اوضاع را به نفع خود تغییر دادن
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اوضاع را به نفع خود تغییر دادن
more than one skill or plan to increase chances of success
خیالپردازی
او مستعد دورههای طولانی خیالپردازی بود، بهویژه در بعدازظهرهای بارانی.
در فکر
نقاشی چهره تنها بسیار اندیشناک بود، حس تنهایی درونگرایانه را به تصویر میکشید.
فال بد
استعفای غیرمنتظره سیاستمدار به عنوان نشانهای از مشکلات عمیقتر درون دولت دیده شد.
پیشبینی کردن
شاخصهای اقتصادی نشانهای از دورهای از عدم قطعیت مالی هستند.
نشانه بودن
بادهای زوزهکش بیرون نشانهای از طوفان هستند.
غیبگویی (با رمل و اسطرلاب)
نتایج انتخابات به عنوان یک پیشآگهی از تغییر سیاسی دیده شد.
همانطور که از بویش پیداست
on the lookout, especially for danger, opportunity, or unexpected events
محتاط
سگ مشکوک به غریبهای که به خانه نزدیک میشد پارس کرد.
محتاط
کاشف از پیمودن زمینهای خیانتبار به تنهایی احتیاط میکرد.
ورانداز کردن
تنظیمکننده بیمه خسارت وارده به ماشین را پس از تصادف ارزیابی میکند.
معلوم کردن
من قبل از تصمیمگیری حقایق را مشخص میکنم.
آرزوی محال
اراده
توانایی رای دادن، تمرین اراده فرد در یک جامعه دموکراتیک است.
با احتیاط
گربه به سمت سگ جدید با احتیاط نزدیک شد.
به صورت کنترلشده
دانشآموزان با دقت تماشا کردند که آزمایش چگونه انجام میشد.
پاسداری
تیمهای امنیتی در طول اجلاس یک نگهبانی انجام دادند.