کم کردن
دارو با موفقیت علائم بیماری را کاهش داد.
کم کردن
دارو با موفقیت علائم بیماری را کاهش داد.
بینتیجه
تلاش ناموفق او برای شروع یک کسب و کار او را عمیقاً بدهکار و دلسرد کرد.
کم کردن
تا زمانی که ما رسیدیم، معلم به دلیل محدودیتهای زمانی سخنرانی را خلاصه کرده بود.
ضعیف شدن
در طول سالها، اشتیاق او به پروژه کاهش یافته است.
سایش
پیادهروی مکرر باعث سایش روی پلههای سنگی قدیمی شد.
کمبود
بیمارستانها در طول بحران با کمبود تجهیزات پزشکی مواجه شدند.
ازرَدهخارج
وبسایت از کار افتاده شرکت دیگر قابل دسترسی نبود، که منجر به از دست رفتن حضور آنلاین شد.
عدم استعمال
میدان شهر که زمانی پرجنبوجوش بود، اکنون در فراموشی به سر میبرد، مغازههایش تختهکوب شده و خیابانهایش خالی از سکنه است.
انحلال
شبکههای اجتماعی به فروپاشی ساختارهای سنتی جامعه کمک میکنند.
تفریق
اسناد تاریخی به کاهش در توصیف از دست دادن زمین اشاره میکنند.
تضعیف کردن (روحیه یا اخلاق)
جلسات بیپایان و کاغذبازی شروع به تحلیل بردن انرژی کل تیم کرد و بهرهوری آنها را کاهش داد.
از رمق افتادن
علاقه دانشجویان به سخنرانی کاهش یافت زیرا از زمان برنامهریزی شده فراتر رفت.
به شکست منجر شدن
مذاکرات صلح بدون حمایت بینالمللی احتمالاً شکست میخورند.
کمی
ناامیدی او به دلیل کمبود حمایت از همکارانش افزایش یافت.
بیهوده جلوه دادن
ناتوانی او در تمرکز، شانسش را برای قبولی در آزمون بیاثر کرد.
فروکش کردن
پزشک انتظار دارد که تورم با درمان تجویز شده کاهش یابد.
تضعیف کردن
سالهای غفلت زیرساختهای شهر را ضعیف کرده است.
کاهش یافته
دانشمند اثرات کاهش یافته آلودگی بر حیات وحش محلی را مطالعه کرد.
محتضر
پزشک تأیید کرد که مرد در حال مرگ بود، بدون امیدی به بهبودی.
to lose attractiveness, freshness, or ability to excite
کم شدن
علاقه به محصول به طور مداوم کاهش مییافت با ظهور رقبای جدید.
منسوخی
کارخانه به دلیل کهنگی ماشینآلاتش تعطیل شد.