فهرست واژگان سطح C2 - حیوانات

در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد حیوانات را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
crepuscular [صفت]
اجرا کردن

دوگاه‌زی

Ex: As the sky darkened , the crepuscular bats swooped low over the lake , hunting insects attracted to the water 's surface .

همان‌طور که آسمان تاریک می‌شد، خفاش‌های گرگ و میش پایین بر فراز دریاچه شیرجه زدند و حشرات جذب شده به سطح آب را شکار کردند.

oviparous [صفت]
اجرا کردن

تخم‌گذار

Ex: Insects , being oviparous , deposit their eggs in various environments , and the larvae develop externally .

حشرات، به عنوان تخمگذار، تخم‌های خود را در محیط‌های مختلف می‌گذارند و لاروها در خارج رشد می‌کنند.

simian [صفت]
اجرا کردن

میمون‌مانند

Ex: The actor 's portrayal of the simian character in the film was remarkably lifelike , thanks to advanced motion capture technology .

بازیگر نقش شخصیت میمون‌گونه در فیلم به طرز قابل توجهی واقع‌گرایانه بود، به لطف فناوری پیشرفته ضبط حرکت.

arboreal [صفت]
اجرا کردن

ساکن در درخت

Ex:

بسیاری از گونه‌های میمون در گروه‌های اجتماعی پیچیده‌ای زندگی می‌کنند که به عنوان نخستی‌سانان درختی در بالای سایبان جنگل ساکن هستند.

ectothermic [صفت]
اجرا کردن

خونسرد (حیوان)

Ex: Fish are ectothermic creatures , adjusting their metabolic rate according to the temperature of the water .

ماهی‌ها موجودات اکتوترمیک هستند که میزان متابولیسم خود را با توجه به دمای آب تنظیم می‌کنند.

piscivorous [صفت]
اجرا کردن

ماهی‌خوار

Ex: Piscivorous insects , like dragonfly nymphs , inhabit aquatic environments and prey on small fish .

حشرات ماهیخوار، مانند نمف سنجاقک، در محیط‌های آبی زندگی می‌کنند و از ماهی‌های کوچک تغذیه می‌کنند.

terrestrial [صفت]
اجرا کردن

زمینی

Ex: Unlike their aquatic relatives , terrestrial turtles spend most of their lives on land , often in dry , sandy environments .

برخلاف خویشاوندان آبزی خود، لاک‌پشت‌های خشکی‌زی بیشتر عمر خود را در خشکی می‌گذرانند، اغلب در محیط‌های خشک و شنی.

tame [صفت]
اجرا کردن

(حیوان) اهلی

Ex: The lion was surprisingly tame after years in captivity .
nocturnal [صفت]
اجرا کردن

شب‌زی

Ex: Nocturnal predators like owls and foxes rely on their keen senses to locate prey under the cover of night .

شکارچیان شب‌زی مانند جغدها و روباه‌ها به حواس تیز خود متکی هستند تا طعمه را در پوشش شب پیدا کنند.

bovine [صفت]
اجرا کردن

مربوط به گاو یا گاومانند

Ex:

متخصصان تغذیه گاوی برای تدوین رژیم‌های متعادل که سلامت گاوها را پشتیبانی می‌کنند، کار می‌کنند.

avian [صفت]
اجرا کردن

مربوط به پرندگان

Ex: Birdwatchers often carry binoculars to observe avian activity in natural habitats .

پرنده‌نگرها اغلب دوربین دوچشمی حمل می‌کنند تا فعالیت پرندگان را در زیستگاه‌های طبیعی مشاهده کنند.

viviparous [صفت]
اجرا کردن

زنده‌زا

Ex: Some species of sharks are viviparous , with embryos developing inside the mother until they are ready to be born .

برخی از گونه‌های کوسه زنده‌زا هستند، با جنین‌هایی که در داخل مادر رشد می‌کنند تا زمانی که برای تولد آماده شوند.

diurnal [صفت]
اجرا کردن

فعال در روز

Ex: Due to their diurnal nature , bees are busiest in the morning and afternoon , collecting pollen and nectar from flowers .

به دلیل طبیعت روزانه خود، زنبورها در صبح و بعد از ظهر شلوغ‌ترین هستند، گرده و شهد را از گلها جمع می‌کنند.

اجرا کردن

تخمک‌زا

Ex: The ovoviviparous fish gives birth to live offspring instead of laying eggs .

ماهی تخمگذار زنده‌زا به جای تخم‌گذاری، فرزندان زنده به دنیا می‌آورد.

اجرا کردن

حشره‌خوار

Ex: Insectivorous reptiles , like chameleons , use their long , agile tongues to catch and consume insects .

خزندگان حشره‌خوار، مانند آفتاب‌پرست‌ها، از زبان بلند و چابک خود برای شکار و مصرف حشرات استفاده می‌کنند.

canine [اسم]
اجرا کردن

سگ‌سان

Ex: The family 's canine guard dog barked loudly at any sign of intruders , providing an added layer of security for their home .

سگ نگهبان سگ‌سان خانواده با دیدن هر نشانه‌ای از متجاوزان با صدای بلند پارس می‌کرد و لایه‌ای اضافی از امنیت برای خانه‌شان فراهم می‌کرد.

estivation [اسم]
اجرا کردن

خواب تابستانی

Ex: Some snails seal themselves inside their shells during estivation .

برخی از حلزون‌ها در طول استیواسیون خود را درون پوسته‌شان مهر و موم می‌کنند.

burrow [اسم]
اجرا کردن

لانه زیرزمینی

Ex: Children discovered an abandoned burrow in the garden , once home to a family of hedgehogs .

کودکان یک لانه متروکه در باغ کشف کردند که زمانی خانه یک خانواده خارپشت بود.

omnivore [اسم]
اجرا کردن

همه‌چیزخوار

Ex: Omnivores play an important role in the ecosystem .
brood [اسم]
اجرا کردن

جوجه‌ها یا توله‌های هم‌زاد

Ex: During the spring , the farmer observed a new brood of ducklings paddling behind their mother in the farm 's pond .

در بهار، کشاورز یک جوجه‌ریز جدید از اردک‌ها را مشاهده کرد که در حوضچه مزرعه پشت سر مادرشان شنا می‌کردند.

pincer [اسم]
اجرا کردن

چنگک

Ex: The beetle 's large pincers were used to grasp and manipulate food as well as for combat with rivals .

چنگک‌های بزرگ سوسک برای گرفتن و دستکاری غذا و همچنین برای مبارزه با رقبا استفاده می‌شد.

fang [اسم]
اجرا کردن

دندان نیش (حیوان)

Ex: The dog 's fangs were visible as it growled .

دندان‌های نیش سگ در حالی که غرغر می‌کرد قابل مشاهده بود.

shoal [اسم]
اجرا کردن

دسته (ماهی‌ها)

Ex: The underwater camera captured breathtaking footage of colorful coral reefs teeming with vibrant shoals of tropical fish .

دوربین زیرآبی تصاویر نفس‌گیری از صخره‌های مرجانی رنگارنگ که مملو از دسته‌های پرجنب‌وجوش ماهی‌های گرمسیری بود، ثبت کرد.

fauna [اسم]
اجرا کردن

پوشش جانوری

Ex: The biologist conducted a survey of the local fauna , documenting the various species of birds , mammals , and insects inhabiting the area .

زیست‌شناس یک بررسی از جانوران محلی انجام داد و گونه‌های مختلف پرندگان، پستانداران و حشرات ساکن در منطقه را مستند کرد.

zooplankton [اسم]
اجرا کردن

زئوپلانکتون

Ex:

تغییرات آب‌وهوایی و اسیدی شدن اقیانوس‌ها می‌توانند بر جوامع زئوپلانکتون تأثیر بگذارند، فراوانی و ترکیب آن‌ها را تغییر داده و پیامدهای بالقوه‌ای برای شبکه‌های غذایی دریایی داشته باشند.

cetacean [اسم]
اجرا کردن

آب‌بازسانان

Ex:

نهنگ‌سانان به دلیل هوش قابل توجه خود شناخته شده‌اند، با برخی گونه‌ها که توانایی‌های حل مسئله و سنت‌های فرهنگی منتقل شده از نسلی به نسل دیگر را نشان می‌دهند.

to graze [فعل]
اجرا کردن

چراندن

Ex: The horses were content as they grazed on the lush green grass .

اسب‌ها راضی بودند در حالی که می‌چریدند روی چمن سبز و پرپشت.

pelt [اسم]
اجرا کردن

پوست (حیوان)

Ex: The illegal trade in exotic animal pelts threatens endangered species such as tigers and leopards , driving them towards extinction .

تجارت غیرقانونی پوست حیوانات عجیب و غریب گونه‌های در معرض خطر مانند ببرها و پلنگ‌ها را تهدید می‌کند و آن‌ها را به سوی انقراض سوق می‌دهد.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement