فهرست واژگان سطح C2 - وزن و پایداری

در اینجا تمام کلمات اساسی برای صحبت کردن درباره وزن و پایداری را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
unwieldy [صفت]
اجرا کردن

سنگین

Ex: They opted for a smaller , more maneuverable vehicle to replace their unwieldy SUV .

آنها یک وسیله نقلیه کوچکتر و قابل مانور بیشتر را برای جایگزینی SUV حجیم خود انتخاب کردند.

hefty [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ و سنگین

Ex: The movers carried the hefty sofa up three flights of stairs .

حمل‌کنندگان، مبل حجیم را از سه پله‌بان بالا بردند.

cumbersome [صفت]
اجرا کردن

دست‌و‌پاگیر

Ex: Maneuvering the cumbersome machinery in the workshop required careful precision .

هدایت ماشین‌آلات حجیم در کارگاه به دقت دقیقی نیاز داشت.

unyielding [صفت]
اجرا کردن

مقاوم و سخت

Ex:

با بازداشتن مهاجمان، دفاع سخت‌گیرانه قلعه در برابر حملات مکرر مقاومت کرد.

wobbly [صفت]
اجرا کردن

ضعیف و متزلزل

Ex: The actor portrayed a drunk character with exaggerated , wobbly movements for a comedic effect .

بازیگر یک شخصیت مست را با حرکات اغراق‌آمیز و لرزان برای اثر کمدی به تصویر کشید.

tenuous [صفت]
اجرا کردن

بسیار نازک یا ظریف

Ex: The spider 's web was so tenuous that even the slightest breeze could break it .

تار عنکبوت آنقدر نازک بود که حتی ملایم‌ترین نسیم هم می‌توانست آن را پاره کند.

rugged [صفت]
اجرا کردن

بسیار قوی یا بادوام

Ex: The off-road vehicle had rugged tires , providing traction and durability for off-the-beaten-path adventures .

وسیله نقلیه آفرود دارای لاستیک‌های محکم بود که کشش و دوام را برای ماجراجویی‌های خارج از جاده‌های معمولی فراهم می‌کرد.

steadfast [صفت]
اجرا کردن

ثابت در محل خود

Ex:

بزهای کوهی بر روی صخره باریک پابرجا ایستادند، بدون توجه به شیب تند زیر پایشان.

ponderous [صفت]
اجرا کردن

کند و سنگین

Ex: The elephant 's ponderous steps shook the ground .

قدم‌های سنگین فیل زمین را لرزاند.

unfaltering [صفت]
اجرا کردن

قوی و مصمم

Ex:

مهربانی استوار او قلب هر کسی را که ملاقات می‌کرد لمس کرد.

unwavering [صفت]
اجرا کردن

تزلزل‌ناپذیر

Ex:

صداقت استوار او او را به چهره‌ای مورد اعتماد در میان همکارانش تبدیل کرد.

tensile [صفت]
اجرا کردن

شکل‌پذیر

Ex: The silk thread is highly tensile , allowing it to stretch without snapping .
اجرا کردن

نابودنشدنی

Ex: The fortress was built from indestructible stone .
فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement