فهرست واژگان سطح C2 - Accommodation
در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد اسکان را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the act of renting a property to a tenant by someone who is a tenant himself

اجاره ملک اجارهای به دیگری
قبل از امضای زیراجاره، مستأجر ثانویه با موجر اصلی بازدید از محل انجام داد تا مطمئن شود که ملک نیازها و انتظارات آنها را برآورده میکند.
a place where someone lives

محل اقامت
مسکن فعلی او یک کلبه دنج است که در جنگل قرار دارد.
a room with a roof and walls made of glass, often affixed to one side of a building, used for relaxing or growing plants in

گلخانه
در اعماق زمستان، گلخانه پناهگاهی خوشایند از سرما فراهم کرد و به ساکنان اجازه داد تا در گرمای طبیعت و زیبایی آن در تمام طول سال غرق شوند.
a house or building divided into separate residences, often large and associated with urban, lower-income housing

مجتمع مسکونی, ساختمان بزرگ
برنامهریزان شهری برای بهبود شرایط زندگی در تِنِمِنتها کار کردند.
a legal document that a person signs, particularly one proving the fact that they own a property

سند, قرارداد
در صورت اختلاف بر سر مالکیت ملک، سند به عنوان شواهد اولیه مالکیت قانونی عمل میکند و میتواند برای حل اختلافات از طریق سیستم قانونی استفاده شود.
living accommodations, often within a larger building, used by individuals or groups, such as military personnel or employees

اقامتگاه
راهنمای قطار اعلام کرد که واگن غذاخوری در دو محله پایین راهرو قرار دارد.
a place for living in, such as a house, apartment, etc.

مسکن, منزل، اقامتگاه
قانون الزام میکند که هر مسکن جدیدی استانداردهای مشخصی از بهرهوری انرژی را رعایت کند.
a dwelling, usually a farmhouse, together with its adjoining land

خانه روستایی, خانه و مزرعه اطرافش
باغ مزرعه سبزیجات را برای خانواده تأمین میکرد.
a large country house or mansion, typically of French origin, often associated with luxury, grandeur, and historical significance

کاخ, قصر
شاتو به عنوان یک پناهگاه لوکس برای خانواده سلطنتی و اشراف خدمت میکرد و میزبان ضیافتهای مجلل، مهمانیهای شبانه و شکار در ملک گسترده خود بود.
a person's dwelling

مسکن, خانه
او دوستانش را به منزل خود برای شام غیررسمی دعوت کرد.
an open area at the base of a chimney used for building a fire

شومینه
گربه راحت کنار اجاق خوابید.
a place that provides safety, peace, and favorable living conditions for humans or animals

پناهگاه امن
مرکز جامعه یک پناهگاه برای جوانان در معرض خطر بود، که راهنمایی، حمایت و منابعی را برای کمک به آنها در غلبه بر چالشها و رشد فراهم میکرد.
a house, dwelling, or place where someone lives

محل سکونت
مسکن خانواده گرم و پذیرا بود با وجود اندازه کوچک آن.
a small house that is in an extremely poor condition

آلونک, کوخ
بعد از از دست دادن شغلش، مجبور شد از آپارتمان راحت خود به یک کلبه کوچک در بخش فرسوده شهر نقل مکان کند.
a small secondary residence, typically located in a city or urban area, that is used as a temporary or occasional dwelling

محل اقامتی که به طور موقت استفاده میشود
پید-آ-تر ساده اما با سلیقه تزئین شده بود، که پس از روزهای طولانی در شهر شلوغ، پناهگاهی دنج فراهم میکرد.
temporary accommodations, such as hotels, hostels, or rented rooms

اقامتگاه موقت
ما در اسکانهای متعلق به یک خانواده محلی دوستداشتنی اقامت داشتیم.
a small, simple cottage often constructed from basic materials

کلبه
یک باغچه سبزیجات کوچک در کنار کلبه رشد کرد.
a small roofed building with open sides, usually in a garden

آلاچیق
آلاچیق جدید در حیاط خلوت به محل مناسبی برای چای عصرگاهی و تماشای غروب تبدیل شد.
a building of small size, such as a shed or garage, that shares a wall and roof with a building of larger size

سازهی متصل به یک ساختمان بزرگ
بچهها بعدازظهر را صرف ساختن یک پناهگاه در حیاط خلوت کردند، وانمود کردند که کاشفان در طبیعت وحشی هستند.
a building or a set of buildings for soldiers to live in

سربازخانه, پادگان
در طول بازرسی، فرمانده از سربازان برای حفظ پادگانهای منظم و تمیز قدردانی کرد.
a circular portable tent, particularly used in Siberia and Mongolia

چادر قابلحمل و گرد, چادر مغولی
آنها داخل یورت را با فرشهای دیواری رنگارنگ و فرشهای سنتی تزئین کردند و فضایی دلپذیر ایجاد کردند.
a small structure, gallery, or summerhouse that usually has an open side and provides an excellent view

منزل ییلاقی, ایوان (دارای منظره ی خوش)، کوشک
طرفهای باز بلودر اجازه میداد نسیم خنکی جریان یابد، که آن را به مکانی عالی برای استراحت در یک روز گرم تابستانی تبدیل میکرد.
a type of traditional dwelling made from sun-dried bricks, commonly found in arid and warm regions

خانه خشتی
پس از گشتوگذار در منطقه، آنها عاشق سادگی و زیبایی خانه گلی شدند که در نهایت خریداری کردند.
a hut, shelter, or cabin, usually at a swimming pool or beach

کومه ساحلی, کلبه
همانطور که خورشید شروع به غروب کردن کرد، آنها شمعها را در کابانا روشن کردند و آن را به واحهای رمانتیک در کنار دریا تبدیل کردند.
a single-story residential dwelling with a long, low profile and an open floor plan

خانه یکطبقه با سقف کوتاه
با چیدمان وسیع و طرح کف باز آن، خانه رانچ برای سرگرمی مهمانان و استقبال از گردهماییهای بزرگ عالی بود.
the process of filling empty spaces in cities or neighborhoods within a built environment

پُرکردن فضای خالی در مناطق شهری
پروژههای مسکونی پر کردن به دلیل ارائه گزینههای زندگی مقرون به صرفهتر در شهرهای پرجمعیت محبوب شدهاند.
the process of renovating a neighborhood, typically resulting in the displacement of lower-income residents due to rising rent prices

اعیانسازی
جامعه محلی در مورد اثرات نوسازی شهری تقسیم شده است.
an owner of a house of land in a location where people are exceedingly poor and have really bad living conditions, who demands rents more than one can afford

صاحبخانه در مناطق فقیرنشین
پس از سالها غفلت، دولت مداخله کرد و صاحب خانههای محلههای فقیرنشین را مجبور کرد تا شرایط زندگی مستأجران خود را بهبود بخشد یا با پیامدهای قانونی روبرو شود.
a sitting room in a house reserved especially for entertaining guests

اتاق نشیمن
اتاق نشیمن در ماههای زمستانی به پناهگاهی دنج تبدیل شد، با آتشی ترقترقکننده که گرمی و حالوهوایی به اتاق میافزود.
