کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - ترس، اضطراب و ضعف

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
اجرا کردن

ترسیدن

Ex: She could n’t help but apprehend the consequences of her risky decision .

او نمی‌توانست از نگرانی از عواقب تصمیم پرخطر خود اجتناب کند.

اجرا کردن

دلواپس

Ex: He felt apprehensive about meeting his girlfriend 's parents for the first time .
to quail [فعل]
اجرا کردن

ترسیدن

Ex: Despite his brave exterior , he could n't help but quail when he heard the loud bang .

علیرغم ظاهر شجاعش، وقتی صدای انفجار بلند را شنید نتوانست از ترسیدن خودداری کند.

qualm [اسم]
اجرا کردن

احساس خفیف تهوع

Ex: The strong smell of seafood caused him qualms .

بوی تند غذاهای دریایی باعث تهوع او شد.

perturbed [صفت]
اجرا کردن

آشفته

Ex:

او آرام ماند در حالی که دیگران به نظر آشفته از مشکلات فنی می‌رسیدند.

jittery [صفت]
اجرا کردن

نگران و ناآرام

Ex: The audience grew jittery as the performance time approached .

تماشاگران با نزدیک شدن زمان اجرا بی‌قرار شدند.

timorous [صفت]
اجرا کردن

بزدل

Ex: Even in familiar surroundings , his timorous attitude made him reluctant to take risks .

حتی در محیط‌های آشنا، نگرش ترسو او باعث شد که او تمایلی به ریسک کردن نداشته باشد.

on tenterhooks [عبارت]
اجرا کردن

آشفته

Ex: We were on tenterhooks during the tense penalty shootout .
tremulous [صفت]
اجرا کردن

لرزان

Ex: His tremulous laughter indicated his deep embarrassment .

خنده لرزان او نشان دهنده خجالت عمیقش بود.

trepidation [اسم]
اجرا کردن

دلهره

Ex: Despite his trepidation , he knew he had to confront his fears and speak up for what he believed in .

با وجود نگرانی اش، می‌دانست که باید با ترس‌هایش روبرو شود و برای آنچه به آن اعتقاد دارد صحبت کند.

wince [اسم]
اجرا کردن

چهره در هم کشیدن

Ex: She could n't help a wince when the needle pierced her skin .

او نتوانست از یک لرزش خودداری کند وقتی سوزن پوستش را سوراخ کرد.

fawning [صفت]
اجرا کردن

چاپلوس

Ex:

رفتار چاپلوسانه پیشخدمت مهمان‌ها را ناراحت کرد.

obsequious [صفت]
اجرا کردن

چاپلوس

Ex: The employee ’s obsequious responses during the meeting were intended to keep the boss in a good mood .

پاسخ‌های چاپلوسانه کارمند در جلسه به منظور نگه داشتن رئیس در حال و هوای خوب بود.

servile [صفت]
اجرا کردن

پست

Ex: Servile gestures , like excessive bowing , are not respected in modern workplaces .

حرکات چاپلوسانه، مانند تعظیم بیش از حد، در محیط‌های کاری مدرن مورد احترام نیستند.

to cozy up [فعل]
اجرا کردن

نزدیک شدن به

Ex:

او از زمانی که موقعیت شغلی اعلام شد به رئیس نزدیک شده است.

to fawn [فعل]
اجرا کردن

بادمجان دور قاب چیدن

Ex: He did n't want a yes-man who would fawn ; he needed an advisor who would tell him the truth .

او یک چاپلوس نمی‌خواست که چاپلوسی کند؛ او به یک مشاور نیاز داشت که حقیقت را به او بگوید.

to [curry] favor [عبارت]
اجرا کردن

خودشیرینی کردن

Ex: The politician attempted to curry favor with the voters by promising tax cuts .
subservient [صفت]
اجرا کردن

نوکرصفت

Ex: The company cultivated a culture where junior staff were expected to be subservient .

شرکت فرهنگی را پرورش داد که در آن از کارکنان تازه‌کار انتظار می‌رفت فرمانبردار باشند.

unctuous [صفت]
اجرا کردن

پرتملق

Ex: The politician ’s unctuous promises during the campaign left many voters skeptical .

وعده‌های چرب زبانانه سیاستمدار در طول کمپین بسیاری از رای‌دهندگان را مشکوک گذاشت.

اجرا کردن

خودشیرینی کردن

Ex: She used humor to ingratiate herself with the skeptical audience .

او از طنز برای خوشایند کردن خود با مخاطبان شکاک استفاده کرد.

craven [صفت]
اجرا کردن

ضعیف‌النفس

Ex: They criticized the craven politician for avoiding controversial issues .

آنها سیاستمدار ترسو را به خاطر اجتناب از مسائل جنجالی مورد انتقاد قرار دادند.

اجرا کردن

ترسو

Ex: The pusillanimous leader was unwilling to make bold decisions for fear of failure .

رهبر ترسو به دلیل ترس از شکست، تمایلی به گرفتن تصمیمات جسورانه نداشت.

dastardly [صفت]
اجرا کردن

ترسو

Ex: His dastardly behavior shocked even his closest allies .

رفتار ترسو او حتی نزدیک‌ترین متحدانش را شوکه کرد.

اجرا کردن

ترسو

Ex: She called him lily-livered for backing out of the daring adventure .

او به خاطر کنار کشیدن از ماجراجویی جسورانه، به او ترسو گفت.

redoubtable [صفت]
اجرا کردن

ترسناک

Ex:

کوه مهیب در مقابل افق، با عظمت و ترسناک ایستاده بود.

toady [اسم]
اجرا کردن

کاسه‌لیس

Ex: The critic was accused of being a toady for the film industry after his glowing review .
slacker [اسم]
اجرا کردن

a person lazy, unmotivated, or consistently avoiding work

Ex: She did n't want to be seen as a slacker , so she volunteered for extra tasks .
pique [اسم]
اجرا کردن

یک لحظه خشم

Ex: He left the meeting in a fit of pique .

او در یک حمله از pique جلسه را ترک کرد.

to falter [فعل]
اجرا کردن

تردید کردن

Ex: He faltered at the thought of confronting his boss .
اجرا کردن

مردد بودن

Ex: She was vacillating on whether to accept the promotion or not .

او در مورد پذیرفتن ترفیع در تردید بود.

Achilles' heel [عبارت]
اجرا کردن

پاشنه آشیل

Ex: Maths has always been my Achilles heel.
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت