کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
badinage [اسم]
اجرا کردن

شوخی لفظی

Ex: The hosts engaged in effortless badinage throughout the show .

مجریان در طول برنامه در یک بدیناژ بی‌زحمت شرکت کردند.

اجرا کردن

بیان غیرمستقیم

Ex: The poet employed circumlocution by saying " coppery orb " rather than directly naming the sun .

شاعر با گفتن «گوی مسی» به جای نام بردن مستقیم از خورشید، از لفاظ پیچیده استفاده کرد.

اجرا کردن

چاپلوسی

Ex: She resisted his blandishments and stayed firm in her decision .

او در مقابل تملق‌هایش مقاومت کرد و در تصمیم خود ثابت قدم ماند.

colloquy [اسم]
اجرا کردن

کنفرانس

Ex: The Reformation-era colloquy brought together Catholic and Protestant scholars .

همایش دوران اصلاحات، دانشمندان کاتولیک و پروتستان را گرد هم آورد.

encomium [اسم]
اجرا کردن

ستایش

Ex: The literary critic penned an encomium to commemorate the author 's profound influence on literature and culture .

منتقد ادبی یک ستایشنامه نوشت تا تأثیر عمیق نویسنده بر ادبیات و فرهنگ را گرامی بدارد.

expository [صفت]
اجرا کردن

تفسیری

Ex:

او نوشتن توضیحی را به مقاله‌های متقاعدکننده ترجیح می‌دهد.

اجرا کردن

بی‌آمادگی

Ex: They held an extemporaneous debate with no notes allowed .

آنها یک مناظره بداهه بدون اجازه یادداشت برگزار کردند.

facetious [صفت]
اجرا کردن

جلف

Ex:

آنها نظرات شوخ طبعانه او درباره بحران را نامناسب یافتند.

florid [صفت]
اجرا کردن

زینت‌شده

Ex: The historical novel featured florid descriptions of the setting , enhancing the atmosphere but complicating the plot .

رمان تاریخی شامل توصیف‌های پرزرق و برق از صحنه بود که جو را تقویت می‌کرد اما طرح داستان را پیچیده می‌کرد.

implicit [صفت]
اجرا کردن

ضمنی

Ex: The movie ’s implicit themes of love and loss resonated with the audience , even without being overtly stated .

تم‌های ضمنی عشق و از دست دادن فیلم با مخاطبان طنین انداز شد، حتی بدون اینکه صراحتاً بیان شود.

laconic [صفت]
اجرا کردن

مختصر

Ex: His laconic text messages were often interpreted as disinterest .

پیام‌های متنی کوتاه و گویای او اغلب به عنوان بی‌علاقگی تفسیر می‌شد.

innocuous [صفت]
اجرا کردن

بی‌خطر

Ex: His comment seemed innocuous but sparked controversy .

نظر او بی‌ضرر به نظر می‌رسید اما جنجال به پا کرد.

panegyric [اسم]
اجرا کردن

مدیحه

Ex: At the upcoming event , they will present a panegyric to commemorate the artist ’s extraordinary contributions to the field .

در رویداد آینده، آنها یک ستایشنامه ارائه خواهند داد تا از کمک‌های فوق‌العاده هنرمند در این زمینه تجلیل کنند.

اجرا کردن

رک‌و‌راست

Ex: The teacher appreciated her students ' straight from the shoulder questions , fostering a classroom environment of open dialogue and intellectual curiosity .
succinct [صفت]
اجرا کردن

مختصر

Ex: The teacher gave a succinct overview of the topic before the class discussion .

معلم قبل از بحث کلاس، مروری خلاصه‌وار بر موضوع ارائه داد.

tacit [صفت]
اجرا کردن

ضمنی

Ex: They had a tacit recognition of each other ’s skills , leading to smooth collaboration .

آنها به صورت ضمنی به مهارت های یکدیگر اعتراف داشتند که منجر به همکاری روان شد.

to coarsen [فعل]
اجرا کردن

زبر کردن

Ex: The fabric was coarsened by repeated drying .

پارچه با خشک کردن مکرر زبر شد.

inter alia [قید]
اجرا کردن

used to indicate that something is part of a larger group or list, but not the only item mentioned

Ex:

کمیته، در میان چیزهای دیگر، نگرانی‌های امنیتی را مورد بحث قرار داد.

terse [صفت]
اجرا کردن

مختصر و مفید

Ex:

در ایمیل‌هایش، او همیشه پاسخ‌هایش را کوتاه و مختصر نگه می‌دارد و از جزئیات غیرضروری اجتناب می‌کند.

bantering [صفت]
اجرا کردن

شوخ

Ex:

مجری رادیو در طول برنامه لحن شوخ‌طبعانه را حفظ کرد.

bawdy [صفت]
اجرا کردن

رکیک

Ex: The tavern was known for its bawdy atmosphere , with rowdy patrons indulging in raucous behavior and off-color jokes .

مهمانخانه به خاطر جو زبون خود معروف بود، با مشتریان پرسر و صدا که به رفتارهای پرسر و صدا و شوخی‌های ناجور مشغول بودند.

bombastic [صفت]
اجرا کردن

مبالغه‌آمیز

Ex: The politician 's bombastic rhetoric stirred emotions but offered no solutions .

بیان پرحرف و گزافه‌گویانه سیاستمدار احساسات را برانگیخت اما هیچ راه حلی ارائه نکرد.

cogent [صفت]
اجرا کردن

متقاعدکننده

Ex: Her cogent explanation of the scientific theory helped the students grasp the complex concepts with ease .

توضیح متقاعدکننده او درباره تئوری علمی به دانش‌آموزان کمک کرد تا مفاهیم پیچیده را به راحتی درک کنند.

pellucid [صفت]
اجرا کردن

(زبان) فهمیدنی

Ex:

دستورالعمل‌های شفاف ارائه شده توسط راهنمای تور، اطمینان حاصل کرد که بازدیدکنندگان می‌توانند به راحتی در موزه حرکت کنند.

impromptu [صفت]
اجرا کردن

فی‌البداهه

Ex: His impromptu decision to travel abroad led to some of the most memorable experiences of his life .

تصمیم ناگهانی او برای سفر به خارج منجر به برخی از به یاد ماندنی‌ترین تجربیات زندگی او شد.

trenchant [صفت]
اجرا کردن

بارز

Ex: The scientist 's research provided trenchant evidence for the theory , leaving little room for alternative explanations .

تحقیقات دانشمند شواهد تیزی برای این نظریه ارائه داد، که جای کمی برای توضیحات جایگزین باقی گذاشت.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت