کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - بدن و حالت آن

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ashen [صفت]
اجرا کردن

خاکستری

Ex: Her ashen cheeks spoke volumes about her emotional distress .

گونه‌های خاکستری او بسیار درباره پریشانی عاطفی‌اش سخن می‌گفت.

bilious [صفت]
اجرا کردن

صفراوی

Ex: The old medical text describes various bilious fevers .

متن پزشکی قدیمی تب‌های صفراوی مختلف را توصیف می‌کند.

to blanch [فعل]
اجرا کردن

رنگ‌پریده شدن

Ex: During the horror movie , the audience blanched at the sudden jump scares .

در طول فیلم ترسناک، تماشاگران از صحنه‌های ناگهانی ترس رنگ پریده شدند.

cadaver [اسم]
اجرا کردن

جسد

Ex: The morgue stored several unidentified cadavers awaiting identification and proper handling for burial or cremation .

سردخانه چندین جسد ناشناس را ذخیره کرده بود که منتظر شناسایی و رسیدگی مناسب برای دفن یا سوزاندن بودند.

cadaverous [صفت]
اجرا کردن

رنگ پریده و نزار

Ex: The homeless man 's cadaverous face revealed years of hardship and struggle .

چهره مرده‌وار مرد بی‌خانمان سال‌های رنج و مبارزه را آشکار می‌کرد.

cerebral [صفت]
اجرا کردن

مغزی

Ex: Cerebral atrophy is a condition characterized by a decrease in brain size and volume .

آتروفی مغزی وضعیتی است که با کاهش اندازه و حجم مغز مشخص می‌شود.

clavicle [اسم]
اجرا کردن

ترقوه

Ex: The surgeon set the displaced clavicle with a plate .

جراح ترقوه جابجا شده را با یک صفحه ثابت کرد.

continence [اسم]
اجرا کردن

خویشتنداری

Ex: Age-related problems can sometimes affect continence .

مشکلات مرتبط با سن گاهی اوقات می‌توانند بر کنترل ادرار/مدفوع تأثیر بگذارند.

florid [صفت]
اجرا کردن

سرخ

Ex: The artist chose to depict the character with a florid face to emphasize their robust and lively nature .

هنرمند تصمیم گرفت شخصیت را با چهره‌ای سرخ به تصویر بکشد تا طبیعت قوی و پرجنب‌وجوش آن را برجسته کند.

somatic [صفت]
اجرا کردن

بدنی

Ex: Somatic markers are physical cues that signal emotional responses , like blushing or sweating .

نشانگرهای سوماتیک سرنخ‌های فیزیکی هستند که پاسخ‌های عاطفی را نشان می‌دهند، مانند سرخ شدن یا عرق کردن.

in fine fettle [عبارت]
اجرا کردن

being in good physical or mental condition

Ex: After a good night's sleep, she was in fine fettle for the meeting.
carnal [صفت]
اجرا کردن

جسمانی

Ex: The sculptor focused on carnal realism in his figures .

مجسمه‌ساز بر رئالیسم جسمانی در مجسمه‌هایش تمرکز کرد.

libido [اسم]
اجرا کردن

لیبیدو

Ex:

برخی داروها ممکن است میل جنسی را افزایش یا کاهش دهند.

constraint [اسم]
اجرا کردن

محدودیت

Ex: The climber freed himself from the constraint of the rope .

کوهنورد خود را از محدودیت طناب رها کرد.

sensuous [صفت]
اجرا کردن

شهوانی

Ex:

احساس حسی شن‌های گرم زیر پاهایش ساحل را لذت‌بخش‌تر کرد.

sentient [صفت]
اجرا کردن

هشیار

Ex:

ایده گیاهان هوشمند، قادر به احساس محیط خود، محققان را مجذوب خود کرد.

repose [اسم]
اجرا کردن

آرامش

Ex: The painting captured the serene repose of the countryside .

نقاشی آرامش آرام حومه شهر را به تصویر کشید.

forty winks [اسم]
اجرا کردن

چُرت

Ex: He had a hectic schedule , but he managed to squeeze in forty winks on the train ride home .

او برنامه‌ی شلوغی داشت، اما توانست در مسیر برگشت به خانه در قطار چرت کوتاهی بزند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت