نقطه مقابل
در حالی که خوشبینی احتمالات را میبیند، بدبینی کم و بیش نقیض آن است که همیشه انتظار بدترین را دارد.
نقطه مقابل
در حالی که خوشبینی احتمالات را میبیند، بدبینی کم و بیش نقیض آن است که همیشه انتظار بدترین را دارد.
اوج
اوج جشنواره نمایش آتش بازی است که پایان جشن ها را نشان می دهد.
در جهت مخالف
مهندسان دیوار دریایی را تقویت کردند تا در برابر جریانهای مخالف جزر و مد در طول طوفانها مقاومت کند.
اوج
سخنرانی اصلی کنفرانس که توسط مدیر عامل ارائه شد، اوج اجلاس سالانه شرکت بود.
معیار
درخت بلوط قدیمی در پارک نمونهای کامل از قدرت و استقامت است.
قعر
سلامتی او پس از ماهها غفلت و استرس به پایینترین نقطه خود رسید.
نمونه
خانه ویکتوریایی بازسازی شده آنها نمونه کامل جذابیت کلاسیک شیک بود.
دوران اوج
پروژه تحقیقات علمی با کشف انقلابی به اوج خود رسید.
وصفناپذیر
در آن کلیسای خاموش، عبادتکنندگان احساسی ناگفتنی از صلح را تجربه کردند.
نمونه کامل
روستای ساحلی کوچک پس از بازسازی به جوهره جذابیت ساحلی تبدیل شد.