کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - شناخت و درک

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
conjecture [اسم]
اجرا کردن

حدس

Ex: The historian 's conjecture about the lost civilization sparked much debate .

حدس مورخ درباره تمدن گمشده بحث‌های زیادی را برانگیخت.

to construe [فعل]
اجرا کردن

استنباط کردن

Ex: She skillfully construes the intentions behind his actions by paying attention to his body language .

او با توجه به زبان بدن او، به مهارت تفسیر می‌کند که چه مقاصدی پشت اعمالش نهفته است.

contrivance [اسم]
اجرا کردن

نبوغ

Ex: The plan showed more contrivance than practicality .

طرح بیشتر از عملی بودن، حیله‌گری نشان می‌داد.

to contrive [فعل]
اجرا کردن

به سر (کسی) زدن (فکر، طرح، نظریه و...)

Ex: Faced with a challenge , she contrived a creative solution using limited resources .

در مواجهه با یک چالش، او با استفاده از منابع محدود یک راه‌حل خلاقانه طراحی کرد.

to cogitate [فعل]
اجرا کردن

فکر کردن

Ex: When faced with a challenging problem , it 's beneficial to cogitate before seeking a solution .

وقتی با یک مشکل چالش‌برانگیز مواجه می‌شوید، تفکر عمیق قبل از جستجوی راه‌حل مفید است.

cognizance [اسم]
اجرا کردن

آگاهی

Ex: Without cognizance of the policy , they violated the terms .

بدون آگاهی از سیاست، آنها شرایط را نقض کردند.

conversant [صفت]
اجرا کردن

آشنا (به)

Ex: He is conversant with the latest trends in technology .

او با آخرین روندها در فناوری آشنا است.

اجرا کردن

خودکاو

Ex: Introspective people are often skilled at understanding their own motivations and emotions .

افراد درون‌گرا اغلب در درک انگیزه‌ها و احساسات خود مهارت دارند.

mnemonic [صفت]
اجرا کردن

حفظی

Ex: The teacher introduced a mnemonic phrase for spelling difficult words .

معلم یک عبارت یادآور برای هجی کردن کلمات دشوار معرفی کرد.

supposition [اسم]
اجرا کردن

فرضیه

Ex: The supposition that she would agree turned out to be wrong .

فرضیه اینکه او موافقت خواهد کرد نادرست از آب درآمد.

syllogism [اسم]
اجرا کردن

قیاس

Ex: The debate coach taught students how to build a strong syllogism .

مربی مناظره به دانش‌آموزان آموخت که چگونه یک قیاس منطقی قوی بسازند.

tenet [اسم]
اجرا کردن

زیربنای فکری

Ex: The environmental movement often adheres to the tenet of sustainability , advocating for practices that preserve ecological balance .

جنبش محیط زیست اغلب به اصل پایداری پایبند است و از روش‌هایی حمایت می‌کند که تعادل زیست‌محیطی را حفظ می‌کنند.

to infer [فعل]
اجرا کردن

استنباط کردن

Ex: The team inferred historical events from the artifacts discovered during the excavation .

تیم از اشیاء کشف شده در حین حفاری، رویدادهای تاریخی را استنباط کرد.

ken [اسم]
اجرا کردن

دانش

Ex: That kind of legal nuance lies outside my ken .

این نوع از ظرافت قانونی خارج از حوزه درک من است.

premise [اسم]
اجرا کردن

پیش‌فرض

Ex: His argument falls apart if the initial premise about the effectiveness of the policy is proven false .

اگر فرضیه اولیه درباره اثربخشی سیاست نادرست ثابت شود، استدلال او از هم می‌پاشد.

to ruminate [فعل]
اجرا کردن

عمیق به چیزی فکر کردن

Ex: They ruminate on past mistakes to avoid repeating them .

آن‌ها بر روی اشتباهات گذشته تأمل می‌کنند تا از تکرار آن‌ها جلوگیری کنند.

to perceive [فعل]
اجرا کردن

آگاه شدن

Ex: When she read the letter , she immediately perceived the urgency of the situation .

وقتی که او نامه را خواند، بلافاصله درک کرد که وضعیت فوری است.

اجرا کردن

موشکافی کردن

Ex: Opponents scrutinized the new bill to find its flaws .

مخالفان لایحه جدید را به دقت بررسی کردند تا نقص‌های آن را بیابند.

cerebration [اسم]
اجرا کردن

فعالیت مغزی

Ex: You could see the cerebration behind his furrowed brow .

شما می‌توانستید فعالیت مغزی را پشت پیشانی چروکیده او ببینید.

to disabuse [فعل]
اجرا کردن

کمک برای کنار گذاشتن

Ex: The documentary aims to disabuse viewers of the myths about climate change .

مستند به دنبال زدودن باورهای نادرست بینندگان درباره تغییرات آب و هوایی است.

to plumb [فعل]
اجرا کردن

کاوش عمیق کردن

Ex: He plumbs philosophical questions that most people avoid .

او سوالات فلسفی‌ای را کاوش عمیق می‌کند که اکثر مردم از آن اجتناب می‌کنند.

to peruse [فعل]
اجرا کردن

مطالعه کردن

Ex: Before making a decision , he perused the market research report in detail .

قبل از تصمیم گیری، او گزارش تحقیقات بازار را با دقت بررسی کرد.

to delve [فعل]
اجرا کردن

دنبال چیزی گشتن

Ex: They recently delved into the archives to find historical documents .

آنها اخیراً برای یافتن اسناد تاریخی به آرشیوها کاوش کردند.

axiomatic [صفت]
اجرا کردن

بدیهی

Ex: In science , some laws are treated as axiomatic truths .

در علم، برخی قوانین به عنوان حقایق بدیهی در نظر گرفته می‌شوند.

اجرا کردن

حقیقت چیزی را کشف کردن

Ex: Students were encouraged to actively ferret out information from diverse sources for their research assignment .

از دانش‌آموزان تشویق شدند که برای تکلیف تحقیقاتی خود اطلاعات را از منابع متنوع به‌طور فعال کشف کنند.

credence [اسم]
اجرا کردن

اعتقاد

Ex: His story gained credence after the witness confirmed it .

داستان او پس از تأیید شاهد، اعتبار به دست آورد.

certitude [اسم]
اجرا کردن

یقین

Ex: The historian ’s certitude in the dates of historical events was backed by thorough evidence .

اطمینان مورخ در مورد تاریخ رویدادهای تاریخی با شواهد دقیق پشتیبانی می‌شد.

reputed [صفت]
اجرا کردن

پنداشته‌شده

Ex:

این شرکت به دلیل شیوه‌های اخلاقی خود معروف است.

to glean [فعل]
اجرا کردن

جمع آوری کردن

Ex: The researchers have gleaned results from the study .

محققان نتایج را از مطالعه جمع‌آوری کرده‌اند.

minutiae [اسم]
اجرا کردن

جزئیات بی‌اهمیت

Ex: A successful project manager must be attentive to the minutiae of scheduling , ensuring that every small detail is considered to meet deadlines .

یک مدیر پروژه موفق باید به جزئیات ریز زمان‌بندی توجه کند، مطمئن شود که هر جزئیات کوچکی برای رعایت مهلت‌ها در نظر گرفته شده است.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت