کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - فراوانی و تکثیر

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
to accrue [فعل]
اجرا کردن

افزوده شدن

Ex: Vacation days often accrue for employees with longer tenures at the company .

روزهای تعطیل اغلب برای کارمندانی که مدت طولانی‌تری در شرکت بوده‌اند جمع می‌شود.

accretion [اسم]
اجرا کردن

انباشت

Ex: Personal wealth often results from the gradual accretion of savings .

ثروت شخصی اغلب از افزایش تدریجی پس‌انداز ناشی می‌شود.

اجرا کردن

انباشت

Ex: The agglomeration of sediments formed new rock layers .

انباشت رسوبات، لایه‌های سنگی جدیدی را تشکیل داد.

اجرا کردن

بزرگ کردن

Ex: They sought to aggrandize their business by expanding into new markets .

آن‌ها به دنبال بزرگ‌تر کردن کسب‌وکار خود با گسترش به بازارهای جدید بودند.

to amass [فعل]
اجرا کردن

جمع کردن

Ex: A crowd amassed at the town square for the festival .

جمعیتی برای جشنواره در میدان شهر جمع شدند.

affluence [اسم]
اجرا کردن

ثروت

Ex: Despite her affluence , she lived a modest and simple life .

با وجود ثروتش, او زندگی ساده و فروتنانه‌ای داشت.

capacious [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: They rented a capacious storage unit to keep all their furniture during the move .

آنها یک واحد ذخیره‌سازی گسترده اجاره کردند تا تمام مبلمان خود را در طول جابجایی نگه دارند.

commodious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: The hotel suite was surprisingly commodious , offering plenty of space for their family .

سوئیت هتل به طور شگفت‌انگیزی وسیع بود و فضای زیادی برای خانواده‌شان فراهم می‌کرد.

copious [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: The teacher praised the student for their copious efforts in studying for the exam .

معلم از دانش آموز به خاطر تلاش‌های فراوان او در مطالعه برای امتحان تقدیر کرد.

cornucopia [اسم]
اجرا کردن

وفور

Ex: The library provides a cornucopia of resources for students .
to distend [فعل]
اجرا کردن

گسترده‌تر شدن

Ex: The chef observed the dough distend as it rose during the fermentation process .

آشپز مشاهده کرد که خمیر منبسط شد در حالی که در فرآیند تخمیر بالا می‌آمد.

thumping [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex:

استادیوم با تشویق منفجر شد در حالی که تیم در بازی قهرمانی به پیروزی قاطعانه دست یافت.

flourish [اسم]
اجرا کردن

شکوفایی

Ex: His musical talent was at its peak during the flourish of the Baroque period .

استعداد موسیقی او در اوج خود در طول شکوفایی دوره باروک بود.

اجرا کردن

نفهمیدنی

Ex: Time passed with imperceptible changes in the landscape .

زمان با تغییرات غیرقابل تشخیص در چشم‌انداز گذشت.

inordinate [صفت]
اجرا کردن

زیاده

Ex: His inordinate appetite for sweets led to health problems later in life .

اشتهای بی‌اندازه او برای شیرینی‌جات منجر به مشکلات سلامتی در زندگی بعدی شد.

prodigious [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: His prodigious memory allows him to recall vast amounts of information .

حافظه شگفت‌انگیز او به او اجازه می‌دهد تا حجم زیادی از اطلاعات را به خاطر بیاورد.

اجرا کردن

انتشار دادن

Ex: The teacher worked hard to propagate a love of reading in her students .

معلم سخت کار کرد تا عشق به مطالعه را در دانش‌آموزانش انتشار دهد.

replete [صفت]
اجرا کردن

پر از

Ex: Every spice imaginable filled her pantry , making it replete with culinary options .

هر ادویه‌ای که تصور شود انباری او را پر کرده بود، آن را پر از گزینه‌های آشپزی کرد.

rife [صفت]
اجرا کردن

سرشار

Ex: The report indicated that the town was rife with corruption and unethical practices .

گزارش نشان داد که شهر پر از فساد و اعمال غیراخلاقی بود.

rampant [صفت]
اجرا کردن

افسارگسیخته

Ex: Vandalism was rampant during the protests .

وندالیسم در طول اعتراضات شایع بود.

satiety [اسم]
اجرا کردن

سیری

Ex: Overeating can override the body 's natural signals of satiety .

پرخوری می‌تواند سیگنال‌های طبیعی سیری بدن را نادیده بگیرد.

surfeit [اسم]
اجرا کردن

an overabundance of anything

Ex: The feast left everyone in a surfeit of food .
voluminous [صفت]
اجرا کردن

بسیار عظیم

Ex: Her voluminous sleeves made a bold statement on the red carpet .

آستین‌های حجیم او بیانیه‌ای جسورانه در فرش قرمز ایجاد کرد.

unabated [صفت]
اجرا کردن

بی امان

Ex: The demand for housing has grown unabated in the past decade .

تقاضا برای مسکن در دهه گذشته بی‌وقفه رشد کرده است.

array [اسم]
اجرا کردن

یک مجموعه چشمگیر

Ex: Guests admired the array of awards displayed on the wall .

مهمانان مجموعه جوایز نمایش داده شده روی دیوار را تحسین کردند.

to burgeon [فعل]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex:

ابتکارات آموزشی باعث رشد سریع حوزه تحقیق در سال‌های اخیر شده‌اند.

gamut [اسم]
اجرا کردن

حدود

Ex: The restaurant 's menu offers a gamut of culinary delights , from appetizers to desserts , catering to diverse tastes .

منوی رستوران طیف کاملی از لذت‌های آشپزی را ارائه می‌دهد، از پیش‌غذاها تا دسرها، که به سلیقه‌های مختلف پاسخ می‌دهد.

tinge [اسم]
اجرا کردن

رنگ

Ex: The story had a tinge of mystery that intrigued readers .

داستان رنگی از رمز و راز داشت که خوانندگان را کنجکاو می‌کرد.

pittance [اسم]
اجرا کردن

چندرغاز

Ex: The small stipend was a pittance compared to the actual cost of living in the city .

حقوق کوچک در مقایسه با هزینه واقعی زندگی در شهر مبلغ ناچیزی بود.

modicum [اسم]
اجرا کردن

اندکی

Ex: They managed to salvage a modicum of trust after the misunderstanding .

آنها توانستند پس از سوء تفاهم ذره‌ای اعتماد را نجات دهند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت