کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - کشاورزی و غذا

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
agrarian [صفت]
اجرا کردن

کشاورزی

Ex: In agrarian regions , the rhythm of life is often dictated by the agricultural calendar .

در مناطق کشاورزی، ریتم زندگی اغلب توسط تقویم کشاورزی دیکته می‌شود.

apiarist [اسم]
اجرا کردن

زنبوردار

Ex: The state hired an official apiarist to monitor and protect regional bee populations .

دولت یک زنبوردار رسمی استخدام کرد تا جمعیت زنبورهای منطقه را نظارت و محافظت کند.

apiary [اسم]
اجرا کردن

کندو

Ex: Researchers set up an experimental apiary to study the impact of wildflower diversity on honey yield .

محققان یک زنبورداری آزمایشی راه‌اندازی کردند تا تأثیر تنوع گل‌های وحشی بر عملکرد عسل را مطالعه کنند.

apiculture [اسم]
اجرا کردن

زنبورداری

Ex: Community gardens often include apiculture projects to educate visitors about bees .

باغ‌های جامعه اغلب شامل پروژه‌های زنبورداری برای آموزش بازدیدکنندگان در مورد زنبورها می‌شوند.

arable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌زرع

Ex: They invested in arable land to expand their crop production .

آن‌ها در زمین‌های قابل کشت سرمایه‌گذاری کردند تا تولید محصولات خود را گسترش دهند.

to browse [فعل]
اجرا کردن

*چریدن

Ex: Cattle browse tender shoots during the dry season .

دام‌ها در فصل خشک جوانه‌های نرم را می‌چرند.

bucolic [صفت]
اجرا کردن

روستایی

Ex: The documentary explored bucolic practices of herdsmen in the Himalayan highlands .

مستند به بررسی شیوه‌های بوکولیک چوپانان در ارتفاعات هیمالیا پرداخت.

chaff [اسم]
اجرا کردن

کاه

Ex: The horse feed included small amounts of chaff to aid digestion .

خوراک اسب شامل مقادیر کمی از کاه برای کمک به هضم بود.

fallow [صفت]
اجرا کردن

بایر‌گذاشته

Ex:

سیستم سه‌کشتی دو زمین کشت‌شده را با یک زمین آیش در هر فصل جایگزین می‌کند.

alimentary [صفت]
اجرا کردن

غذایی

Ex: Nutrient-rich broths provide alimentary support during convalescence .

آبگوشت‌های غنی از مواد مغذی، پشتیبانی غذایی در دوران نقاهت فراهم می‌کنند.

bouillon [اسم]
اجرا کردن

*گوشتابه

Ex: The chef strained the bouillon until it was perfectly clear before serving .

آشپز آبگوشت را تا زمانی که کاملاً شفاف شد صاف کرد قبل از سرو.

calorific [صفت]
اجرا کردن

پرکالری

Ex: Homemade granola can be surprisingly calorific once you factor in nuts and honey .

گرانولای خانگی می‌تواند به طور شگفت‌انگیزی پرکالری باشد وقتی که آجیل و عسل را در نظر بگیرید.

to coddle [فعل]
اجرا کردن

در شعله ملایم جوشاندن

Ex: The chef is currently coddling the seafood in a flavorful court bouillon .

سرآشپز در حال حاضر غذای دریایی را در یک court bouillon خوشمزه آرام می‌پزد.

comestible [صفت]
اجرا کردن

خوردنی

Ex: Before foraging , hikers must learn to distinguish comestible plants .

قبل از جستجوی غذا، کوهنوردان باید یاد بگیرند که گیاهان خوردنی را تشخیص دهند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت