فهرست واژگان سطح C2 - Music

در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد موسیقی را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
arpeggio [اسم]
اجرا کردن

آرپژ

Ex: The harpist 's delicate arpeggios created a serene and ethereal atmosphere during the orchestral piece .

آرپژهای ظریف نوازنده هارپ، فضایی آرام و اثیری در طول قطعه ارکسترال ایجاد کرد.

atonality [اسم]
اجرا کردن

آتونالیته

Ex: In her lecture , the musicologist explained how atonality emerged in the early 20th century as a reaction against the constraints of tonal music .

در سخنرانی خود، موسیقیدان توضیح داد که چگونه بی‌تنالیته در اوایل قرن بیستم به عنوان واکنشی در برابر محدودیت‌های موسیقی تنال ظهور کرد.

اجرا کردن

کنترپوان

Ex: Counterpoint requires careful attention to melody and harmony .
libretto [اسم]
اجرا کردن

اپرانامه

Ex: As a fan of musical theatre , he enjoyed reading the libretto before attending the performance to better understand the plot and characters .

به عنوان یک طرفدار تئاتر موزیکال، او از خواندن لیبرتو قبل از حضور در اجرا لذت می‌برد تا بهتر طرح و شخصیت‌ها را درک کند.

rendition [اسم]
اجرا کردن

اجرا (موسیقی یا نمایش)

Ex: The pianist gave a moving rendition of Chopin 's nocturne .
cadenza [اسم]
اجرا کردن

قطعه یک‌نفری

Ex: During the cadenza , the violinist captivated the audience with her intricate improvisation , showcasing her virtuosity .

در طول کادنزا, نوازنده ویولن با بداهه‌نوایی پیچیده‌اش مخاطبان را مسحور کرد و مهارت خود را به نمایش گذاشت.

chaconne [اسم]
اجرا کردن

چاکن

Ex: The composer modernized the chaconne , infusing it with contemporary elements while maintaining its characteristic triple meter and variation form .

آهنگساز شاکون را مدرنیزه کرد، در حالی که عناصر معاصر را در آن تزریق می‌کرد، متر سه‌گانه مشخصه و فرم تغییر آن را حفظ کرد.

ditty [اسم]
اجرا کردن

شعر یا ترانه کوتاه

Ex: The troubadour strummed his lute and sang a whimsical ditty , charming the audience with his playful lyrics and charming melody .

تروبادور چنگ خود را نواخت و یک ترانه شوخ طبعانه خواند، با اشعار بازیگوش و ملودی جذابش مخاطبان را مسحور کرد.

rhapsody [اسم]
اجرا کردن

راپسودی (موسیقی)

Ex: The composer 's latest work was a symphonic rhapsody inspired by the sights and sounds of the city , weaving together themes of urban life and vitality .

آخرین اثر آهنگساز یک راپسودی سمفونیک بود که از مناظر و صداهای شهر الهام گرفته بود و موضوعات زندگی شهری و سرزندگی را در هم می‌تنید.

repertoire [اسم]
اجرا کردن

(نمایش، موسیقی و...) آماده برای اجرا

Ex: The singer-songwriter's repertoire included both original compositions and covers of classic folk songs , showcasing her versatility as an artist .

رپرتوار خواننده-ترانه‌سرا شامل هر دو آهنگ‌های اصلی و بازخوانی‌های آهنگ‌های فولکلور کلاسیک بود که نشان‌دهنده تنوع او به عنوان یک هنرمند بود.

treble [اسم]
اجرا کردن

صدای زیر

Ex:

صدای زیر تکخوان بلورین و شفاف بود، تماشاگران را با کیفیت پاک و فرشته‌وار خود مسحور کرد.

clef [اسم]
اجرا کردن

کلید (موسیقی)

Ex: The singer struggled to identify the key signature indicated by the clef , causing confusion during rehearsal .

خواننده برای شناسایی امضای کلید نشان داده شده توسط کلید مشکل داشت، که باعث سردرگمی در طول تمرین شد.

crossover [اسم]
اجرا کردن

تغییر سبک موسیقی برای جذب شنوندگان بیشتر

Ex: The Broadway musical achieved widespread acclaim for its seamless crossover of hip-hop and traditional musical theater elements .

موزیکال برادوی به دلیل کراس اوور بی‌درز بین هیپ‌هاپ و عناصر سنتی تئاتر موزیکال، تحسین گسترده‌ای به دست آورد.

lo-fi [اسم]
اجرا کردن

لو-فای

Ex: The cafe played lo-fi music in the background , creating a chill ambiance for patrons to enjoy their coffee and conversation .

کافه در پس‌زمینه موسیقی لو-فای پخش کرد، که فضایی آرامش‌بخش برای مشتریان ایجاد کرد تا از قهوه و گفت‌وگوی خود لذت ببرند.

solfege [اسم]
اجرا کردن

سلفژ

Ex: Singers often warm up their voices by singing scales using solfege .

خوانندگان اغلب با استفاده از سلفژ گام‌ها را می‌خوانند تا صدای خود را گرم کنند.

riff [اسم]
اجرا کردن

ریف (موسیقی)

Ex: The keyboardist added a jazzy riff to the song 's bridge .

کیبوردیست یک ریف جاز به پل آهنگ اضافه کرد.

ensemble [اسم]
اجرا کردن

گروه ارکستر

Ex: The auditorium resonated with the powerful sound of the brass ensemble .

سالن کنسرت با صدای قدرتمند گروه برنجی طنین انداز شد.

fanfare [اسم]
اجرا کردن

شیپورنوازی

Ex: The fanfare at the beginning of the symphony set the tone for the entire piece , announcing its bold and celebratory theme .

فانفار در ابتدای سمفونی، تنالیته برای کل قطعه تنظیم کرد و تم جسورانه و جشنواره‌ای آن را اعلام نمود.

metronome [اسم]
اجرا کردن

مترونوم

Ex: The drummer relied on the metronome to improve his timing and precision during rehearsals with the band .

درامر برای بهبود زمان‌بندی و دقت خود در طول تمرینات با گروه به مترونوم تکیه کرد.

spiccato [اسم]
اجرا کردن

نوعی روش آرشه‌کشی برای ایجاد صدای منقطع

Ex: The chamber ensemble employed spiccato to create a rhythmic pulse .

ارکستر مجلسی از اسپیکاتو برای ایجاد ضربان ریتمیک استفاده کرد.

اجرا کردن

جایگاه گروه نوازندگان

Ex: During the musical , the sound of the orchestra pit filled the theater , enhancing the dramatic impact of each scene .

در طول موزیکال، صدای گودال ارکستر تئاتر را پر کرد و تأثیر دراماتیک هر صحنه را افزایش داد.

fingering [اسم]
اجرا کردن

انگشت‌گذاری (موسیقی)

Ex: Fingering charts are helpful tools for brass and woodwind players .

نقشه‌های انگشت‌گذاری ابزارهای مفیدی برای نوازندگان سازهای بادی برنجی و چوبی هستند.

اجرا کردن

موسیقی ساخته شده توسط نوازندگان بی‌تجربه

Ex: Outsider music thrives on its creators ' lack of formal training , allowing for experimental and boundary-pushing compositions .

موسیقی آوتسایدر به دلیل عدم آموزش رسمی خالقانش رشد می‌کند، که امکان ساخت آهنگ‌های تجربی و مرزشکن را فراهم می‌آورد.

euphony [اسم]
اجرا کردن

دلنشین (موسیقی)

Ex: The euphony of the orchestra 's performance left the audience in awe , with harmonious sounds blending seamlessly together .

خوش آهنگی اجرای ارکستر مخاطبان را مبهوت کرد، با صداهای هماهنگی که به طور یکپارچه با هم ترکیب می‌شدند.

virtuoso [اسم]
اجرا کردن

نوازنده ماهر

Ex: He trained for years to become a virtuoso , dedicating countless hours to perfecting his technique on the cello .

او سال‌ها تمرین کرد تا یک ویرتوز شود، ساعت‌های بی‌شماری را به تکمیل تکنیک خود در نواختن ویولونسل اختصاص داد.

fugue [اسم]
اجرا کردن

فوگ (موسیقی)

Ex:

در کلاس موسیقی، ما مطالعه کردیم که چگونه یک فوگ چندین صدا را لایه‌بندی می‌کند، هر کدام با همان موتیف وارد می‌شوند اما به طور مستقل توسعه می‌یابند.

overture [اسم]
اجرا کردن

پیش‌نوا

Ex: The conductor explained that the overture originally served to prepare the audience for the mood and themes of the upcoming performance .

رهبر ارکستر توضیح داد که اورتور در اصل برای آماده کردن تماشاگران برای حال و هوای و تم‌های اجرای آینده خدمت می‌کرد.

coda [اسم]
اجرا کردن

بخش پایانی یک قطعه‌ی موسیقی

Ex: The pianist skillfully navigated the intricate coda , showcasing their technical prowess and deep understanding of the piece .

پیانیست با مهارت از کودای پیچیده عبور کرد، که نشان دهنده مهارت فنی و درک عمیق او از قطعه بود.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement