کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
apologist [اسم]
اجرا کردن

مدافع

Ex: She spoke as an apologist for the company after the scandal .

او پس از رسوایی به عنوان مدافع شرکت صحبت کرد.

confidante [اسم]
اجرا کردن

رازدار

Ex: The queen had a loyal confidante among her ladies-in-waiting .

ملکه یک محرم اسرار وفادار در میان ندیمه‌هایش داشت.

conformist [اسم]
اجرا کردن

پیرو (دین)

Ex: Among the faithful followers , a few independent thinkers challenged doctrines while most were religious conformists who strictly obeyed clergy .

در میان پیروان وفادار، چند اندیشمند مستقل به چالش کشیدند آموزه‌ها را در حالی که اکثراً همرنگ‌جماعتهای مذهبی بودند که به شدت از روحانیون اطاعت می‌کردند.

coquette [اسم]
اجرا کردن

لوند

Ex: As a coquette , she reveled in the thrill of flirtation but was careful not to let anyone mistake her playful nature for genuine affection .

به عنوان یک عشوه‌گر، او از هیجان معاشقه لذت می‌برد اما مراقب بود که کسی طبیعت بازیگوش او را با محبت واقعی اشتباه نگیرد.

dissident [اسم]
اجرا کردن

فرد مخالف

Ex: The dissident 's writings challenged the government 's control and sparked controversy .

نوشته‌های مخالف کنترل دولت را به چالش کشید و جنجال برانگیخت.

fledgling [اسم]
اجرا کردن

تازه‌کار

Ex: The club welcomed several fledglings eager to learn the sport .

باشگاه از چند تازه‌کار مشتاق برای یادگیری ورزش استقبال کرد.

itinerant [صفت]
اجرا کردن

سیار (برای کار)

Ex: The itinerant workers helped build roads across the country .

کارگران سیار به ساخت جاده‌ها در سراسر کشور کمک کردند.

literati [اسم]
اجرا کردن

ادبا

Ex: The café was a popular meeting place for the city 's literati .
itinerant [اسم]
اجرا کردن

کارگر سیار

Ex: He lived the life of an itinerant , never settling in one place .

او زندگی یک سرگردان را گذراند، هرگز در یک جا ساکن نشد.

maverick [اسم]
اجرا کردن

آدم مستقل

Ex: She admired the maverick who started a successful business from scratch .

او به سرکشی که یک کسب‌وکار موفق را از صفر شروع کرده بود، احترام می‌گذاشت.

mendicant [اسم]
اجرا کردن

گدا

Ex: Despite his situation as a mendicant , he maintained a hopeful outlook on life .

علیرغم وضعیتش به عنوان گدا، او نگاهی امیدوارانه به زندگی داشت.

neophyte [اسم]
اجرا کردن

کارآموز

Ex: The neophyte struggled with basic rope techniques .

تازه‌کار با تکنیک‌های پایه‌ای طناب دست و پنجه نرم کرد.

recluse [اسم]
اجرا کردن

گوشه‌نشین

Ex: The author became a recluse after achieving fame , rarely leaving his home .

نویسنده پس از رسیدن به شهرت به یک منزوی تبدیل شد و به ندرت از خانه خارج می‌شد.

supplicant [اسم]
اجرا کردن

زاری‌کننده

Ex: The temple was filled with supplicants offering incense and prayers .

معبد پر از زائران بود که عود و دعا تقدیم می‌کردند.

zealot [اسم]
اجرا کردن

متعصب

Ex: The zealot 's speeches stirred both admiration and fear .

سخنرانی‌های متعصب هم تحسین و هم ترس برانگیخت.

hedonist [اسم]
اجرا کردن

لذت‌گرا

Ex: A true hedonist , she traveled the world in search of joy and excitement .

یک لذت‌گرا واقعی، او به دنبال شادی و هیجان به سراسر جهان سفر کرد.

iconoclast [اسم]
اجرا کردن

شمایل‌شکن

Ex: Political iconoclasts often face backlash for opposing mainstream ideologies .

شکنندگان بت‌ها سیاسی اغلب به دلیل مخالفت با ایدئولوژی‌های جریان اصلی با واکنش منفی مواجه می‌شوند.

cynosure [اسم]
اجرا کردن

موردتوجه

Ex: The new art exhibit became the cynosure of the gallery , attracting visitors from all over the city .

