaged through their backpacks for the missing notebook .

دانش‌آموزان برای یافتن دفتر گمشده، کوله‌پشتی‌های خود را گشتند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت