صراحت
او با صداقت پاسخ داد، حتی زمانی که حقیقت ناراحتکننده بود.
بیطرف
دیدگاه بیطرفانه او درباره مسئله به او اجازه داد تا توصیههای بیطرفانهای ارائه دهد.
وفاداری
کار هنرمند وفاداری به تکنیکهای سنتی را نشان داد.
ادب
او در طول شام رسمی شئونات کاملی را حفظ کرد.
صافوساده
او به تلاش سادهلوحانه او برای حل مشکل به تنهایی لبخند زد.
درستکاری
درستکاری وکیل او را به مشاوری مورد اعتماد برای بسیاری تبدیل کرد.
نزاکت
او به خاطر شایستگی در برخورد با مسائل حساس مورد تحسین قرار میگرفت.
نکتهسنج
او به دلیل دقیق بودن در رعایت پروتکلها و رویههای اداری شناخته شده بود.
بدون تصنع
خندهای که بین دوستان به اشتراک گذاشته شد صادقانه بود، که صداقت پیوندشان را منعکس میکرد.
راستگو
به عنوان فردی راستگو شناخته میشد، هرگز دستاوردهایش را بزرگنمایی نکرد.
بیگناه
رفتار آنها در مراسم بیعیب و نقص بود.
باحسننیت
اهدای بونا فیده بدون هیچ انگیزه پنهانی انجام شد، با هدف تنها حمایت از خیریه.
a person whose behavior must be above suspicion because of their close association with someone important