نمایشگاه هنری جدید به cynosure گالری تبدیل شد و بازدیدکنندگان را از سراسر شهر جذب کرد.

sacred cow [اسم]
اجرا کردن

(چیزی) بی‌چون‌وچرا پذیرفته شده

Ex: The company 's strict hierarchy is a sacred cow nobody dares challenge .

سلسله مراتب سختگیرانه شرکت یک گاو مقدس است که هیچ‌کس جرات به چالش کشیدن آن را ندارد.

اجرا کردن

used to express skepticism and demand proof before believing something

Ex:
interloper [اسم]
اجرا کردن

نخود هر آش

Ex: Rival companies viewed the startup as an interloper in their market .

شرکت‌های رقیب، استارتاپ را به عنوان یک مداخله‌گر در بازار خود می‌دیدند.

potentate [اسم]
اجرا کردن

حاکم مستبد

Ex: The potentate ’s palace was a symbol of his unchallenged power and opulent lifestyle .

کاخ حاکم مطلق نماد قدرت بی‌چون و چرای او و سبک زندگی پرزرق و برقش بود.

tyro [اسم]
اجرا کردن

کارآموز

Ex: Despite being a tyro in coding , she quickly grasped the basics and began working on her first software project .

علیرغم اینکه در کدنویسی یک تازهکار بود، او به سرعت اصول را فهمید و روی اولین پروژه نرم‌افزاری خود شروع به کار کرد.

confidant [اسم]
اجرا کردن

محرم اسرار

Ex: A good therapist often serves as a temporary confidant .

یک درمانگر خوب اغلب به عنوان یک محرم اسرار موقت عمل می‌کند.

dilettante [اسم]
اجرا کردن

آماتور

Ex: Despite being labeled a dilettante by some , she took pride in her eclectic interests and enjoyed exploring new hobbies and pursuits .

علیرغم اینکه برخی او را دیلتانت می‌نامیدند، او به علایق متنوع خود افتخار می‌کرد و از کشف سرگرمی‌ها و علایق جدید لذت می‌برد.

nonentity [اسم]
اجرا کردن

آدم به‌دردنخور

Ex: The company ’s intern was regarded as a nonentity among the senior executives .

کارآموز شرکت به عنوان یک بی‌اهمیت در میان مدیران ارشد در نظر گرفته می‌شد.

اجرا کردن

هشتادساله

Ex: He became an octogenarian last year but continues to write daily .

او سال گذشته به یک هشتاد ساله تبدیل شد اما همچنان روزانه می‌نویسد.

amazon [اسم]
اجرا کردن

آمازون

Ex: On the basketball court , she moved like an amazon , towering over her opponents .

در زمین بسکتبال، او مانند یک آمازون حرکت می‌کرد، بر حریفانش مسلط بود.

tutelary [صفت]
اجرا کردن

حامی

Ex: Ancient temples often had statues of tutelary gods at their entrances .

معابد باستانی اغلب مجسمه‌های خدایان حامی در ورودی‌های خود داشتند.

aspirant [اسم]
اجرا کردن

جویای نام

Ex: The company received dozens of applications from job aspirants .

شرکت ده‌ها درخواست از متقاضیان شغل دریافت کرد.

vogue [اسم]
اجرا کردن

مد

Ex: The designer 's innovative collection set the new vogue for the upcoming season .

مجموعه نوآورانه طراح، vogue جدیدی برای فصل آینده تعیین کرد.

اجرا کردن

ویژگی منحصربه‌فرد

Ex: The writer ’s idiosyncrasy of typing with only one finger was well-known among colleagues .

خصوصیت نویسنده در تایپ کردن تنها با یک انگشت در میان همکارانش به خوبی شناخته شده بود.

orthodox [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: Her orthodox approach to education emphasized discipline and structure .

رویکرد ارتودوکس او به آموزش بر انضباط و ساختار تأکید داشت.

to comport [فعل]
اجرا کردن

رفتار کردن

Ex: Politicians are expected to comport themselves with integrity .

انتظار می‌رود سیاستمداران با صداقت رفتار کنند.

penchant [اسم]
اجرا کردن

رغبت

Ex: She has a penchant for collecting vintage books .

او علاقه‌ای به جمع‌آوری کتاب‌های قدیمی دارد.

propensity [اسم]
اجرا کردن

خوی

Ex: They have a propensity to argue about minor details , which often leads to conflicts .

آنها تمایل به بحث در مورد جزئیات جزئی دارند که اغلب منجر به درگیری می‌شود.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت