ترسیدن
او نمیتوانست از نگرانی از عواقب تصمیم پرخطر خود اجتناب کند.
ترسیدن
او نمیتوانست از نگرانی از عواقب تصمیم پرخطر خود اجتناب کند.
دلواپس
ترسیدن
علیرغم ظاهر شجاعش، وقتی صدای انفجار بلند را شنید نتوانست از ترسیدن خودداری کند.
احساس خفیف تهوع
بوی تند غذاهای دریایی باعث تهوع او شد.
نگران و ناآرام
تماشاگران با نزدیک شدن زمان اجرا بیقرار شدند.
بزدل
حتی در محیطهای آشنا، نگرش ترسو او باعث شد که او تمایلی به ریسک کردن نداشته باشد.
لرزان
خنده لرزان او نشان دهنده خجالت عمیقش بود.
دلهره
با وجود نگرانی اش، میدانست که باید با ترسهایش روبرو شود و برای آنچه به آن اعتقاد دارد صحبت کند.
چهره در هم کشیدن
او نتوانست از یک لرزش خودداری کند وقتی سوزن پوستش را سوراخ کرد.
چاپلوس
پاسخهای چاپلوسانه کارمند در جلسه به منظور نگه داشتن رئیس در حال و هوای خوب بود.
پست
حرکات چاپلوسانه، مانند تعظیم بیش از حد، در محیطهای کاری مدرن مورد احترام نیستند.
بادمجان دور قاب چیدن
او یک چاپلوس نمیخواست که چاپلوسی کند؛ او به یک مشاور نیاز داشت که حقیقت را به او بگوید.
خودشیرینی کردن
نوکرصفت
شرکت فرهنگی را پرورش داد که در آن از کارکنان تازهکار انتظار میرفت فرمانبردار باشند.
پرتملق
وعدههای چرب زبانانه سیاستمدار در طول کمپین بسیاری از رایدهندگان را مشکوک گذاشت.
خودشیرینی کردن
او از طنز برای خوشایند کردن خود با مخاطبان شکاک استفاده کرد.
ضعیفالنفس
آنها سیاستمدار ترسو را به خاطر اجتناب از مسائل جنجالی مورد انتقاد قرار دادند.
ترسو
رهبر ترسو به دلیل ترس از شکست، تمایلی به گرفتن تصمیمات جسورانه نداشت.
ترسو
رفتار ترسو او حتی نزدیکترین متحدانش را شوکه کرد.
ترسو
او به خاطر کنار کشیدن از ماجراجویی جسورانه، به او ترسو گفت.
کاسهلیس
a person lazy, unmotivated, or consistently avoiding work
یک لحظه خشم
او در یک حمله از pique جلسه را ترک کرد.
مردد بودن
او در مورد پذیرفتن ترفیع در تردید بود.