کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - Improvement

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
اجرا کردن

بهتر کردن

Ex: Implementing new policies aims to ameliorate workplace conditions for employees .

اجرای سیاست‌های جدید به دنبال بهبود شرایط محیط کار برای کارکنان است.

اجرا کردن

تأکید کردن

Ex: The designer chose a minimalist approach to accentuate the elegance of the dress .

طراح یک رویکرد مینیمالیستی را برای تاکید بر زیبایی لباس انتخاب کرد.

to expedite [فعل]
اجرا کردن

تسریع کردن

Ex: To expedite the visa application process , the embassy introduced an online application system .

برای تسریع فرآیند درخواست ویزا، سفارت یک سیستم درخواست آنلاین معرفی کرد.

اجرا کردن

(در رفتار یا عمل) از کسی تقلید کردن

Ex: The young artist admired the unique painting style of a renowned master and decided to borrow a leaf out of his book by incorporating similar techniques into her own artwork .
to amend [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن

Ex: The artist amended the painting by adding layers of detail to enhance its visual impact .

هنرمند با اضافه کردن لایه‌هایی از جزئیات برای تقویت تأثیر بصری آن، نقاشی را اصلاح کرد.

to adorn [فعل]
اجرا کردن

آراستن

Ex: During the ceremony , they adorned the altar with elegant fabrics and floral arrangements .

در طول مراسم، آنها محراب را با پارچه‌های ظریف و آرایش گل‌ها آراستند.

to burnish [فعل]
اجرا کردن

صیقل دادن

Ex: The stonemason burnished the marble statue to a high gloss .

سنگتراش مجسمه مرمر را صیقل داد تا براق شود.

to darn [فعل]
اجرا کردن

رفو کردن

Ex: She spent the afternoon darning clothes for her family .

او بعدازظهر را به رفو کردن لباس‌های خانواده‌اش گذراند.

اجرا کردن

to bring someone a feeling of happiness or emotional relief

Ex: Seeing old friends again really did my heart good.
to redress [فعل]
اجرا کردن

جبران یا تصحیح کردن

Ex: They were hoping for a fair settlement to redress the damages .
to appease [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: The landlord appeased the tenants by reducing the rent increase .

صاحبخانه با کاهش افزایش اجاره، مستاجران را آرام کرد.

to mollify [فعل]
اجرا کردن

دل‌جویی کردن از

Ex: The manager mollified the customer 's frustration by providing a discount .

مدیر با ارائه تخفیف، ناامیدی مشتری را تسکین داد.

to placate [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: The government placated the protestors by implementing policies to address their concerns .

دولت با اجرای سیاست‌هایی برای رسیدگی به نگرانی‌های معترضان، آن‌ها را آرام کرد.

اجرا کردن

دل (کسی را) به دست آوردن

Ex: By performing the ritual , she hoped to propitiate the ghost that haunted the old house .

با انجام آیین، او امیدوار بود که فرونشاندن روحی که خانه قدیمی را تسخیر کرده بود.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت