کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - سکونت و اقامت

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
to abide [فعل]
اجرا کردن

ساکن بودن

Ex: As a professor at the university , she abides in the campus housing .

به عنوان یک استاد در دانشگاه، او در مسکن پردیس اقامت دارد.

abode [اسم]
اجرا کردن

اقامت

Ex: The diplomat 's unexpected abode in the countryside offered solace from diplomatic pressures .

اقامتگاه غیرمنتظره دیپلمات در حومه شهر، آرامش از فشارهای دیپلماتیک ارائه می‌داد.

اجرا کردن

به آب‌وهوای جدید خو گرفتن

Ex: After moving to the city , it took her a few months to acclimate to the fast-paced lifestyle .

پس از نقل مکان به شهر، چند ماه طول کشید تا او به سبک زندگی پرسرعت عادت کند.

alcove [اسم]
اجرا کردن

شاه‌نشین

Ex: The restaurant 's intimate alcove was tucked away in a corner , offering diners a private dining experience .

طاقچه دنج رستوران در گوشه‌ای پنهان شده بود، که به مهمانان تجربه‌ای خصوصی از صرف غذا ارائه می‌داد.

denizen [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The forest was home to various denizens , including deer , rabbits , and squirrels , each playing a role in the ecosystem .

جنگل خانه‌ی انواع ساکنان بود، از جمله گوزن، خرگوش و سنجاب، که هر کدام نقشی در اکوسیستم داشتند.

sojourn [اسم]
اجرا کردن

اقامت موقت

Ex: The author ’s sojourn in Italy inspired her latest novel .

اقامت نویسنده در ایتالیا الهام بخش آخرین رمان او بود.

skid row [اسم]
اجرا کردن

محله فقیرنشین

Ex: Many charitable organizations provide support and services to the residents of Skid Row .

بسیاری از سازمان‌های خیریه به ساکنان Skid Row پشتیبانی و خدمات ارائه می‌دهند.

to abut [فعل]
اجرا کردن

مجاور بودن

Ex: Over time , the trees have abutted against the fence , causing damage to its structure .

با گذشت زمان، درخت‌ها به نرده چسبیده‌اند و به ساختار آن آسیب زده‌اند.

to adjoin [فعل]
اجرا کردن

مجاور بودن

Ex: A narrow footpath adjoins the riverbank for several miles .

یک مسیر باریک برای چند مایل با کرانه رودخانه هم‌مرز است.

contiguous [صفت]
اجرا کردن

پیوسته

Ex: The United States and Canada share a contiguous border along their entire length .

ایالات متحده و کانادا یک مرز پیوسته در تمام طول خود به اشتراک می‌گذارند.

cloistered [صفت]
اجرا کردن

محصور شده با راهروی سرپوشیده

Ex: Ivy crept along the columns of the cloistered corridor , softening the stone 's austerity .

پیچک در امتداد ستون‌های راهرو صف‌کشیده خزید و خشونت سنگ را نرم کرد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت