کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - حالت‌های عاطفی قوی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
acrophobia [اسم]
اجرا کردن

ترس از بلندی

Ex: His acrophobia was triggered during a visit to the observation deck .

ترس از ارتفاع او در طول بازدید از عرشه مشاهده تحریک شد.

agape [صفت]
اجرا کردن

دهان باز

Ex: The children were agape with wonder at the fireworks .

بچه‌ها از دیدن آتش‌بازی با حیرت دهان‌باز مانده بودند.

aghast [صفت]
اجرا کردن

مبهوت

Ex:

آن‌ها پس از تصادف وحشتناک به ویرانه‌های ماشین مبهوت نگاه کردند.

agog [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: As the final episode of the show aired , viewers were agog to find out how the series would end .

وقتی قسمت پایانی نمایش پخش شد، بینندگان بی‌تاب بودند تا بفهمند سریال چگونه به پایان می‌رسد.

ambivalence [اسم]
اجرا کردن

ضد و نقیض بودن

Ex: His ambivalence towards the proposal was evident in his hesitant response .

دوگانگی او نسبت به پیشنهاد در پاسخ مرددش آشکار بود.

amok [قید]
اجرا کردن

مثل دیوانه‌ها

Ex: He let his emotions run amok , yelling at everyone in sight .

او اجازه داد احساساتش از کنترل خارج شود، به همه کسانی که می‌دید فریاد می‌زد.

beatitude [اسم]
اجرا کردن

شادمانی

Ex: They lived in beatitude , content with simplicity and love .

آنها در سعادت زندگی می‌کردند، از سادگی و عشق راضی بودند.

berserk [صفت]
اجرا کردن

ازخودبی‌خود

Ex: During the argument , his berserk behavior frightened everyone in the room .

در طول بحث، رفتار خشمگین او همه را در اتاق ترساند.

اجرا کردن

وحشت

Ex: The parents felt consternation when they realized their child was missing .

والدین هنگامیکه متوجه شدند فرزندشان گم شده است، احساس وحشت کردند.

euphoria [اسم]
اجرا کردن

نشاط

Ex: The euphoria of the festival was contagious .

سرخوشی جشنواره مسری بود.

fervor [اسم]
اجرا کردن

تب‌وتاب

Ex: His artistic fervor drove him to paint for hours without rest .

شور و شوق هنری او او را وادار می‌کرد ساعتها بدون استراحت نقاشی کند.

besotted [صفت]
اجرا کردن

شیفته

Ex:

او کاملاً عاشق توله سگ جدیدش بود، به او اجازه می داد تا برنامه روزانه و مسئولیت هایش را مختل کند.

histrionic [صفت]
اجرا کردن

نمایشی

Ex: His histrionic excuses for being late annoyed everyone in the office .

بهانه‌های نمایشی او برای دیر رسیدن همه را در دفتر آزار داد.

elated [صفت]
اجرا کردن

بسیار خوشحال

Ex: The team was elated after winning the championship game .

تیم پس از برد در بازی قهرمانی شادمان بود.

fervid [صفت]
اجرا کردن

پراشتیاق

Ex: Artists have been motivated by fervid creativity throughout history , fueled by an impassioned drive to express themselves .

هنرمندان در طول تاریخ با خلاقیت سوزان برانگیخته شده‌اند، که با انگیزه‌ای پرشور برای بیان خود تقویت شده‌اند.

tempestuous [صفت]
اجرا کردن

پرآشوب

Ex: The novel 's tempestuous plot kept readers on edge with its emotional intensity .

طرح طوفانی رمان خوانندگان را با شدت عاطفی خود در حالت اضطراب نگه داشت.

torrid [صفت]
اجرا کردن

آتشین (عشق و...)

Ex: The torrid embrace left no doubt about their deep and fiery connection .

در آغوش کشیدن سوزان هیچ شکی درباره ارتباط عمیق و آتشین آنها باقی نگذاشت.

verve [اسم]
اجرا کردن

شور

Ex: The team played with verve , dominating the entire match .

تیم با شور و اشتیاق بازی کرد و در تمام بازی مسلط بود.

ambivalent [صفت]
اجرا کردن

دو دل

Ex: She was ambivalent about the movie , enjoying some aspects while finding others disappointing .

او درباره فیلم دوگانه‌نگری داشت، از برخی جنبه‌ها لذت می‌برد در حالی که برخی دیگر را ناامیدکننده می‌یافت.

ardent [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: She spoke with ardent enthusiasm about her upcoming travel adventure .

او با اشتیاق سوزان درباره ماجراجویی سفر آینده خود صحبت کرد.

pandemonium [اسم]
اجرا کردن

جنجال

Ex: The courtroom was thrown into pandemonium when the verdict was announced .

هنگامی که حکم اعلام شد، دادگاه در هرج و مرج فرو رفت.

histrionics [اسم]
اجرا کردن

نمایشگری

Ex: The manager dismissed the employee 's histrionics as unprofessional .

مدیر نمایش‌های احساسی کارمند را به عنوان غیرحرفه‌ای رد کرد.

اجرا کردن

کسی را آزار دادن

Ex: By the time they apologized , their disrespectful behavior had already gotten my back up .
taut [صفت]
اجرا کردن

کشیده

Ex:

بیان سفت او فشار زیر را نشان داد.

yen [اسم]
اجرا کردن

اشتیاق

Ex: After months abroad , she felt a yen for home-cooked meals .

پس از ماه‌ها در خارج از کشور، او اشتیاق شدیدی برای غذاهای خانگی احساس کرد.

caprice [اسم]
اجرا کردن

هوس

Ex: Their travel plans were shaped more by caprice than logic .

برنامه‌های سفرشان بیشتر با کاپریس شکل گرفته بود تا منطق.

frenetic [صفت]
اجرا کردن

پر‌جنب‌و‌جوش

Ex: The stock market was frenetic , with prices fluctuating wildly throughout the day .

بازار سهام پرتلاطم بود، با قیمت‌هایی که در طول روز به شدت در نوسان بودند.

mercurial [صفت]
اجرا کردن

متغیر

Ex: The stock market 's mercurial behavior caused investors to be on edge .

رفتار بی‌ثبات بازار سهام باعث شد سرمایه‌گذاران عصبی شوند.

vehemently [قید]
اجرا کردن

با شدت

Ex: Protesters shouted vehemently outside the courthouse .

معترضان در خارج از دادگاه با شدت فریاد زدند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت