کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - دین و اخلاق

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ablution [اسم]
اجرا کردن

شستشو

Ex: Her ablution was quiet and meditative .

وضو او آرام و مراقبه‌ای بود.

to absolve [فعل]
اجرا کردن

بخشیدن

Ex: The priest absolved the sinner after he confessed his wrongdoings .

کشیش پس از اعتراف گناهکار به خطاهایش، او را بخشید.

advent [اسم]
اجرا کردن

آدونت

Ex: Advent calendars count down the days to Christmas .

آدونت روزهای باقی‌مانده تا کریسمس را می‌شمارد.

agnostic [اسم]
اجرا کردن

ندانم‌گرا

Ex: She identifies as an agnostic , believing that the existence of God is ultimately unknowable .

او خود را به عنوان یک لاادری معرفی می‌کند، با این باور که وجود خدا در نهایت ناشناختنی است.

amorality [اسم]
اجرا کردن

بی اخلاقی

Ex: The character 's amorality made her unpredictable .

بی‌اخلاقی شخصیت او را غیرقابل پیش‌بینی می‌کرد.

to anoint [فعل]
اجرا کردن

تدهین کردن

Ex: Tomorrow , the shaman will anoint the tribal leader with blessed oil in a traditional ritual .

فردا، شمن در یک مراسم سنتی رهبر قبیله را با روغن مقدس تدهین خواهد کرد.

apostate [صفت]
اجرا کردن

مرتد

Ex:

رفتار مرتد او حامیان قدیمی را شوکه کرد.

to atone [فعل]
اجرا کردن

توبه کردن

Ex: The religious leader openly admitted to past sins and expressed a genuine desire to atone through prayer , reflection , and acts of repentance .

رهبر مذهبی به گناهان گذشته خود به صراحت اعتراف کرد و تمایل صادقانه‌ای برای تکفیر از طریق نماز، تفکر و اعمال توبه ابراز داشت.

beatific [صفت]
اجرا کردن

سعادت‌آمیز

Ex: The child 's beatific gaze softened even the harshest critic .

نگاه آسمانی کودک حتی سخت‌ترین منتقد را نرم کرد.

benediction [اسم]
اجرا کردن

نیایش

Ex: The priest offered a benediction at the end of the ceremony .

کشیش در پایان مراسم یک دعای خیر ارائه داد.

benison [اسم]
اجرا کردن

برکت

Ex: His words were a benison to the weary travelers .

سخنانش برای مسافران خسته یک برکت بود.

catechism [اسم]
اجرا کردن

پرسش‌نامه مذهبی

Ex: Parents often use the catechism to help teach their children about their religious beliefs .

والدین اغلب از کاتکلیسا برای کمک به آموزش اعتقادات مذهبی خود به فرزندانشان استفاده می‌کنند.

cherubic [صفت]
اجرا کردن

کروبی

Ex: Despite his mischievous behavior , his cherubic appearance made it hard for anyone to stay mad at him .

علیرغم رفتار شیطنت‌آمیزش، ظاهر فرشته‌وار او باعث می‌شد کسی نتواند به او عصبانی بماند.

اجرا کردن

اختصاص دادن به

Ex: The artist consecrated his work to the ideals of peace and unity .

هنرمند کار خود را به آرمان‌های صلح و وحدت تقدیم کرد.

credo [اسم]
اجرا کردن

اعتقاد

Ex: A personal development credo might include principles of self-reflection , continuous learning , and empathy toward others .

یک credo توسعه شخصی ممکن است شامل اصول خوداندیشی، یادگیری مستمر و همدلی با دیگران باشد.

to beatify [فعل]
اجرا کردن

آمرزیدن

Ex: The ceremony will beatify several notable religious figures .
to exorcise [فعل]
اجرا کردن

دفع کردن

Ex: The ritual was meant to exorcise the dark presence that had taken hold of the old mansion .

این مراسم برای جن‌زدایی از حضور تاریکی که عمارت قدیمی را تسخیر کرده بود، طراحی شده بود.

to expiate [فعل]
اجرا کردن

جبران کردن

Ex: She has expiated for her past actions by spending years helping those she wronged .

او با گذراندن سال‌ها به کمک به کسانی که به آنها ظلم کرده بود، کفاره اعمال گذشته خود را داد.

hallowed [صفت]
اجرا کردن

مقدس

Ex:

متون مقدس به دقت حفظ شده و به عنوان اسناد مقدس در صومعه مورد توجه قرار می‌گرفتند.

homily [اسم]
اجرا کردن

موعظه

Ex:

موعظه مدیر به کارمندان اخلاق کاری را یادآوری کرد.

idolatry [اسم]
اجرا کردن

بت‌پرستی

Ex: Idolatry is seen in certain ancient civilizations that venerated statues instead of recognizing a monotheistic God .

بت‌پرستی در برخی تمدن‌های باستانی دیده می‌شود که به جای شناخت یک خدای یکتا، مجسمه‌ها را می‌پرستیدند.

piety [اسم]
اجرا کردن

پارسایی

Ex: His piety inspired others in the community .

تقوای او دیگران را در جامعه الهام بخشید.

reverent [صفت]
اجرا کردن

احترام‌آمیز

Ex: The artist 's work received a reverent response from critics .

کار هنرمند پاسخ محترمانه‌ای از منتقدان دریافت کرد.

pious [صفت]
اجرا کردن

باتقوا

Ex: His pious lifestyle included daily prayers and charitable work for the community .

سبک زندگی مذهبی او شامل نمازهای روزانه و کارهای خیریه برای جامعه بود.

corporeal [صفت]
اجرا کردن

جسمی (در مقابل روحی)

Ex: The corporeal world is often seen as temporary and flawed compared to the eternal , spiritual realm .

دنیای مادی اغلب در مقایسه با قلمرو روحانی ابدی، موقت و ناقص دیده می‌شود.

impious [صفت]
اجرا کردن

بی‌دین

Ex: The play was banned for its impious humor .

این نمایش به دلیل طنز کفرآمیز آن ممنوع شد.

اجرا کردن

عبادت

Ex: He raised his hands in supplication , seeking divine mercy .

او دستانش را به نشانه نیایش بلند کرد، در جستجوی رحمت الهی.

devout [صفت]
اجرا کردن

قلبی

Ex: The professor was a devout defender of academic freedom , passionately advocating for the right to free inquiry .

استاد یک مدافع وفادار آزادی آکادمیک بود، که با اشتیاق از حق تحقیق آزاد دفاع می‌کرد.

اجرا کردن

در دستِ تقدیر

Ex: The outcome of the game is in the lap of the gods ; we can only hope for the best .
nirvana [اسم]
اجرا کردن

نیروانا

Ex: The remote cabin was their personal nirvana .

کلبه دورافتاده نیروانا شخصی آن‌ها بود.

inviolable [صفت]
اجرا کردن

نقض نشدنی

Ex: The peace treaty established inviolable borders between the two countries .

پیمان صلح مرزهای تخطی‌ناپذیر بین دو کشور برقرار کرد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت