سرباز زدن
او به دلیل هزینههای بالای زندگی از نقل مکان به یک شهر جدید امتناع کرد.
سرباز زدن
او به دلیل هزینههای بالای زندگی از نقل مکان به یک شهر جدید امتناع کرد.
ممانعت کردن
او مسکنها را برای جلوگیری از میگرن مصرف کرد.
ممنوع کردن
اداره مدرسه تصمیم گرفت استفاده از تلفنهای همراه را در ساعات کلاس ممنوع کند.
رفع کردن
مداخله زودهنگام ممکن است نیاز به عمل جراحی را برطرف کند.
پنهان کردن
پوشش گیاهی انبوه مسدود کرد ورودی غار پنهان را.
ممنوع کردن
قانون منع میکند از اعمال تبعیضآمیز در محل کار برای ترویج فرصتهای برابر برای همه کارکنان.
محدود کردن
دولت با اجرای اقدامات بودجهای سختگیرانه، هزینههای اضافی را محدود میکند.
از وقوع چیزی جلوگیری کردن
آمادهسازی کافی مانع سوءتفاهمها در جلسه مهم میشود.
مانع شدن
شرایط آب و هوایی برنامههای آنها را برای یک رویداد در فضای باز مختل کرد.
کم گذاشتن
والدین نباید در عشق و توجه به فرزندانشان کمگذاری کنند.
محدود کردن
ترس او از شکست، تمایلش به ریسک کردن را محدود کرد.
پرهیزکار (در خوردن و نوشیدن)
علیرغم مجموعه وسوسهانگیز دسرها، او پرهیزکار باقی ماند و به جای آن یک تکه میوه انتخاب کرد.
زاهد
سبک زندگی زاهدانه توسط کسانی که به دنبال مسیری منضبط تر در زندگی بودند، مورد تحسین قرار گرفت.
خوددار (رابطه جنسی)
سبک زندگی مجرد به افراد اجازه میدهد تا بدون حواسپرتی روابط عاشقانه، بر رشد شخصی و توسعه روحی تمرکز کنند.
خوددار (از نظر جنسی)
راهب یک زندگی پاکدامن را که به نظم روحانی اختصاص داشت، گذراند.
محتاط شدن
ممنوعیت
پیمان شامل یک ممنوعیت بر آزمایشهای هستهای در منطقه است.
عامل بازدارنده
کمپینهای آگاهیبخشی عمومی میتوانند به عنوان بازدارنده رفتارهای پرخطر عمل کنند.
کیپ
بستهبندی هوابند غذا را برای مدت طولانیتری تازه نگه میدارد.
حواس کسی را از چیزی پرت کردن
در لحظهای شرمآور، سارا پس از زمین خوردن روی صحنه، نگاهش را از تماشاگران برگرداند.
پیشدستی کردن
مقررات جدید مانع نیاز به مذاکرات بیشتر در مورد این موضوع شد.