کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
artful [صفت]
اجرا کردن

ریاکارا

Ex: With an artful smile , he hid his frustration .

با لبخندی مکاری‌آمیز، ناامیدی خود را پنهان کرد.

barefaced [صفت]
اجرا کردن

بی‌شرمانه

Ex: She walked in late with a barefaced excuse that made no sense .

او با یک بهانه بی‌شرم که هیچ معنایی نداشت دیر آمد.

bogus [صفت]
اجرا کردن

جعلی

Ex: I ca n't believe you fell for that bogus scam !

باور نمی‌کنم که تو توی آن کلاهبرداری جعلی افتادی!

covert [صفت]
اجرا کردن

نهفته

Ex: They executed a covert plan to influence the outcome without drawing attention .

آنها یک طرح مخفی را برای تأثیرگذاری بر نتیجه بدون جلب توجه اجرا کردند.

اجرا کردن

دورو

Ex: He gave a disingenuous smile , pretending to be interested in the conversation .

او یک لبخند ناصادقانه زد، تظاهر به علاقه‌مند بودن به مکالمه کرد.

fallacious [صفت]
اجرا کردن

گول‌زننده

Ex: The email contained fallacious warnings intended to scare recipients .

ایمیل حاوی هشدارهای گمراه‌کننده بود که برای ترساندن گیرندگان در نظر گرفته شده بود.

glib [صفت]
اجرا کردن

زبان‌باز

Ex: Her glib demeanor masked her true intentions .

رفتار سطحی او نیات واقعی اش را پنهان می‌کرد.

اجرا کردن

حیله‌گرانه

Ex: Their Machiavellian approach ensured they got what they wanted without confrontation .

رویکرد ماکیاولیستی آنها تضمین کرد که بدون رویارویی به آنچه می‌خواستند برسند.

mendacious [صفت]
اجرا کردن

دروغگو

Ex: The mendacious witness was caught contradicting himself .

شاهد دروغگو هنگام تناقض‌گویی با خودش دستگیر شد.

اجرا کردن

زرق‌وبرق‌دار

Ex: The ad was filled with meretricious claims about the product 's benefits .

تبلیغ پر از ادعاهای meretricious درباره مزایای محصول بود.

poseur [اسم]
اجرا کردن

قیافه‌گیر

Ex: The novelist mocked poseurs who pretended to understand philosophy .

رمان‌نویس از پوزورها که ادعای درک فلسفه داشتند، تمسخر کرد.

specious [صفت]
اجرا کردن

راستین‌نما

Ex: The advertisement made specious claims about the product ’s effectiveness .

تبلیغات ادعاهای فریبنده‌ای در مورد اثربخشی محصول مطرح کرد.

wheedling [اسم]
اجرا کردن

چاپلوسی

Ex:

صدای چاپلوسانه کودک گفتن نه را برای والدینش سخت کرده بود.

insidious [صفت]
اجرا کردن

خیانت‌کار

Ex: Poverty 's insidious impact on education is hard to reverse .

تأثیر خیانت‌بار فقر بر آموزش به سختی قابل بازگشت است.

spurious [صفت]
اجرا کردن

ظاهراً صحیح

Ex: The lawyer 's spurious argument crumbled under cross-examination .

استدلال جعلی وکیل تحت بازجویی متقاطع فرو ریخت.

factitious [صفت]
اجرا کردن

ساختگی

Ex: The factitious scenarios in the simulation were designed for training purposes .

سناریوهای ساختگی در شبیه‌سازی برای اهداف آموزشی طراحی شده‌اند.

furtive [صفت]
اجرا کردن

پنهانی

Ex: His furtive association with criminals eventually came to light .

ارتباط پنهانی او با مجرمان در نهایت فاش شد.

اجرا کردن

مخفی

Ex: She made a surreptitious attempt to hide the letter .

او یک تلاش مخفیانه برای پنهان کردن نامه انجام داد.

a cat's paw [عبارت]
اجرا کردن

a person used by someone else to do unpleasant or risky tasks, often without realizing it

Ex:
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت