نادان
رویکرد احمقانه او به وضعیت فقط اوضاع را بدتر کرد.
نادان
رویکرد احمقانه او به وضعیت فقط اوضاع را بدتر کرد.
بیادبانه
طرفدار بیادب اجرا را با نظرات بلند قطع کرد.
آدم بینزاکت
او پس از اظهارات بیادبانهاش در گردهمایی رسمی، بیادب خطاب شد.
خامدست
او اغلب به دلیل درک نابالغانه خود از موضوع تحت الشعاع همکارانش قرار میگرفت.
احمق
او نمیتوانست باور کند که چنین توصیه احمقانهای از دوستش دریافت کرده است.
(از نظر رفتار و مردمداری) بیملاحظه
علیرغم نیات خوبش، تعاملات ناشیانه او با مهمانان آشکار بود.
انزوا
انزوا گروه مانع از پذیرش ایدههای جدید توسط آنها شد.
ولخرج
خرجکرد اسرافکارانه او در بازسازی خانه چشمگیر اما در نهایت ناپایدار بود.
ناشیانه
اجرای ناشیانه طرح توسط تیم منجر به تأخیر شد.
کوتهفکر
تمرکز محلیبینانه کمیته بر مسائل محلی، مانع از پرداختن به نگرانیهای منطقهای گستردهتر شد.
زودباور
او خیلی زودباور بود و فوراً در دام کلاهبرداری افتاد.
پرحرف
در مهمانی، مهمان پرحرف گفتگو را با داستانهای پیش پا افتاده به خود اختصاص داد.
پرحرف
آنها از سخنرانیهای پرجنبوجوش استاد پرحرف لذت بردند.
سلیس
اظهار نظر پرحرف او یک بازی ساده را به یک تماشا تبدیل کرد.
شتابزده
قطع کردن بیفکر او در جلسه جریان بحث را مختل کرد و همکارانش را عصبانی کرد.
حواس پرت
او یک اشاره سر حواسپرته داد، در افکار خود گم شده بود.
اهمالکار
اقدامات امنیتی سست در فرودگاه نگرانیهایی درباره نقض احتمالی ایجاد کرد.
از مسئولیت خود شانه خالی کردن
سهلانگار
معلم در تصحیح به موقع تکالیف کوتاهی کرد، که باعث ناامیدی دانشآموزان شد.
دلقک
در دربار پادشاه لوئی چهاردهم، دلقکها اغلب به عنوان دلقک عمل میکردند تا خانواده سلطنتی و مهمانان را سرگرم کنند.
گیج یا ناآگاه
گردشگر ساده لوح با چهره ای گیج در شهر پرسه می زد، واضح بود که گم شده است.
a state of happiness based on false hopes or illusions
دلقک بازی
خسته از دلقکبازی بچگانهشان، معلم کلاس را زودتر تمام کرد.