a ceremony held to honor and bury someone who has died

مجلس ترحیم یا تجلیل متوفی
دوستان داستانهایی درباره خنده او در طول مراسم تدفین به اشتراک گذاشتند.
a secret or closed meeting where members gather to make important decisions

گردهمایی محرمانه, جلسه بسته
کاردینالهای کلیسا وارد یک کنکلاو شدند تا پاپ جدید را انتخاب کنند.
a procession or parade, typically consisting of a series of vehicles, horses, or people

رژهی سواران
به عنوان بخشی از پروسه سلطنتی، یک کاروان با شکوه از اسبها و کالسکهها از پایتخت عبور کرد.
a boisterous gathering marked by music, laughter, and often drinking

مهمانی پر سر و صدا, جشن شلوغ
پس از زدن اولین گلشان، تیم در رختکن به یک مهمانی شاد منفجر شد.
a party marked by heavy drinking, loud music, and unrestrained behavior

باخانال, مهمانی پر از شراب و موسیقی
در مورد باکانال کالج که محوطه را پر از لیوانهای خالی کرده بود، شایعه پخش شد.
characterized by wild, drunken, and riotous behavior, often associated with excessive indulgence in pleasure, particularly in the context of revelry or celebration

عیاشانه, وابسته به جشن بادهگساری و شادمانی
مهمانی مجردی با پیشروی شب به فضایی باکانالی تبدیل شد، با داماد آینده و دوستانش که تا سپیده دم به عیاشی پرداختند.
to experience intoxication, especially from alcohol, to the point of numbness or lack of discomfort
a state of agitation, excitement, or unrest, often associated with rapid change or transformation

آشوب, هیجان، شوریدگی، ناآرامی، جوشوخروش، اضطراب
کشف یک فناوری جدید باعث تخمیر نوآوری و رقابت در بین شرکتهای صنعت شد.
a large crowd of people gathered closely together

جمعیت, دسته، انبوه
تا ظهر، جمعیت در اطراف هنرمند خیابانی تشکیل شده بود.
affected by alcohol

*مست
گروه مست با خندههای بلند از بار بیرون آمدند، تلوتلو خوردن.
to indulge in carefree behavior, involving romantic or sexual adventures, during one's youth, before settling into a more committed life
marked by grand, formal acts and impressive displays, involving official rituals

تشریفاتی, رسمی
تاجگذاری او به عنوان یک رویداد تشریفاتی انجام شد که توسط میلیونها نفر در تلویزیون تماشا شد.
a secret meeting or rendezvous, especially between romantic partners

قرار مخفیانه (بین عشاق)
او از مهمانی فرار کرد تا ملاقات خود را با طرفدار مخفی اش در کنار دریاچه ای که نور ماه آن را روشن کرده بود، حفظ کند.
| کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) | |||
|---|---|---|---|
| توصیفات فیزیکی | اشکال زمین | اشیاء و مواد | مراسم و شادی |
| آفرینش و علّیت | استدلال و تحقیر | کشاورزی و غذا | ایالتهای غیرمتعارف |
| خانواده و ازدواج | سکونت و اقامت | عطر و طعم | افراط مفهومی |
| شباهت و تفاوت | |||
