کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - Warfare

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
armada [اسم]
اجرا کردن

ناوگان

Ex: The Spanish armada sailed in 1588 to invade England .
arsenal [اسم]
اجرا کردن

زرادخانه

Ex: Sanctions aim to limit the buildup of the nation 's weapons arsenal .

تحریم‌ها به دنبال محدود کردن انباشت زرادخانه تسلیحات ملت هستند.

to accouter [فعل]
اجرا کردن

آماده جنگ کردن

Ex: The cavalry was accoutered with sabers and protective armor .

سوارهنظام با شمشیرها و زره‌های محافظ مجهز شده بود.

aegis [اسم]
اجرا کردن

ایجس

Ex: The museum displayed a replica of the aegis used in ancient rituals .

موزه یک کپی از ایجیس مورد استفاده در مراسم باستانی را به نمایش گذاشت.

barb [اسم]
اجرا کردن

خار

Ex: The museum displayed a spear with multiple barbs .

موزه یک نیزه با چندین خار به نمایش گذاشت.

barrage [اسم]
اجرا کردن

بمباران

Ex: Soldiers waited for the barrage to stop before moving forward .

سربازان منتظر ماندند تا بمباران متوقف شود قبل از اینکه به جلو حرکت کنند.

battalion [اسم]
اجرا کردن

گردان (نظامی)

Ex: The battalion 's mission was to secure the area and provide support .

ماموریت گردان امن کردن منطقه و ارائه پشتیبانی بود.

bivouac [اسم]
اجرا کردن

اردوی موقت

Ex: Scouts were sent ahead to secure the location for the bivouac .

پیش‌آهنگان برای ایمن‌سازی مکان بیواک به جلو فرستاده شدند.

bludgeon [اسم]
اجرا کردن

چماق

Ex: Police found a bloodied bludgeon near the crime scene .

پلیس یک چماق خونآلود را در نزدیکی صحنه جرم پیدا کرد.

bombardment [اسم]
اجرا کردن

بمباران

Ex: The UN called for a ceasefire to stop the bombardment of residential areas .

سازمان ملل متحد برای توقف بمباران مناطق مسکونی درخواست آتش‌بس کرد.

bulwark [اسم]
اجرا کردن

بارو

Ex: The construction of a new bulwark strengthened the fortress .

ساخت یک بارو جدید استحکامات را تقویت کرد.

اجرا کردن

مصادره کردن (توسط ارتش)

Ex: The police commandeered a nearby building to set up a temporary command center during the crisis .

پلیس یک ساختمان نزدیک را ضبط کرد تا در طول بحران یک مرکز فرماندهی موقت ایجاد کند.

cudgel [اسم]
اجرا کردن

چماق

Ex: The robber threatened the shopkeeper with a cudgel , demanding money from the cash register .

دزد با یک چماق به فروشنده حمله کرد و خواستار پول از صندوق شد.

to cede [فعل]
اجرا کردن

واگذار کردن

Ex: The ruler has recently ceded power to a democratically elected government .

حاکم اخیراً قدرت را به یک دولت دموکراتیک انتخاب‌شده واگذار کرده است.

skirmish [اسم]
اجرا کردن

درگیری مختصر

Ex: The patrol was caught in a skirmish with insurgents .

گشت در یک درگیری با شورشیان گرفتار شد.

cession [اسم]
اجرا کردن

واگذاری

Ex: After the war , the cession of several islands to the neighboring country caused great controversy .

پس از جنگ، واگذاری چند جزیره به کشور همسایه جنجال بزرگی به پا کرد.

اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: After a long standoff , the suspect capitulated to the police .

پس از یک درگیری طولانی، مظنون در برابر پلیس تسلیم شد.

concession [اسم]
اجرا کردن

اذعان

Ex: The landlord made a concession by reducing the rent for the tenants .

صاحب‌خانه با کاهش اجاره برای مستأجران امتیاز داد.

brunt [اسم]
اجرا کردن

ضربه

Ex: Parents often carry the brunt of financial stress during a crisis .

والدین اغلب بار اصلی استرس مالی را در طول یک بحران تحمل می‌کنند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت