کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - نیرو و استقامت

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
alacrity [اسم]
اجرا کردن

چالاکی

Ex: Their alacrity in resolving the issue quickly ensured that the problem was solved efficiently .

آمادگی آنها در حل سریع مسئله اطمینان داد که مشکل به طور مؤثر حل شد.

assiduous [صفت]
اجرا کردن

زحمت‌کش

Ex: His assiduous work ethic earned him a promotion .

اخلاق کاری سختکوش او باعث شد ترفیع بگیرد.

audacious [صفت]
اجرا کردن

بی‌پروا

Ex: His audacious proposal to restructure the company 's operations met with skepticism initially but ultimately led to unprecedented success .

پیشنهاد جسورانه او برای بازسازی عملیات شرکت در ابتدا با شک و تردید مواجه شد اما در نهایت به موفقیتی بی‌سابقه منجر شد.

ebullient [صفت]
اجرا کردن

باحرارت

Ex: They were ebullient about the successful launch of their new product .

آن‌ها درباره راه‌اندازی موفق محصول جدیدشان شادمان بودند.

mettle [اسم]
اجرا کردن

غیرت

Ex: War often reveals the mettle of those who serve .

جنگ اغلب شجاعت کسانی را که خدمت می‌کنند آشکار می‌کند.

اجرا کردن

شور و نشاط

Ex: Her effervescence made her the life of every party .

شور و نشاط او او را به جان هر مهمانی تبدیل می‌کرد.

mettlesome [صفت]
اجرا کردن

دلیر

Ex:

طبیعت شجاع اسب آن را به رقیبی سرسخت تبدیل کرد.

sedulous [صفت]
اجرا کردن

کوشا

Ex: She approached her research with sedulous dedication and thoroughness .

او با از خودگذشتگی سختکوشانه و دقت به تحقیق خود نزدیک شد.

forbearance [اسم]
اجرا کردن

شکیبایی

Ex: The teacher demonstrated forbearance by giving the student another chance to improve their grade .

معلم با دادن فرصتی دیگر به دانش‌آموز برای بهبود نمره‌اش، بردباری نشان داد.

exuberant [صفت]
اجرا کردن

سرزنده

Ex: The fans were exuberant as they cheered for their favorite team at the championship game .

هواداران پرنشاط بودند در حالی که برای تیم مورد علاقه‌شان در بازی قهرمانی تشویق می‌کردند.

feisty [صفت]
اجرا کردن

پر جنب و جوش

Ex: Her feisty determination helped her overcome numerous obstacles on the path to success .

عزم پرشور او به او کمک کرد تا بر موانع متعددی در مسیر موفقیت غلبه کند.

اجرا کردن

خستگی‌ناپذیر

Ex: The marathon runner was indefatigable , finishing the race despite the grueling conditions .

دونده ماراتن خستگی‌ناپذیر بود، و با وجود شرایط سخت مسابقه را به پایان رساند.

gusto [اسم]
اجرا کردن

لذت

Ex: She tackled the project with gusto , eager to prove herself .

او با اشتیاق به پروژه پرداخت، مشتاق برای اثبات خود.

اجرا کردن

سرسختی

Ex: They face adversity with a stiff upper lip , maintaining their composure and resolve .

آنها با خونسردی در برابر سختی‌ها می‌ایستند، آرامش و عزم خود را حفظ می‌کنند.

loaded for bear [عبارت]
اجرا کردن

fully prepared and heavily equipped to face a challenging situation

Ex:
staunch [صفت]
اجرا کردن

ثابت‌قدم

Ex: Even in difficult times , she remained a staunch friend , always there to offer support .

حتی در زمان‌های سخت، او یک دوست وفادار باقی ماند، همیشه حاضر برای ارائه حمایت.

tenable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌دفاع

Ex: The company 's decision to expand into new markets was deemed tenable by industry analysts , given the potential for growth and profitability .

تصمیم شرکت برای گسترش به بازارهای جدید توسط تحلیلگران صنعت قابل دفاع تلقی شد، با توجه به پتانسیل رشد و سودآوری.

اجرا کردن

سهم خود را انجام دادن

Ex: If you want to be part of the team , you need to pull your weight and contribute to the project .
frugality [اسم]
اجرا کردن

صرفه‌جویی

Ex: The family practiced frugality by reusing and repairing items .

خانواده با استفاده مجدد و تعمیر وسایل، صرفه‌جویی را تمرین می‌کرد.

اجرا کردن

موشکاف

Ex: The conscientious student spent hours preparing for the exam .

دانش آموز با وجدان ساعت‌ها برای آماده شدن برای امتحان وقت صرف کرد.

indomitable [صفت]
اجرا کردن

سرکش

Ex: The indomitable strength of the ancient fortress withstood centuries of siege .

استحکامات تسخیرناپذیر دژ باستانی قرن‌ها محاصره را تحمل کرد.

inured [صفت]
اجرا کردن

سرسخت

Ex:

کارگران بهداشتی خط مقدم به ناچار به رنج عادت می‌کنند، زیرا قرار گرفتن مداوم در معرض بیماری و مرگ، تأثیر عاطفی آن را کمرنگ می‌کند.

puissant [صفت]
اجرا کردن

توانا

Ex: He delivered a puissant performance that moved the audience .

او یک اجرای قدرتمند ارائه داد که مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.

to bear up [فعل]
اجرا کردن

با صبر چیزی را تحمل کردن

Ex: It 's crucial to bear up positively in the pursuit of personal goals .

تحمل کردن مثبت در پیگیری اهداف شخصی بسیار حیاتی است.

to inure [فعل]
اجرا کردن

سرسخت کردن

Ex: He was inured to long hours and little sleep .

او به ساعت‌های طولانی و خواب کم عادت کرده بود.

اجرا کردن

از دل سختی‌ها فرصت رشد ساختن

Ex: Although the job was n't what he had hoped for , he decided to make the best of a bad bargain and gain as much experience as possible .
اجرا کردن

موفق بودن در جایی یا بین کسانی

Ex: The app took users by storm , reaching a million downloads in days .
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت