ایجاد کردن
ارتباط مؤثر برای ایجاد اعتماد و همکاری درون یک تیم ضروری است.
ایجاد کردن
ارتباط مؤثر برای ایجاد اعتماد و همکاری درون یک تیم ضروری است.
تلاش کردن
او تلاش کرد که کوه را صعود کند، هرچند مطمئن نبود که میتواند به قله برسد.
فعال کردن
برنامه سیگنالی ارسال میکند که فعال میکند قفل هوشمند روی درب جلو را.
اختراع کردن
راوی توانایی ساختن داستانهای جذابی را داشت که听众 را مسحور میکرد.
علتشناسی
سببشناسی مسمومیت با سرب در شهر به لولههای آب قدیمی ردیابی شد.
تسریع کردن
استعفای ناگهانی اعضای کلیدی تیم ممکن است تسریع در فروپاشی زمانبندی پروژه شود.
تیز کردن
علاقهمند به فضای باز یک سنگ تیزکن کوچک در وسایل کمپینگ گذاشت تا در صورت نیاز به سرعت تیغه چاقوی جیبی را تیز کند.
برانگیختن
پس از چند سال کمفروغ، مربی جدید با سبک رهبری پرانرژی خود واقعاً تیم را تحریک کرد.
تداوم بخشیدن
او با انتشار اطلاعات نادرست، کلیشهها را تداوم میبخشد.
آزار دادن
انتقادهای دوستان پس از سخن گفتنش او را مستأصل کرد.
موجب
ارتباط باز بین اعضای تیم موجب همکاری میشود.
شبیه ساختن
کسبوکارهای کوچک عملیات خود را به روشهای شرکتهای بزرگ همسانسازی کردند.
بافتن
در کارگاه، دانشآموزان یاد میگیرند که سیمهای مسی را ببافند تا طرحهای پیچیدهای از جواهرات ایجاد کنند.
الهام
در مقابل ویرانههای باستانی ایستاده بود که ناگهان afflatus بر او چیره شد و در همان لحظه قصیدهای سرود.
مچاله کردن
وزن کتابهای درسی کیسه کاغذی را چروک کرد و آن را از درزها پاره کرد.