کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - فاسد شدن

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
to bedizen [فعل]
اجرا کردن

تزئین کردن به روش چشمگیر

Ex: The street was bedizened with neon lights and banners .

خیابان با چراغ‌های نئون و بنرها آراسته شده بود.

اجرا کردن

بدافزایی کردن

Ex: The medicine was found to be adulterated , posing serious health risks .

دارو تقلبی یافت شد و خطرات جدی برای سلامتی ایجاد می‌کند.

bedraggled [صفت]
اجرا کردن

ژولیده

Ex: The bedraggled flag hung loosely after the heavy downpour .

پرچم خیس و کثیف پس از باران شدید شل آویزان بود.

to botch [فعل]
اجرا کردن

خراب کردن

Ex: The painter botched the job , leaving uneven patches on the wall .

نقاش کار را خراب کرد و لکه‌های ناهموار روی دیوار باقی گذاشت.

to bungle [فعل]
اجرا کردن

احمقانه عمل کردن

Ex: The construction crew 's decision to cut corners caused them to bungle the entire project , leading to numerous structural issues .

تصمیم تیم ساخت و ساز برای کوتاه کردن مسیرها باعث شد که آنها کل پروژه را به هم بریزند، که منجر به مشکلات ساختاری متعددی شد.

to besmirch [فعل]
اجرا کردن

لکه دار کردن

Ex: Her dress was besmirched by the splashing puddles .

لباس او توسط گودال‌های پاشیده لکه دار شد.

to char [فعل]
اجرا کردن

ذغال کردن

Ex: The edges of the toast were charred from being left in the toaster too long .

لبه‌های نان تست به دلیل ماندن زیاد در توستر ذغالی شده بودند.

اجرا کردن

آتش‌سوزی عظیم

Ex: The dry conditions and high winds created a perfect storm for the conflagration that devastated the rural community .

شرایط خشک و بادهای شدید طوفانی کامل برای آتش‌سوزی بزرگ ایجاد کردند که جامعه روستایی را نابود کرد.

اجرا کردن

(کاملاً) خشک کردن

Ex: The scientist had desiccated the plant specimens for use in research .

دانشمند نمونه‌های گیاهی را برای استفاده در تحقیق خشک کرده بود.

اجرا کردن

ریشه‌کن کردن

Ex: The surgeon successfully extirpated the tumor during the procedure .

جراح با موفقیت تومور را در طول عمل از بین برد.

to vitiate [فعل]
اجرا کردن

معیوب ساختن

Ex: His biased approach vitiated the results of the study .

رویکرد جانبدارانه او نتایج مطالعه را مخدوش کرد.

to deface [فعل]
اجرا کردن

از شکل انداختن

Ex: By the time the museum staff arrived , the exhibit had been defaced .

تا زمانی که کارکنان موزه رسیدند، نمایشگاه خراب شده بود.

اجرا کردن

ضدحال

Ex: Despite the successful product launch , there was a fly in the ointment when the pricing caused customer complaints .
اجرا کردن

کاسه‌کوزه‌ها را به هم زدن

Ex: The sudden budget cuts in the middle of the project overturned the apple cart , leading to delays and confusion .
crud [اسم]
اجرا کردن

کثافت

Ex: I had to scrape layers of crud off the old pan .

مجبور شدم لایه‌های کثافت را از تابه قدیمی بتراشم.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت