کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - آفرینش و علیت

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
to engender [فعل]
اجرا کردن

ایجاد کردن

Ex: Effective communication is essential to engender trust and cooperation within a team .

ارتباط مؤثر برای ایجاد اعتماد و همکاری درون یک تیم ضروری است.

to essay [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن

Ex: He essayed climbing the mountain , though he was n’t sure he could reach the peak .

او تلاش کرد که کوه را صعود کند، هرچند مطمئن نبود که می‌تواند به قله برسد.

to evince [فعل]
اجرا کردن

بروز دادن

Ex: The witness evinced no emotion while recounting the events .
to actuate [فعل]
اجرا کردن

فعال کردن

Ex: The app sends a signal that actuates the smart lock on the front door .

برنامه سیگنالی ارسال می‌کند که فعال می‌کند قفل هوشمند روی درب جلو را.

to concoct [فعل]
اجرا کردن

اختراع کردن

Ex: The storyteller had the ability to concoct captivating tales that mesmerized the audience .

راوی توانایی ساختن داستان‌های جذابی را داشت که听众 را مسحور می‌کرد.

etiology [اسم]
اجرا کردن

علت‌شناسی

Ex: The etiology of lead poisoning in the town was traced to old water pipes .

سبب‌شناسی مسمومیت با سرب در شهر به لوله‌های آب قدیمی ردیابی شد.

اجرا کردن

تسریع کردن

Ex: The sudden resignation of key members from the team may precipitate a breakdown in the project timeline .

استعفای ناگهانی اعضای کلیدی تیم ممکن است تسریع در فروپاشی زمان‌بندی پروژه شود.

to whet [فعل]
اجرا کردن

تیز کردن

Ex: The outdoor enthusiast packed a small whetstone in the camping gear to quickly whet the blade of the pocket knife when needed .

علاقه‌مند به فضای باز یک سنگ تیزکن کوچک در وسایل کمپینگ گذاشت تا در صورت نیاز به سرعت تیغه چاقوی جیبی را تیز کند.

اجرا کردن

برانگیختن

Ex: After several lackluster years , the new coach has really galvanized the team with her energetic leadership style .

پس از چند سال کم‌فروغ، مربی جدید با سبک رهبری پرانرژی خود واقعاً تیم را تحریک کرد.

اجرا کردن

تداوم بخشیدن

Ex: He perpetuates stereotypes by spreading false information .

او با انتشار اطلاعات نادرست، کلیشه‌ها را تداوم می‌بخشد.

to beset [فعل]
اجرا کردن

آزار دادن

Ex: Criticism from friends beset her after she spoke out .

انتقادهای دوستان پس از سخن گفتنش او را مستأصل کرد.

conducive [صفت]
اجرا کردن

موجب

Ex: Open communication between team members is conducive to collaboration .

ارتباط باز بین اعضای تیم موجب همکاری می‌شود.

اجرا کردن

شبیه ساختن

Ex: The small businesses assimilated their operations to the larger corporations ' methods .

کسب‌وکارهای کوچک عملیات خود را به روش‌های شرکت‌های بزرگ همسان‌سازی کردند.

to braid [فعل]
اجرا کردن

بافتن

Ex: In the workshop , students learn to braid copper wires to create intricate jewelry designs .

در کارگاه، دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که سیم‌های مسی را ببافند تا طرح‌های پیچیده‌ای از جواهرات ایجاد کنند.

afflatus [اسم]
اجرا کردن

الهام

Ex: Standing before the ancient ruins , he was seized by afflatus and composed an ode on the spot .

در مقابل ویرانه‌های باستانی ایستاده بود که ناگهان afflatus بر او چیره شد و در همان لحظه قصیده‌ای سرود.

to crumple [فعل]
اجرا کردن

مچاله کردن

Ex: The weight of the textbooks crumpled the paper bag , tearing it at the seams .

وزن کتاب‌های درسی کیسه کاغذی را چروک کرد و آن را از درزها پاره کرد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت