فهرست واژگان سطح C2 - اقامتگاه
در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد اسکان را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the act of renting a property to a tenant by someone who is a tenant himself

اجاره ملک اجارهای به دیگری
بر اساس شرایط اجاره فرعی، مستاجر فرعی موافقت کرد که اجاره را مستقیماً به مستاجر اصلی به جای مالک پرداخت کند.
a place where someone lives

محل اقامت
مسکن فعلی او یک کلبه دنج است که در جنگل قرار دارد.
a room with a roof and walls made of glass, often affixed to one side of a building, used for relaxing or growing plants in

گلخانه
به عنوان یک باغبان مشتاق، او ساعتهای بیشماری را در گلخانه خود گذراند، پرورش گیاهان و گلهای عجیب و غریب از سراسر جهان.
a house or building divided into separate residences, often large and associated with urban, lower-income housing

مجتمع مسکونی, ساختمان بزرگ
بسیاری از مهاجران در قرن نوزدهم در آپارتمانهای شلوغ زندگی میکردند.
a legal document that a person signs, particularly one proving the fact that they own a property

سند, قرارداد
قبل از بستن معامله، فروشنده سند را به خریدار منتقل کرد و مالکیت ملک را به طور رسمی منتقل نمود.
living accommodations, often within a larger building, used by individuals or groups, such as military personnel or employees

اقامتگاه
شرکت ما محل اقامت راحتی را برای کارکنان در طول سفرهای کاری فراهم میکند.
a place for living in, such as a house, apartment, etc.

مسکن, منزل، اقامتگاه
هر مسکن در دامنه کوه با استفاده از چوب و خاک رس محلی ساخته شده بود.
a dwelling, usually a farmhouse, together with its adjoining land

خانه روستایی, خانه و مزرعه اطرافش
مزرعه شامل یک انبار و چند هکتار زمین کشاورزی بود.
a large country house or mansion, typically of French origin, often associated with luxury, grandeur, and historical significance

کاخ, قصر
به عنوان یک مکان عروسی، شاتو تاریخی زمینهای رمانتیک برای زوجهایی که در میان باغهای تزئین شده و سالنهای رقص مجلل سوگند میخورند، فراهم کرد.
a person's dwelling

مسکن, خانه
متقاضی باید محل سکونت فعلی خود را در فرمهای رسمی ارائه دهد.
an open area at the base of a chimney used for building a fire

شومینه
او یک کتری را روی اجاق گذاشت تا آب را بجوشاند.
a place that provides safety, peace, and favorable living conditions for humans or animals

پناهگاه امن
به عنوان پناهندگانی که از درگیری فرار میکنند، آنها در کشورهای همسایه پناه جستند، به امید یافتن یک پناهگاه که در آن بتوانند زندگی خود را در امنیت دوباره بسازند.
a house, dwelling, or place where someone lives

محل سکونت
طوفان آنها را مجبور کرد که مسکن خود را ترک کنند و در جای دیگری پناهگاهی بیابند.
a small house that is in an extremely poor condition

آلونک, کوخ
علیرغم ظاهر آن، کلبه کوچک پر از گرمی و خنده خانوادهای بود که آن را خانه مینامیدند.
a small secondary residence, typically located in a city or urban area, that is used as a temporary or occasional dwelling

محل اقامتی که به طور موقت استفاده میشود
پید-آ-تر او یک آپارتمان استودیویی شیک بود، که برای سفرهای کوتاه تجاری او به نیویورک عالی بود.
temporary accommodations, such as hotels, hostels, or rented rooms

اقامتگاه موقت
مسافر اسکان را در یک مهمانخانه دنج رزرو کرد.
a small, simple cottage often constructed from basic materials

کلبه
خانوادهها در روستا از ضایعات کلبههایی برای سرپناه ساختند.
a small roofed building with open sides, usually in a garden

آلاچیق
هر تابستان، خانواده برای پیک نیک در آلاچیق جمع میشوند، از سایه خنک و مناظر زیبا لذت میبرند.
a building of small size, such as a shed or garage, that shares a wall and roof with a building of larger size

سازهی متصل به یک ساختمان بزرگ
در جنگل انبوه، آنها یک پناهگاه قدیمی را کشف کردند که توسط کمپینگکنندگان قبلی استفاده شده بود.
a building or a set of buildings for soldiers to live in

سربازخانه, پادگان
پس از یک روز طولانی تمرین، سربازان به پادگان خود بازگشتند تا استراحت کنند و بهبود یابند.
a circular portable tent, particularly used in Siberia and Mongolia

چادر قابلحمل و گرد, چادر مغولی
گردشگران میتوانند با اقامت در یک یورت دنج که در استپ باز برپا شده، زندگی سنتی مغولی را تجربه کنند.
a small structure, gallery, or summerhouse that usually has an open side and provides an excellent view

منزل ییلاقی, ایوان (دارای منظره ی خوش)، کوشک
بلودر املاک مکانی محبوب برای مهمانان بود تا جمع شوند و از غروب خورشید بر فراز دریاچه لذت ببرند.
a type of traditional dwelling made from sun-dried bricks, commonly found in arid and warm regions

خانه خشتی
آنها تصمیم گرفتند که خانه گلی قدیمی را بازسازی کنند، در حالی که جذابیت تاریخی آن را حفظ کرده و امکانات مدرن را به آن اضافه کنند.
a hut, shelter, or cabin, usually at a swimming pool or beach

کومه ساحلی, کلبه
آنها برای یک روز در باشگاه ساحلی یک کابانا اجاره کردند، همراه با صندلیهای راحت و پیشخدمت شخصی.
a single-story residential dwelling with a long, low profile and an open floor plan

خانه یکطبقه با سقف کوتاه
آنها یک باربیکیو در حیاط خلوت خانه رانچ خود برگزار کردند و از دوستان و خانواده دعوت کردند تا از غذای خوب و همصحبتی لذت ببرند.
the process of filling empty spaces in cities or neighborhoods within a built environment

پُرکردن فضای خالی در مناطق شهری
شورای شهر توسعه پر کردن را برای استفاده بهتر از زمین های شهری تصویب کرد.
the process of renovating a neighborhood, typically resulting in the displacement of lower-income residents due to rising rent prices

اعیانسازی
خانههای قدیمی به عنوان بخشی از فرآیند جنتریفیکیشن بازسازی شدند.
an owner of a house of land in a location where people are exceedingly poor and have really bad living conditions, who demands rents more than one can afford

صاحبخانه در مناطق فقیرنشین
علیرغم شکایتهای متعدد ساکنان، صاحبخانهی محلههای فقیرنشین از انجام تعمیرات لازم در ساختمان آپارتمان فرسوده خودداری کرد.
a sitting room in a house reserved especially for entertaining guests

اتاق نشیمن
آنها بعد از شام در سالن جمع شدند، از گفتوگوی پرجنبوجوش و خنده با لیوانهای شراب لذت بردند.
