کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - ضعیف شدن و افول

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
to abate [فعل]
اجرا کردن

کم کردن

Ex: The medication has successfully abated the symptoms of the illness .

دارو با موفقیت علائم بیماری را کاهش داد.

abortive [صفت]
اجرا کردن

بی‌نتیجه

Ex: His abortive attempt to start a business left him deeply in debt and discouraged .

تلاش ناموفق او برای شروع یک کسب و کار او را عمیقاً بدهکار و دلسرد کرد.

to abridge [فعل]
اجرا کردن

کم کردن

Ex: By the time we arrived , the teacher had abridged the lecture due to the time constraints .

تا زمانی که ما رسیدیم، معلم به دلیل محدودیت‌های زمانی سخنرانی را خلاصه کرده بود.

اجرا کردن

ضعیف شدن

Ex: Over the years , his enthusiasm for the project has attenuated .

در طول سال‌ها، اشتیاق او به پروژه کاهش یافته است.

attrition [اسم]
اجرا کردن

سایش

Ex: Frequent walking caused attrition on the old stone steps .

پیاده‌روی مکرر باعث سایش روی پله‌های سنگی قدیمی شد.

dearth [اسم]
اجرا کردن

کمبود

Ex: Hospitals faced a dearth of medical supplies during the crisis .

بیمارستان‌ها در طول بحران با کمبود تجهیزات پزشکی مواجه شدند.

defunct [صفت]
اجرا کردن

ازرَده‌خارج

Ex: The company 's defunct website was no longer accessible , leading to a loss of online presence .

وبسایت از کار افتاده شرکت دیگر قابل دسترسی نبود، که منجر به از دست رفتن حضور آنلاین شد.

desuetude [اسم]
اجرا کردن

عدم استعمال

Ex: The once-vibrant town square now languishes in desuetude , its shops boarded up and streets deserted .

میدان شهر که زمانی پرجنب‌وجوش بود، اکنون در فراموشی به سر می‌برد، مغازه‌هایش تخته‌کوب شده و خیابان‌هایش خالی از سکنه است.

dissolution [اسم]
اجرا کردن

انحلال

Ex: Social media contributes to the dissolution of traditional community structures .

شبکه‌های اجتماعی به فروپاشی ساختارهای سنتی جامعه کمک می‌کنند.

detraction [اسم]
اجرا کردن

تفریق

Ex: Historical documents refer to detraction when describing the loss of land .

اسناد تاریخی به کاهش در توصیف از دست دادن زمین اشاره می‌کنند.

to enervate [فعل]
اجرا کردن

تضعیف کردن (روحیه یا اخلاق)

Ex: The endless meetings and paperwork started to enervate the entire team , diminishing their productivity .

جلسات بی‌پایان و کاغذبازی شروع به تحلیل بردن انرژی کل تیم کرد و بهره‌وری آنها را کاهش داد.

to flag [فعل]
اجرا کردن

از رمق افتادن

Ex: The students ' interest in the lecture flagged as it went over its scheduled time .

علاقه دانشجویان به سخنرانی کاهش یافت زیرا از زمان برنامه‌ریزی شده فراتر رفت.

to founder [فعل]
اجرا کردن

به شکست منجر شدن

Ex: The peace talks are likely to founder without international support .

مذاکرات صلح بدون حمایت بین‌المللی احتمالاً شکست می‌خورند.

paucity [اسم]
اجرا کردن

کمی

Ex: Her frustration grew because of the paucity of support from her colleagues .

ناامیدی او به دلیل کمبود حمایت از همکارانش افزایش یافت.

to stultify [فعل]
اجرا کردن

بیهوده جلوه دادن

Ex: His inability to focus stultified his chances of passing the test .

ناتوانی او در تمرکز، شانسش را برای قبولی در آزمون بی‌اثر کرد.

to subside [فعل]
اجرا کردن

فروکش کردن

Ex: The doctor expects the swelling to subside with the prescribed treatment .

پزشک انتظار دارد که تورم با درمان تجویز شده کاهش یابد.

اجرا کردن

تضعیف کردن

Ex: Years of neglect have debilitated the infrastructure of the city .

سال‌های غفلت زیرساخت‌های شهر را ضعیف کرده است.

attenuated [صفت]
اجرا کردن

کاهش یافته

Ex: The scientist studied the attenuated effects of pollution on local wildlife .

دانشمند اثرات کاهش یافته آلودگی بر حیات وحش محلی را مطالعه کرد.

moribund [صفت]
اجرا کردن

محتضر

Ex: The doctor confirmed the man was moribund , with no hope of recovery .

پزشک تأیید کرد که مرد در حال مرگ بود، بدون امیدی به بهبودی.

to pall [فعل]
اجرا کردن

to lose attractiveness, freshness, or ability to excite

Ex: Even luxury can pall when enjoyed without restraint .
to wane [فعل]
اجرا کردن

کم شدن

Ex: Interest in the product was continuously waning as new competitors emerged .

علاقه به محصول به طور مداوم کاهش می‌یافت با ظهور رقبای جدید.

اجرا کردن

منسوخی

Ex: The factory was shut down due to the obsolescence of its machinery .

کارخانه به دلیل کهنگی ماشین‌آلاتش تعطیل شد.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت