کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
اجرا کردن

درجه‌یک

Ex: The film 's special effects are of the first water , setting a new standard in the industry .
propitious [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: The calm before the storm was a propitious sign that their outdoor event would proceed smoothly .

آرامش قبل از طوفان نشانه مساعدی بود که رویداد فضای باز آنها به آرامی پیش خواهد رفت.

sanguine [صفت]
اجرا کردن

خوش‌بین

Ex: Even with the setbacks , he stayed sanguine about reaching his goals .

با وجود عقب‌افتادگی‌ها، او در مورد رسیدن به اهدافش خوشبین باقی ماند.

sumptuous [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: Guests were treated to a sumptuous spa experience , complete with massages , facials , and luxurious amenities .

میهمانان از یک تجربه اسپا مجلل، شامل ماساژ، فیشیال و امکانات لوکس بهره‌مند شدند.

dapper [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex:

بازیگر در یک تکسیدو کلاسیک با ظاهری آراسته و موقر در جشن افتتاحیه حاضر شد.

to exult [فعل]
اجرا کردن

در پوست (خود) نگنجیدن

Ex: The students exulted at the news of their graduation .

دانش‌آموزان از خبر فارغ‌التحصیلی خود شادمان شدند.

exultation [اسم]
اجرا کردن

شادمانی

Ex: The hikers ' exultation grew as they reached the summit .

شادمانی کوهنوردان زمانی که به قله رسیدند افزایش یافت.

frugal [صفت]
اجرا کردن

محافظه‌کار

Ex: The frugal traveler opts for budget accommodations and cooks their meals to save on expenses .

مسافر مقتصد برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، اقامتگاه‌های ارزان را انتخاب می‌کند و غذای خود را می‌پزد.

urbane [صفت]
اجرا کردن

بانزاکت

Ex: The host ’s urbane personality put all the guests at ease immediately .

شخصیت متمدن میزبان بلافاصله همه مهمانان را راحت کرد.

aesthetic [صفت]
اجرا کردن

مربوط‌ به زیبایی‌شناسی

Ex: The artist ’s work was praised for its unique aesthetic quality and emotional depth .

کار هنرمند به خاطر کیفیت زیبایی‌شناختی منحصر به فرد و عمق عاطفی آن مورد تحسین قرار گرفت.

salient [صفت]
اجرا کردن

برجسته

Ex:

هنرمند از رنگ‌های جسورانه به صورت استراتژیک استفاده کرد تا ویژگی‌های برجسته نقاشی را برجسته کند و توجه بینندگان را جلب کند.

boon [اسم]
اجرا کردن

موهبت

Ex: Access to quality education is a boon for children in developing countries , offering them opportunities for a brighter future .

دسترسی به آموزش با کیفیت موهبتی برای کودکان در کشورهای در حال توسعه است که به آنها فرصت‌هایی برای آینده‌ای روشن‌تر می‌دهد.

rarefied [صفت]
اجرا کردن

ظریف

Ex: The debate was conducted in a rarefied atmosphere of mutual respect .

بحث در فضایی برگزیده از احترام متقابل انجام شد.

fortuitous [صفت]
اجرا کردن

تصادفی

Ex: Their meeting at the café was entirely fortuitous and led to a lifelong friendship .

ملاقاتشان در کافه کاملاً تصادفی بود—و به یک دوستی مادام‌العمر منجر شد.

palatial [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: Their hotel suite was palatial , with marble floors and gold fixtures .

سوئیت هتل آنها کاخ‌مانند بود، با کف‌های مرمری و اتصالات طلایی.

amorous [صفت]
اجرا کردن

شهوت‌انگیز

Ex: Their amorous embrace drew curious glances from passersby .

در آغوش گرفتن شهوانی آنها نگاه‌های کنجکاو رهگذران را جلب کرد.

ardor [اسم]
اجرا کردن

اشتیاق

Ex: His speech carried the ardor of someone who truly believed in the cause .

سخنرانی او شور و اشتیاق کسی را داشت که واقعاً به این هدف اعتقاد داشت.

august [صفت]
اجرا کردن

محترم

Ex:

در مقابل چهره محتشم قاضی ایستاده بود، متهم با فروتنی صحبت کرد.

blithe [صفت]
اجرا کردن

مسرور

Ex:

شخصیت بی‌خیال او باعث می‌شد همیشه شاد به نظر برسد، گویی هیچ مشکلی نمی‌تواند روحیه او را تضعیف کند.

boisterous [صفت]
اجرا کردن

پرهیاهو

Ex: A boisterous group stormed into the café , knocking over chairs .

یک گروه پر سر و صدا به کافه هجوم آورد و صندلی‌ها را واژگون کرد.

consonance [اسم]
اجرا کردن

*مطبوعیت (موسیقی)

Ex: Dissonance faded into consonance as the melody progressed .

ناهماهنگی به هماهنگی تبدیل شد با پیشرفت ملودی.

au courant [صفت]
اجرا کردن

مطلع

Ex: He 's au courant with the newest developments in artificial intelligence .

او از آخرین پیشرفت‌ها در هوش مصنوعی مطلع است.

elysian [صفت]
اجرا کردن

الیزی

Ex: The garden was an Elysian retreat from the busy city .

باغ یک پناهگاه الیزی از شهر شلوغ بود.

idyllic [صفت]
اجرا کردن

باصفا

Ex: The idyllic mountain retreat offered stunning views and fresh mountain air .

پناهگاه کوهستانی آرمانی، مناظر خیره‌کننده و هوای تازه کوهستانی ارائه می‌داد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت