کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - احتیاط، قضاوت و آگاهی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
اجرا کردن

اوضاع را به نفع خود تغییر دادن

Ex: The clever negotiation tactic allowed the smaller company to turn the tables on their larger competitor during the contract talks .
اجرا کردن

more than one skill or plan to increase chances of success

Ex: She always keeps two strings to her bow by working both as a teacher and a writer.
اجرا کردن

خیال بافی کردن

Ex:

دانشجو در حین سخنرانی در حال خیال‌بافی دستگیر شد.

اجرا کردن

خیال‌پردازی

Ex: She was prone to long spells of woolgathering , especially on rainy afternoons .

او مستعد دوره‌های طولانی خیال‌پردازی بود، به‌ویژه در بعدازظهرهای بارانی.

pensive [صفت]
اجرا کردن

در فکر

Ex: The painting of the solitary figure was deeply pensive , capturing a sense of introspective solitude .

نقاشی چهره تنها بسیار اندیشناک بود، حس تنهایی درون‌گرایانه را به تصویر می‌کشید.

portent [اسم]
اجرا کردن

فال بد

Ex: The politician 's unexpected resignation was viewed as a portent of deeper troubles within the government .

استعفای غیرمنتظره سیاستمدار به عنوان نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر درون دولت دیده شد.

to presage [فعل]
اجرا کردن

پیش‌بینی کردن

Ex: The economic indicators are presaging a period of financial uncertainty .

شاخص‌های اقتصادی نشانه‌ای از دوره‌ای از عدم قطعیت مالی هستند.

to bode [فعل]
اجرا کردن

نشانه بودن

Ex: The howling winds outside are boding a storm .

بادهای زوزه‌کش بیرون نشانه‌ای از طوفان هستند.

augury [اسم]
اجرا کردن

غیب‌گویی (با رمل و اسطرلاب)

Ex: The election results were viewed as an augury of political change .

نتایج انتخابات به عنوان یک پیش‌آگهی از تغییر سیاسی دیده شد.

اجرا کردن

همان‌طور که از بویش پیداست

Ex: The company 's declining sales were the writing on the wall before the layoffs .
on the qui vive [عبارت]
اجرا کردن

on the lookout, especially for danger, opportunity, or unexpected events

Ex: The journalist remained on the qui vive for breaking news .
leery [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: The leery dog barked at the stranger approaching the house .

سگ مشکوک به غریبهای که به خانه نزدیک میشد پارس کرد.

chary [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: The explorer was chary of navigating the treacherous terrain alone .

کاشف از پیمودن زمین‌های خیانت‌بار به تنهایی احتیاط می‌کرد.

to appraise [فعل]
اجرا کردن

ورانداز کردن

Ex: The insurance adjuster appraises the damage to the car after the accident .

تنظیم‌کننده بیمه خسارت وارده به ماشین را پس از تصادف ارزیابی می‌کند.

اجرا کردن

معلوم کردن

Ex: I ascertain the facts before making a decision .

من قبل از تصمیم‌گیری حقایق را مشخص می‌کنم.

اجرا کردن

آرزوی محال

Ex: The idea of winning the lottery and retiring on a private island is a castle in the sky for most people .
volition [اسم]
اجرا کردن

اراده

Ex: The ability to vote is an exercise of one 's volition in a democratic society .

توانایی رای دادن، تمرین اراده فرد در یک جامعه دموکراتیک است.

gingerly [قید]
اجرا کردن

با احتیاط

Ex: The cat approached the new dog gingerly .

گربه به سمت سگ جدید با احتیاط نزدیک شد.

intently [قید]
اجرا کردن

به صورت کنترل‌شده

Ex: The students watched intently as the experiment unfolded .

دانش‌آموزان با دقت تماشا کردند که آزمایش چگونه انجام می‌شد.

vigil [اسم]
اجرا کردن

پاسداری

Ex: Security teams conducted a vigil during the summit .

تیم‌های امنیتی در طول اجلاس یک نگهبانی انجام دادند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت