کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - بارها و مصیبت‌ها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
abominable [صفت]
اجرا کردن

نفرت‌انگیز

Ex: The treatment of prisoners was abominable , violating every human right .
cloying [صفت]
اجرا کردن

زیادی‌شیرین

Ex:

طعم شیرین بیش از حد frosting طعم ظریف cupcake را تحت الشعاع قرار داد.

dissonance [اسم]
اجرا کردن

اختلاف

Ex: Political debates often reveal deep dissonance between opposing ideologies .

مناظره‌های سیاسی اغلب ناهماهنگی عمیقی بین ایدئولوژی‌های مخالف را آشکار می‌کنند.

fetid [صفت]
اجرا کردن

متعفن

Ex: The abandoned building exuded a fetid smell , hinting at the accumulation of mold and decay within .

ساختمان متروکه بوی تعفن می‌داد، که نشان‌دهنده تجمع کپک و پوسیدگی در داخل بود.

onerous [صفت]
اجرا کردن

طاقت‌فرسا

Ex: The company 's financial troubles resulted in onerous cost-cutting measures that affected employees and operations .

مشکلات مالی شرکت منجر به اقدامات طاقت‌فرسای کاهش هزینه شد که بر کارکنان و عملیات تأثیر گذاشت.

opprobrium [اسم]
اجرا کردن

ننگ عمومی

Ex: Historical figures can bear the opprobrium of past injustices for generations .

شخصیت‌های تاریخی می‌توانند ننگ بی‌عدالتی‌های گذشته را برای نسل‌ها تحمل کنند.

sordid [صفت]
اجرا کردن

فرومایه

Ex: They were dismayed by the sordid practices revealed in the audit .

آنها از روش‌های پست آشکار شده در حسابرسی وحشت زده شدند.

squalor [اسم]
اجرا کردن

کثافت‌کاری

Ex: He escaped a life of squalor and built a successful business .

او از یک زندگی کثیف گریخت و یک کسب‌وکار موفق ساخت.

stigma [اسم]
اجرا کردن

لکه ننگ

Ex: Mental illness still carries a stigma in many communities .

بیماری روانی هنوز در بسیاری از جوامع ننگ به همراه دارد.

detestable [صفت]
اجرا کردن

متنفر

Ex: Lying under oath is considered a detestable act in any court .

دروغ گفتن زیر سوگند در هر دادگاهی عملی مشمئزکننده محسوب می‌شود.

malodorous [صفت]
اجرا کردن

بدبو

Ex: The refrigerator , forgotten for weeks , produced a malodorous smell as the food inside spoiled .

یخچال، که برای هفته‌ها فراموش شده بود، بوی تعفن‌آوری تولید کرد در حالی که غذای داخل آن فاسد می‌شد.

putrid [صفت]
اجرا کردن

فاسد

Ex: They had to dispose of the putrid food scraps quickly before the smell spread through the house .

آن‌ها مجبور بودند باقی‌مانده‌های غذای گندیده را سریعاً دور بریزند قبل از اینکه بو در خانه پخش شود.

unruly [صفت]
اجرا کردن

نافرمان

Ex: Judges often face unruly defendants in court .

قضات اغلب با متهمان نافرمان در دادگاه روبرو می‌شوند.

vexing [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده

Ex: Finding a solution to the vexing problem of plastic pollution requires collective and sustained efforts .

یافتن راه‌حلی برای مشکل آزاردهنده آلودگی پلاستیکی نیازمند تلاش‌های جمعی و پایدار است.

maladjusted [صفت]
اجرا کردن

ناسازگار

Ex: She felt that her maladjusted emotions were hindering her professional growth .

او احساس کرد که احساسات ناسازگار او مانع رشد حرفه‌ای او می‌شوند.

repugnant [صفت]
اجرا کردن

منزجرکننده

Ex: The repugnant conditions of the prison prompted a human rights investigation .

شرایط منزجرکننده زندان باعث شد تحقیقی در مورد حقوق بشر انجام شود.

obloquy [اسم]
اجرا کردن

ننگ

Ex: Historical leaders can be remembered with both honor and obloquy .

رهبران تاریخی می‌توانند با افتخار و رسوایی به یاد آورده شوند.

vexatious [صفت]
اجرا کردن

دردسرساز

Ex: The constant interruptions were a vexatious hindrance to her productivity .

مزاحمت‌های مداوم یک مانع آزاردهنده برای بهره‌وری او بودند.

affliction [اسم]
اجرا کردن

درد

Ex: Despite the medication , her affliction persisted , causing constant and excruciating pain .

علیرغم دارو، رنج او ادامه یافت و باعث درد مداوم و شدید شد.

bane [اسم]
اجرا کردن

مایه هلاکت

Ex: Traffic jams are the bane of city life .

ترافیک مصیبت زندگی شهری است.

exigency [اسم]
اجرا کردن

بحران

Ex: She will be called to address the exigency in the supply chain , ensuring there are no further delays in production .

او برای رسیدگی به فوریت در زنجیره تأمین فراخوانده خواهد شد، تا اطمینان حاصل شود که تأخیر بیشتری در تولید وجود ندارد.

vexation [اسم]
اجرا کردن

آزار

Ex: The buzzing mosquito was a minor vexation during the hike .

پشه وزوز کننده یک آزار جزئی در طول پیاده‌روی بود.

mortifying [صفت]
اجرا کردن

شرم‌آور

Ex:

ریختن قهوه روی مهمان افتخاری شرم‌آور بود.

hapless [صفت]
اجرا کردن

بیچاره

Ex: Despite his best efforts , the team 's hapless goalkeeper struggled to prevent the opposing team from scoring , resulting in a disappointing loss .

علیرغم بهترین تلاش‌هایش، دروازه‌بان بدشانس تیم برای جلوگیری از گلزنی تیم مقابل تقلا کرد که منجر به شکستی ناامیدکننده شد.

paroxysm [اسم]
اجرا کردن

حمله ناگهانی

Ex: With a paroxysm of rage , he threw the papers across the room , unable to contain his frustration any longer .

با یک حملۀ خشم، او کاغذها را به سراسر اتاق پرتاب کرد، دیگر قادر به کنترل ناامیدی خود نبود.

اجرا کردن

موقعیت دشوار یا نامطلوب

Ex: With mounting debts and no savings , they felt like they were constantly behind the eight ball when it came to their financial goals .
encumbrance [اسم]
اجرا کردن

گرفتاری

Ex: He felt the encumbrance of debt weighing on his mind .
اجرا کردن

از توان فرد خارج

Ex: Entering the world of politics was like being out of his depth for the young candidate .
arduous [صفت]
اجرا کردن

طاقت‌فرسا

Ex: Training for elite-level athletics is an arduous commitment that requires strict discipline and sacrifice .

تمرین برای ورزش‌های سطح نخبه یک تعهد سخت است که نیاز به انضباط سخت و فداکاری دارد.

اجرا کردن

سخت سرزنش شده

Ex:

کارآموز به خاطر درز دادن سند روی فرش بود.

to travail [فعل]
اجرا کردن

سخت کار کردن

Ex: He travailed over the manuscript , rewriting it countless times .

او بر روی دست‌نویس سخت کار کرد، آن را بارها بازنویسی کرد.

exigent [صفت]
اجرا کردن

بحرانی

Ex: The exigent nature of the case demanded a swift legal response .

ماهیت فوری پرونده، پاسخ حقوقی سریعی را می‌طلبید.

اجرا کردن

انتخاب از روی ناچاری

Ex:

نمایشگاه خودرو به مشتریان یک انتخاب هابسون ارائه داد و گفت که آنها می‌توانند خودرو را به قیمت فهرست شده خریداری کنند یا با دست خالی بروند.

اجرا کردن

شمشیر داموکلس

Ex: Living under constant surveillance was his personal sword of Damocles .

زندگی زیر نظارت مداوم شمشیر داموکلس شخصی او بود.

vicissitude [اسم]
اجرا کردن

تغییر

Ex: Her memoir recounts the vicissitudes of growing up in a war-torn country .

خاطراتش فراز و نشیب‌های بزرگ شدن در کشوری جنگ‌زده را روایت می‌کند.

اجرا کردن

تاوان اشتباه خود را پس دادن

Ex: Ignoring maintenance will eventually lead to costly repairs someone has to pay the piper .
اجرا کردن

بغرنجی

Ex: The decision to relocate had unexpected ramifications , leading to logistical challenges and increased costs .

تصمیم به جابجایی پیامدهای غیرمنتظره‌ای داشت که منجر به چالش‌های لجستیکی و افزایش هزینه‌ها شد.

اجرا کردن

to be forced to do a difficult or impossible task without the necessary resources

Ex: Trying to launch a startup with no funding is like making bricks without straw .
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت