فهرست واژگان سطح C2 - اندازه و بزرگی

در اینجا تمام واژه‌های اساسی برای صحبت درباره اندازه و بزرگی را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان‌آموزان سطح C2 جمع‌آوری شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
thundering [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ یا چشمگیر

Ex:

بهمن غرّان از کوه پایین آمد، بر اندازه عظیم ریزش برف تأکید کرد.

gargantuan [صفت]
اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The billionaire 's mansion was not just large ; it was a gargantuan estate with sprawling gardens and multiple wings .

عمارت میلیاردر نه تنها بزرگ بود؛ بلکه یک ملک عظیم با باغ‌های گسترده و چندین بال بود.

jumbo [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: The bookstore featured a jumbo edition of the classic novel , complete with enlarged text for easier reading .

کتابفروشی یک نسخه غول‌پیکر از رمان کلاسیک را ارائه داد، با متنی بزرگ‌تر برای خواندن آسان‌تر.

whopping [صفت]
اجرا کردن

قابل‌توجه (مقدار)

Ex: He told a whopping lie to get out of trouble .

او یک دروغ عظیم گفت تا از مشکل بیرون بیاید.

humongous [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: They built a humongous treehouse in the backyard that could comfortably fit an entire family .

آن‌ها یک خانه درختی عظیم در حیاط خلوت ساختند که به راحتی می‌توانست یک خانواده کامل را در خود جای دهد.

اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The visionary architect designed a brobdingnagian bridge that spanned the wide river , connecting two bustling cities .

معمار آینده‌نگر یک پل عظیم طراحی کرد که از روی رودخانه عریض می‌گذشت و دو شهر پرجنب‌وجوش را به هم متصل می‌کرد.

ginormous [صفت]
اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The ginormous stuffed bear won at the carnival was almost as tall as the child who carried it .

خرس عروسکی غول‌پیکر برنده شده در کارناوال تقریباً به بلندی کودکی بود که آن را حمل می‌کرد.

colossal [صفت]
اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The dinosaur exhibit at the museum showcased the skeletal remains of a colossal T-Rex , awe - inspiring in its size .

نمایشگاه دایناسورها در موزه بقایای اسکلتی یک تی رکس عظیم را به نمایش گذاشت که به دلیل اندازه‌اش حیرت‌انگیز بود.

thumping [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex:

استادیوم با تشویق منفجر شد در حالی که تیم در بازی قهرمانی به پیروزی قاطعانه دست یافت.

walloping [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex:

ابتکار محیط زیستی تأثیر عظیمی بر کاهش انتشار کربن در منطقه داشت.

اجرا کردن

بی‌نهایت کوچک

Ex: The nanotechnology lab worked with infinitesimal components to create groundbreaking medical devices .

آزمایشگاه فناوری نانو با اجزای بی‌نهایت کوچک کار کرد تا دستگاه‌های پزشکی پیشگامانه بسازد.

titchy [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده کوچک

Ex:

او صدف خیلی کوچک را از ساحل برداشت و الگوهای ظریف آن را تحسین کرد.

shrimpy [صفت]
اجرا کردن

بسیار کوچک

Ex: The shrimpy dog tried to keep up with the larger , more energetic pets at the park .

سگ کوچک سعی کرد با حیوانات خانگی بزرگتر و پرانرژی‌تر در پارک همراه شود.

vest-pocket [صفت]
اجرا کردن

آنقدر کوچک که در جیب جا شود

Ex: The businessman referred to his vest-pocket calendar to schedule the meeting .

تاجر به تقویم جیبی خود مراجعه کرد تا جلسه را برنامه‌ریزی کند.

wee [صفت]
اجرا کردن

بسیار کوچک

Ex: Despite its wee size , the antique locket held immense sentimental value for the owner .
ickle [صفت]
اجرا کردن

فوق العاده کوچک

Ex:

او با استفاده از کلمه « ickle » کمی احساس احمقانه کرد، اما این کلمه اسباب‌بازی کوچک را به‌طور کامل توصیف می‌کرد.

stupendous [صفت]
اجرا کردن

غول‌آسا

Ex: Her performance in the concert was stupendous , leaving the audience in utter amazement .

اجرای او در کنسرت حیرت‌انگیز بود، که تماشاگران را در حیرت کامل گذاشت.

prodigious [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: His prodigious memory allows him to recall vast amounts of information .

حافظه شگفت‌انگیز او به او اجازه می‌دهد تا حجم زیادی از اطلاعات را به خاطر بیاورد.

stately [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ و وسیع

Ex: The stately avenue was lined with historic buildings , each one contributing to the area 's rich architectural heritage .

بلوار با شکوه با ساختمان‌های تاریخی احاطه شده بود، که هر یک به میراث غنی معماری منطقه کمک می‌کرد.

اجرا کردن

بسیار مرتفع

Ex: The altitudinous cliffs of the canyon provided a sense of awe and wonder to those exploring its depths .

صخره‌های بلند دره احساسی از حیرت و شگفتی را برای کسانی که اعماق آن را کاوش می‌کردند فراهم می‌کرد.

sweeping [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: She made a sweeping gesture with her hand to signal the start of the event .

او با دستش یک حرکت وسیع انجام داد تا شروع رویداد را نشان دهد.

commodious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: The hotel suite was surprisingly commodious , offering plenty of space for their family .

سوئیت هتل به طور شگفت‌انگیزی وسیع بود و فضای زیادی برای خانواده‌شان فراهم می‌کرد.

voluminous [صفت]
اجرا کردن

بسیار عظیم

Ex: Her voluminous sleeves made a bold statement on the red carpet .

آستین‌های حجیم او بیانیه‌ای جسورانه در فرش قرمز ایجاد کرد.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement