نفرتانگیز
نفرتانگیز
اختلاف
مناظرههای سیاسی اغلب ناهماهنگی عمیقی بین ایدئولوژیهای مخالف را آشکار میکنند.
متعفن
ساختمان متروکه بوی تعفن میداد، که نشاندهنده تجمع کپک و پوسیدگی در داخل بود.
طاقتفرسا
مشکلات مالی شرکت منجر به اقدامات طاقتفرسای کاهش هزینه شد که بر کارکنان و عملیات تأثیر گذاشت.
ننگ عمومی
شخصیتهای تاریخی میتوانند ننگ بیعدالتیهای گذشته را برای نسلها تحمل کنند.
فرومایه
آنها از روشهای پست آشکار شده در حسابرسی وحشت زده شدند.
کثافتکاری
او از یک زندگی کثیف گریخت و یک کسبوکار موفق ساخت.
لکه ننگ
بیماری روانی هنوز در بسیاری از جوامع ننگ به همراه دارد.
متنفر
دروغ گفتن زیر سوگند در هر دادگاهی عملی مشمئزکننده محسوب میشود.
بدبو
یخچال، که برای هفتهها فراموش شده بود، بوی تعفنآوری تولید کرد در حالی که غذای داخل آن فاسد میشد.
فاسد
آنها مجبور بودند باقیماندههای غذای گندیده را سریعاً دور بریزند قبل از اینکه بو در خانه پخش شود.
نافرمان
قضات اغلب با متهمان نافرمان در دادگاه روبرو میشوند.
آزاردهنده
یافتن راهحلی برای مشکل آزاردهنده آلودگی پلاستیکی نیازمند تلاشهای جمعی و پایدار است.
ناسازگار
او احساس کرد که احساسات ناسازگار او مانع رشد حرفهای او میشوند.
منزجرکننده
شرایط منزجرکننده زندان باعث شد تحقیقی در مورد حقوق بشر انجام شود.
ننگ
رهبران تاریخی میتوانند با افتخار و رسوایی به یاد آورده شوند.
دردسرساز
مزاحمتهای مداوم یک مانع آزاردهنده برای بهرهوری او بودند.
درد
علیرغم دارو، رنج او ادامه یافت و باعث درد مداوم و شدید شد.
بحران
او برای رسیدگی به فوریت در زنجیره تأمین فراخوانده خواهد شد، تا اطمینان حاصل شود که تأخیر بیشتری در تولید وجود ندارد.
آزار
پشه وزوز کننده یک آزار جزئی در طول پیادهروی بود.
بیچاره
علیرغم بهترین تلاشهایش، دروازهبان بدشانس تیم برای جلوگیری از گلزنی تیم مقابل تقلا کرد که منجر به شکستی ناامیدکننده شد.
حمله ناگهانی
با یک حملۀ خشم، او کاغذها را به سراسر اتاق پرتاب کرد، دیگر قادر به کنترل ناامیدی خود نبود.
موقعیت دشوار یا نامطلوب
از توان فرد خارج
طاقتفرسا
تمرین برای ورزشهای سطح نخبه یک تعهد سخت است که نیاز به انضباط سخت و فداکاری دارد.
سخت کار کردن
او بر روی دستنویس سخت کار کرد، آن را بارها بازنویسی کرد.
بحرانی
ماهیت فوری پرونده، پاسخ حقوقی سریعی را میطلبید.
انتخاب از روی ناچاری
نمایشگاه خودرو به مشتریان یک انتخاب هابسون ارائه داد و گفت که آنها میتوانند خودرو را به قیمت فهرست شده خریداری کنند یا با دست خالی بروند.
شمشیر داموکلس
زندگی زیر نظارت مداوم شمشیر داموکلس شخصی او بود.
تغییر
خاطراتش فراز و نشیبهای بزرگ شدن در کشوری جنگزده را روایت میکند.
تاوان اشتباه خود را پس دادن
بغرنجی
تصمیم به جابجایی پیامدهای غیرمنتظرهای داشت که منجر به چالشهای لجستیکی و افزایش هزینهها شد.
to be forced to do a difficult or impossible task without the necessary resources