فهرست واژگان سطح C2 - Accommodation

در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد اسکان را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
sublease [اسم]
اجرا کردن

اجاره ملک اجاره‌ای به دیگری

Ex: The sublease included provisions regarding the duration of the subtenancy , rent payment schedule , and any restrictions on subletting the property further .

اجاره فرعی شامل مقرراتی در مورد مدت اجاره فرعی، برنامه پرداخت اجاره و هرگونه محدودیت در اجاره دادن بیشتر ملک بود.

abode [اسم]
اجرا کردن

محل اقامت

Ex: They invited us to their humble abode for dinner .

آن‌ها ما را به منزل متواضعشان برای شام دعوت کردند.

اجرا کردن

گلخانه

Ex: The couple hosted elegant soirées in their grand conservatory , with guests mingling amidst fragrant blooms and elegant topiaries .

این زوج مهمانی‌های شام مجللی در گلخانه بزرگ خود برگزار می‌کردند، که در آن مهمانان در میان گل‌های خوشبو و گیاهان هرس شدهٔ زیبا با هم معاشرت می‌کردند.

tenement [اسم]
اجرا کردن

مجتمع مسکونی

Ex: Poor sanitation was a common problem in old tenements .
deed [اسم]
اجرا کردن

سند

Ex: To protect their interests , buyers should conduct a title search to ensure that the deed is free of any liens or claims that could affect their ownership rights .

برای محافظت از منافع خود، خریداران باید یک جستجوی عنوان انجام دهند تا مطمئن شوند که سند از هرگونه حق و یا ادعایی که می‌تواند بر حقوق مالکیت آنها تأثیر بگذارد، عاری است.

quarters [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه

Ex: The university offers on-campus quarters for students who prefer to live close to classes .

دانشگاه محل اقامت در محوطه دانشگاه برای دانشجویانی که ترجیح می‌دهند نزدیک به کلاس‌ها زندگی کنند، ارائه می‌دهد.

dwelling [اسم]
اجرا کردن

مسکن

Ex: He dreamed of a quiet dwelling far from the noise of the city .

او رویای یک مسکن آرام دور از سر و صدای شهر را داشت.

homestead [اسم]
اجرا کردن

خانه روستایی

Ex: He inherited the homestead from his grandfather .
chateau [اسم]
اجرا کردن

کاخ

Ex: Visitors marveled at the chateau 's impressive architecture , with its soaring towers , turrets , and imposing stone façade evoking the splendor of a bygone era .

بازدیدکنندگان از معماری چشمگیر شاتو متحیر شدند، با برج‌های بلند، برجک‌ها و نمای سنگی تحمیل‌کننده‌اش که شکوه یک دوران گذشته را یادآوری می‌کند.

hearth [اسم]
اجرا کردن

شومینه

Ex: Children gathered around the hearth on cold winter nights .
haven [اسم]
اجرا کردن

پناهگاه امن

Ex: The mountain retreat served as a haven for outdoor enthusiasts , offering miles of hiking trails , scenic vistas , and fresh mountain air .

پناهگاه کوهستانی به عنوان پناهگاه برای علاقه‌مندان به فضای باز عمل می‌کرد، که کیلومترها مسیر پیاده‌روی، چشماندازهای زیبا و هوای تازه کوهستانی ارائه می‌داد.

habitation [اسم]
اجرا کردن

محل سکونت

Ex: They built a modest habitation in the forest to live closer to nature .
hovel [اسم]
اجرا کردن

آلونک

Ex: The artist found inspiration in the rustic charm of the hovel , capturing its essence in her latest painting .

هنرمند در جذابیت روستایی کلبه الهام گرفت و جوهر آن را در آخرین نقاشی خود به تصویر کشید.

اجرا کردن

محل اقامتی که به طور موقت استفاده می‌شود

Ex:

با موقعیت ممتاز خود، پید-آ-تر چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای از خط افق و دسترسی آسان به جاذبه‌های فرهنگی ارائه می‌داد.

lodgings [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه موقت

Ex: Students often share lodgings to save on rent expenses .

دانشجویان اغلب اسکان را به اشتراک می‌گذارند تا در هزینه‌های اجاره صرفه‌جویی کنند.

shanty [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: Despite its rustic appearance , the shanty had a certain charm .

علیرغم ظاهر روستایی آن، کلبه جذابیت خاصی داشت.

gazebo [اسم]
اجرا کردن

آلاچیق

Ex: She loved to spend her afternoons reading in the gazebo , surrounded by the fragrance of blooming flowers .

او عاشق این بود که بعدازظهرهایش را در آلاچیق به مطالعه بگذراند، در حالی که با عطر گل‌های شکوفا احاطه شده بود.

lean-to [اسم]
اجرا کردن

سازه‌ی متصل به یک ساختمان بزرگ

Ex: Seeking shelter from the wind , they huddled under a rocky overhang that acted as a natural lean-to .

به دنبال پناهگاهی از باد، آنها زیر یک برآمدگی سنگی که به عنوان یک پناهگاه طبیعی عمل می‌کرد، جمع شدند.

barracks [اسم]
اجرا کردن

سربازخانه

Ex: The barracks were filled with the sounds of camaraderie as soldiers shared stories and jokes in their free time .

پادگان‌ها پر از صداهای رفاقت بودند در حالی که سربازان در اوقات فراغت خود داستان‌ها و شوخی‌ها را به اشتراک می‌گذاشتند.

yurt [اسم]
اجرا کردن

چادر قابل‌حمل و گرد

Ex:

اقامتگاه سازگار با محیط زیست اقامتگاه‌های یورت ارائه می‌دهد که امکانات مدرن را با جذابیت روستیکی ترکیب می‌کند.

belvedere [اسم]
اجرا کردن

منزل ییلاقی

Ex: They enjoyed their morning coffee in the belvedere , listening to the birds and watching the sunrise .

آن‌ها از قهوه صبحگاهی خود در بلودر لذت بردند، به آواز پرندگان گوش دادند و طلوع آفتاب را تماشا کردند.

adobe house [اسم]
اجرا کردن

خانه خشتی

Ex: Inside the adobe house , the rustic wooden beams and clay floors created a cozy and inviting atmosphere .

داخل خانه خشت و گلی، تیرهای چوبی روستیک و کف‌های گلی فضایی دنج و دعوت‌کننده ایجاد کرده بودند.

cabana [اسم]
اجرا کردن

کومه ساحلی

Ex: Families gathered in the cabana for a barbecue , enjoying delicious food and laughter under the sun .

خانواده‌ها در کابین برای باربیکیو جمع شدند و از غذای خوشمزه و خنده زیر آفتاب لذت بردند.

ranch house [اسم]
اجرا کردن

خانه یک‌طبقه با سقف کوتاه

Ex: They spent weekends riding horses and exploring the trails near their ranch house , embracing the outdoor lifestyle .

آنها آخر هفته‌ها را به اسب‌سواری و کاوش در مسیرهای نزدیک به خانه مزرعه خود گذراندند، سبک زندگی در فضای باز را پذیرفتند.

infill [اسم]
اجرا کردن

پُرکردن فضای خالی در مناطق شهری

Ex: By focusing on infill , the city aims to create more walkable and connected communities within the existing urban fabric .

با تمرکز بر پر کردن، شهر قصد دارد جوامعی قابل پیاده‌روی و متصل درون بافت شهری موجود ایجاد کند.

اجرا کردن

اعیان‌سازی

Ex: The once rundown area has undergone gentrification and is now vibrant .

منطقه‌ای که زمانی فرسوده بود، تحت نوسازی شهری قرار گرفته و اکنون پرجنب‌وجوش است.

slumlord [اسم]
اجرا کردن

صاحب‌خانه در مناطق فقیرنشین

Ex: The community rallied together to protest against the actions of the slumlord and demand better living conditions for all .

جامعه برای اعتراض به اقدامات صاحبخانه‌های محله‌های فقیرنشین و درخواست شرایط زندگی بهتر برای همه متحد شد.

parlour [اسم]
اجرا کردن

اتاق نشیمن

Ex: She spent hours arranging fresh flowers in vases to adorn the tables in the parlour before the guests arrived .

او ساعت‌ها صرف چیدن گل‌های تازه در گلدان‌ها کرد تا میزهای سالن را قبل از رسیدن مهمان‌ها بیاراید.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement