کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - سردرگمی و ابهام

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
bedlam [اسم]
اجرا کردن

غلغله

Ex: The classroom descended into bedlam after the teacher left .

کلاس پس از رفتن معلم به هرج و مرج فرو رفت.

crabbed [صفت]
اجرا کردن

ناخوانا

Ex: She struggled with the crabbed language of the ancient text .

او با زبان پیچیده متن باستانی دست و پنجه نرم کرد.

garbled [صفت]
اجرا کردن

درهم

Ex: His garbled speech suggested he was either very nervous or distracted .

سخن درهم و برهم او نشان می‌داد که یا بسیار عصبی بود یا حواس‌پرتی داشت.

quandary [اسم]
اجرا کردن

سرگردانی

Ex: The student was in a quandary over which major to choose .

دانشجو در تردید بود که کدام رشته را انتخاب کند.

latent [صفت]
اجرا کردن

پنهان

Ex: A latent creativity lay beneath his reserved demeanor .

یک خلاقیت نهفته در زیر رفتار محافظه‌کارانه او قرار داشت.

nondescript [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: Despite his nondescript appearance , he had an unforgettable personality .

علیرغم ظاهر بی‌خاصیت او، شخصیتی فراموش‌نشدنی داشت.

اجرا کردن

انکارناپذیر

Ex: The historical documents provided incontrovertible evidence of the event .

اسناد تاریخی شواهد انکارناپذیری از این رویداد ارائه دادند.

manifest [صفت]
اجرا کردن

بارز

Ex: The dangers of the situation became manifest as the storm approached .

خطرات وضعیت با نزدیک شدن طوفان آشکار شد.

overt [صفت]
اجرا کردن

آشکار

Ex: The politician 's overt criticism of his opponent 's policies was seen as a bold move to sway public opinion .

انتقاد آشکار سیاستمدار از سیاست‌های رقیبش به عنوان حرکتی جسورانه برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی دیده شد.

abstruse [صفت]
اجرا کردن

بسیار سخت و پیچیده

Ex:

اشعار پیچیده شاعر، پر از استعاره و نمادگرایی، نیازمند تحلیل دقیقی بود تا معانی عمیق‌تر آنها آشکار شود.

apocryphal [صفت]
اجرا کردن

ساختگی

Ex:

کتاب شامل یک داستان جعلی بود که مورخان استدلال می‌کنند بر اساس وقایع واقعی نیست.

to addle [فعل]
اجرا کردن

سردرگم کردن

Ex: The heat seemed to addle everyone 's judgment .

به نظر می‌رسید گرما قضاوت همه را مختل کرده است.

to befuddle [فعل]
اجرا کردن

گیج کردن

Ex: The math problem befuddled even the brightest students .

مسئله ریاضی حتی دانش‌آموزان درخشان را گیج می‌کرد.

bemused [صفت]
اجرا کردن

گیج

Ex:

جمعیت از تردست جادوگر متحیر شده بودند، مطمئن نبودند که چطور انجام شده است.

to confound [فعل]
اجرا کردن

سردرگم کردن

Ex: The intricate puzzle confounded even the most experienced puzzlers .

پازل پیچیده حتی باتجربه‌ترین پازلبازها را گیج کرد.

esoteric [صفت]
اجرا کردن

قابل درک توسط عده‌ی معدودی

Ex: The artist 's work was filled with esoteric symbols known only to a few .

کار هنرمند پر از نمادهای عرفانی بود که تنها عده کمی از آنها آگاه بودند.

اجرا کردن

خط ناخوانا

Ex: The chalkboard was filled with mathematical hieroglyphics .

تخته سیاه پر از هیروگلیف‌های ریاضی بود.

imbroglio [اسم]
اجرا کردن

وضعیت پیچیده

Ex: The diplomatic imbroglio between the two nations lasted for months .

ایمبروگلیو دیپلماتیک بین دو ملت ماه‌ها طول کشید.

اجرا کردن

نامشخص

Ex: The weather forecast provided only an indeterminate prediction of rain , with no exact details .

پیش‌بینی هوا فقط یک پیش‌بینی نامشخص از باران ارائه داد، بدون جزئیات دقیق.

nonplussed [صفت]
اجرا کردن

مبهوت

Ex:

او متحیر ایستاده بود وقتی جمعیت شروع به تشویق نام او کرد.

recondite [صفت]
اجرا کردن

مرموز

Ex:

مقاله پر از ارجاعات پیچیده بود که اکثر خوانندگان آن را غیرقابل دسترس یافتند.

turbid [صفت]
اجرا کردن

گل‌آلود

Ex: The turbid broth was rich with flavors but visually unappealing .

آبگوشت کدر از نظر طعم غنی بود اما از نظر ظاهری جذاب نبود.

nebulous [صفت]
اجرا کردن

مبهم

Ex: The teacher 's explanation was so nebulous that the students struggled to grasp the topic .

توضیح معلم آنقدر مبهم بود که دانش‌آموزان برای درک موضوع تلاش کردند.

inscrutable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل درک

Ex: The detective could find no clues to decipher the inscrutable reason behind the crime .

کارآگاه نتوانست سرنخی برای رمزگشایی دلیل غیرقابل درک پشت جنایت پیدا کند.

اجرا کردن

بد تعبیر کردن

Ex: The media outlet inadvertently misconstrued the politician 's statement , leading to false headlines .

رسانه به طور ناخواسته اظهارات سیاستمدار را سوء تعبیر کرد، که منجر به تیترهای نادرست شد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت