تندخو
همکارانش از اشتباه کردن هراس داشتند، با علم به اینکه پاسخهایش چقدر میتواند عصبانی باشد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تندخو
همکارانش از اشتباه کردن هراس داشتند، با علم به اینکه پاسخهایش چقدر میتواند عصبانی باشد.
گستاخانه
او بلافاصله پس از بیان نظرات بیادبانهاش پشیمان شد، متوجه شد که آنها بیجا بودهاند.
جنگطلب
علیرغم تلاشها برای حفظ فضایی هماهنگ، همکار جنجالی در دفتر جنجال به پا کرد.
متمرد
دانشآموز نافرمان از پیروی از قوانین کلاس خودداری کرد.
طعنهآمیز
قهرمان فیلم اغلب از طنز تلخ برای پنهان کردن تلخیاش نسبت به جامعه استفاده میکرد.
نقنقو
مهمان نگران به گارسون درباره کوچکترین تأخیر در سرویس شکایت کرد و بیصبری و نارضایتی از تجربه رستوران را ابراز داشت.
حساس
وقتی مردم تصمیماتش را زیر سوال میبرند ممکن است زودرنج باشد.
کجخلق
رفتار تحریکپذیر او نسبت به همکارانش آنها را دور کرد و همکاری را دشوار ساخت.
بدخلق
رفتار نق نقو او اغلب کار کردن با او را دشوار میکرد، مخصوصاً وقتی به خواستهاش نمیرسید.
کوتاه و بیادبانه
من به خاطر قطع کردن عذرخواهی کردم اما او با یک کوتاه و تند "مشکلی نیست" پاسخ داد و بلافاصله موضوع را عوض کرد.
جدالطلب
بحث داغ شد وقتی موضع ستیزهجویانه او واکنشهای شدیدی را برانگیخت.
بیملاحظه و خشن
سبک ارتباطی تند و زننده او باعث شد از گروه دور شود.
سختگیر
شخصیت سختگیر او به ندرت نشانههایی از طنز یا گرمی نشان میداد.
بیاحساس
سیاستهای بیاحساس سیاستمدار نیازهای جمعیتهای آسیبپذیر را نادیده گرفت.
بیشعور
اظهارات بیادبانه سیاستمدار در خلال مناظره باعث خشم عمومی شد و به شهرت او آسیب زد.
گردنکش
او به دلیل رفتار پر سر و صدا و فریادهای تهاجمیاش از بار اخراج شد.
تهاجم
مناظره با خشونت نامزد در برابر مخالفانش مشخص شد.
متنفر بودن
من از خشونت متنفرم و به حل صلحآمیز اختلافات اعتقاد دارم.
عناد
تخریب مکرر یادبود نشان دهنده کینه مداوم از سوی مخالفان آشتی بود.
نفرت
آنتیپاتی که او نسبت به همسایهاش احساس میکرد بر اساس درگیریهای گذشته بود.
شوکه کردن
خبر اخراج قریبالوقوع کارمندان را متعجب کرد، که از شغل خود میترسیدند.
مخالف
بسیاری از مردم به دلیل نگرانیهای مربوط به نظافت، مخالف استفاده از حمل و نقل عمومی هستند.
حسادت کردن
من به باغ زیبای همسایهام حسادت کردم و آرزو کردم که کاش من هم چنین استعدادی در باغبانی داشتم.
ستیزهجو
معلم به زبان جنگطلبانه مورد استفاده برخی از دانشآموزان پرداخت و محیطی صلحآمیزتر را ترویج داد.
مخرب
سکوت شوم پس از خبر بد بر اتاق حاکم شد.
تحسینبرانگیز
هوش قدرتمند او او را به یکی از مدعیان اصلی برای بورسیه تحصیلی معتبر تبدیل کرد.
ویرانگر
جنگ داخلی به یک مبارزه داخلی تبدیل شد که هر دو جناح را ویران کرد.
تبعیضآمیز
یک سیاست حسودانه که به یک گروه ترجیح میداد منجر به نارضایتی گسترده شد.
تهدیدآمیز
سکوتی تهدیدآمیز بر جمعیت حاکم شد.
غیردوستانه
پیشنهاد خصمانه خرید، فضایی خصمانه در داخل شرکت ایجاد کرد که باعث تقسیم بین کارکنان و رهبری شد.
آشکار
سیاستمدار یک آشکار برای کسب قدرت انجام داد.
زیادیمنزوی
رفتار دور از اجتماع سلبریتی نسبت به طرفداران، بسیاری را که امید به ملاقاتی دوستانه داشتند، ناامید کرد.
دورافتاده
پذیرش مؤدب بود اما نسبتاً دور بود.
کینهتوزانه
شخصیت کینهتوز در رمان وسواس داشت از همه کسانی که به او بدی کرده بودند انتقام بگیرد.
انسانگریز
مرد پیر یک انسانگریز شناخته شده بود، از هرگونه تماس انسانی اجتناب میکرد و همراهی کتابهایش را ترجیح میداد.
فرد پیر و بداخلاق
کارکنان متوجه شدند که راضی کردن عجوز بداخلاق بدون توجه به میزان تلاششان دشوار است.
زَنِ پرخاشگر
رمان ملکه را به عنوان یک زن بداخلاق مغرور اما مستبد به تصویر میکشد.
افراطی
تعقیب بیامان شرکت برای سود، منجر به روشهای تجاری غیراخلاقی و استثمار کارگران شد.
زننده
پاسخ تلخ او به انتقاد نشان داد که چقدر درباره این موضوع احساس عمیقی داشت.
بیمیل (به)
او احساس میکرد بیمیل است که با همکارش در مورد مسئله جاری روبرو شود.