کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - مهارت و خرد

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
adept [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: With adept problem-solving skills , she quickly finds solutions to complex issues .

با مهارت‌های ماهرانه حل مسئله، او به سرعت راه‌حل‌هایی برای مسائل پیچیده پیدا می‌کند.

adroit [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex:

مدیریت ماهرانه او از مذاکرات به یک توافق موفق و دوستانه منجر شد.

اجرا کردن

تردست

Ex: The artist was ambidextrous , painting with both hands at once .

هنرمند دوسوتوان بود، با هر دو دست به طور همزمان نقاشی می‌کرد.

astute [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex: With an astute understanding of technology , he adapted quickly to new developments .

با درک هوشمندانه از فناوری، او به سرعت با تحولات جدید سازگار شد.

bookish [صفت]
اجرا کردن

اهل مطالعه

Ex:

علیرغم ظاهر کتابی او، روحیه‌ای به طرز شگفت‌آوری ماجراجویانه داشت.

canny [صفت]
اجرا کردن

عاقل

Ex: The politician 's canny maneuvering ensured she stayed one step ahead of her opponents .

مانورهای هوشمندانه سیاستمدار تضمین کرد که او همیشه یک گام از رقبایش جلوتر باشد.

consummate [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex:

به عنوان یک قصه‌گو ماهر، او توجه جمعیت را برای ساعاتی حفظ کرد.

discerning [صفت]
اجرا کردن

تیزبین

Ex:

کودک به طور شگفت‌انگیزی تیزبین برای سنش بود.

erudite [صفت]
اجرا کردن

دانشمند

Ex: His erudite commentary on economic policy is highly regarded by policymakers and academics alike .

نظر دانشمندانه او در مورد سیاست اقتصادی بسیار مورد احترام سیاستگذاران و دانشگاهیان است.

finesse [اسم]
اجرا کردن

ظرافت

Ex: The chef ’s finesse in blending flavors created a truly unique dish .

ظرافت سرآشپز در ترکیب طعم‌ها یک غذای واقعاً منحصر به فرد ایجاد کرد.

sage [صفت]
اجرا کردن

عاقل و باتجربه

Ex:

در زمان‌های عدم اطمینان، مردم اغلب به کتاب‌های نوشته شده توسط نویسندگان حکیم برای راهنمایی و روشنگری روی می‌آورند.

incisive [صفت]
اجرا کردن

تیزبین

Ex: The incisive CEO 's decisions have led the company to unprecedented success .

تصمیمات مدیرعامل تیزبین شرکت را به موفقیتی بی‌سابقه رسانده است.

judicious [صفت]
اجرا کردن

عاقلانه

Ex: The teacher 's judicious approach to discipline created a positive classroom environment .

رویکرد خردمندانه معلم به انضباط، محیطی مثبت در کلاس ایجاد کرد.

اجرا کردن

زیرک

Ex: The perspicacious consultant offered valuable insights , helping the company streamline its operations for increased efficiency .

مشاور تیزبین بینش‌های ارزشمندی ارائه داد و به شرکت کمک کرد تا عملیات خود را برای افزایش کارایی ساده‌سازی کند.

politic [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex: The diplomat gave a politic response , avoiding any direct criticism .

دیپلمات یک پاسخ سیاسی داد و از هرگونه انتقاد مستقیم اجتناب کرد.

eminent [صفت]
اجرا کردن

والامقام

Ex: The eminent economist 's theories influenced global economic policy .

نظریه‌های اقتصاددان برجسته بر سیاست اقتصادی جهانی تأثیر گذاشت.

virtuosity [اسم]
اجرا کردن

تبحر

Ex: The chef 's virtuosity turned a simple dish into a work of art .

استادی سرآشپز یک غذای ساده را به یک اثر هنری تبدیل کرد.

circumspect [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: As a new driver , she adopted a circumspect style , taking her time and assessing conditions fully at intersections .

به عنوان یک راننده جدید، او سبک محتاطانه‌ای را در پیش گرفت، وقت خود را صرف کرد و شرایط را در تقاطع‌ها به طور کامل ارزیابی کرد.

precocious [صفت]
اجرا کردن

(کودک) بالغ‌تر از سن‌ خود

Ex: His precocious talent for playing the piano earned him a scholarship to a prestigious music school .

استعداد زودرس او در نواختن پیانو برایش بورسیه‌ای در یک مدرسه موسیقی معتبر به ارمغان آورد.

realm [اسم]
اجرا کردن

حوزه

Ex: That question belongs to the realm of ethics , not law .

آن سؤال به حوزه اخلاق تعلق دارد، نه قانون.

acuity [اسم]
اجرا کردن

تیزبینی

Ex:

پس از عمل جراحی، حدت بینایی او به طور چشمگیری بهبود یافت.

acumen [اسم]
اجرا کردن

تیزهوشی

Ex: With financial acumen , she made smart investments early .

با زیرکی مالی، او سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه‌ای را زود انجام داد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت