کلمات انگلیسی برای "معماری" | واژگان C2

در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد معماری را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
portico [اسم]
اجرا کردن

پیشگاه‌خانه

Ex: The hotel 's portico provided a sheltered space for valets to assist guests with their luggage upon arrival .

پورتيكو هتل فضایی سرپوشیده فراهم کرد تا پیشخدمت‌ها بتوانند به مهمانان در رسیدگی به چمدان‌هایشان هنگام ورود کمک کنند.

balustrade [اسم]
اجرا کردن

نرده

Ex: The architect designed a modernist home with minimalist features , including a sleek glass balustrade along the upper level .

معمار یک خانه مدرنیستی با ویژگی‌های مینیمالیستی طراحی کرد، از جمله یک نرده شیشه‌ای شیک در امتداد طبقه بالا.

mantelpiece [اسم]
اجرا کردن

طاقچه بالای شومینه

Ex: The stockings were hung from the mantelpiece with care , ready to be filled with goodies on Christmas morning .

جوراب‌ها با دقت روی قفسه شومینه آویزان شده بودند، آماده تا صبح کریسمس با خوراکی‌ها پر شوند.

eclecticism [اسم]
اجرا کردن

التقاطی (سبک معماری)

Ex:

محله به خاطر معماری اکلکتیک خود معروف بود، با هر خانه‌ای که ترکیبی منحصر به فرد از سبک‌ها و تأثیرات را نمایش می‌داد.

atrium [اسم]
اجرا کردن

دهلیز (معماری)

Ex: The apartment complex was built around a lush atrium garden , offering residents a tranquil oasis in the heart of the city .

مجتمع آپارتمانی در اطراف یک باغ آتریوم سرسبز ساخته شده است که به ساکنان یک واحه آرام در قلب شهر ارائه می‌دهد.

vault [اسم]
اجرا کردن

طاق (معماری)

Ex:

گالری موزه هنر در یک طاق بانک سابق قرار داشت، دیوارهای ضخیم آن محیطی امن برای آثار هنری ارزشمند فراهم می‌کرد.

facade [اسم]
اجرا کردن

نما (معماری)

Ex: The colonial-style mansion had a white-painted facade with elegant columns and a sweeping front porch , exuding timeless charm and grace .

عمارت به سبک استعماری دارای نمایی سفید رنگ با ستون‌های ظریف و یک ایوان جلویی گسترده بود که جذابیت و لطافتی بی‌زمان را منتشر می‌کرد.

gable [اسم]
اجرا کردن

شیروانی (معماری)

Ex: The architect designed a modern home with asymmetrical gables , adding visual interest to the exterior .

معمار یک خانه مدرن با سقف شیروانی نامتقارن طراحی کرد که به نمای خارجی جذابیت بصری افزود.

mezzanine [اسم]
اجرا کردن

نیم‌طبقه

Ex: The restaurant 's mezzanine overlooked the bustling main dining area below , offering diners a more intimate setting .

میزانین رستوران بر سالن شلوغ غذاخوری اصلی در پایین مشرف بود و فضایی صمیمی‌تر به مشتریان ارائه می‌داد.

parapet [اسم]
اجرا کردن

جان‌پناه

Ex: The Renaissance palace had a series of ornate balconies with intricately carved parapets , showcasing the wealth and status of its occupants .

کاخ رنسانس دارای یک سری بالکن‌های تزئینی با نرده‌های حکاکی شده پیچیده بود که ثروت و جایگاه ساکنانش را به نمایش می‌گذاشت.

pergola [اسم]
اجرا کردن

آلاچیق

Ex: The vine-covered pergola by the pool created a resort-like ambiance , offering a shaded escape for swimmers and sunbathers alike .

پرگولای پوشیده از تاک در کنار استخر، فضایی شبیه به استراحتگاه ایجاد کرد و پناهگاهی سایه‌دار برای شناگران و آفتاب‌گیران فراهم آورد.

vestibule [اسم]
اجرا کردن

هشتی (معماری)

Ex: As guests entered the museum , they found themselves in a brightly lit vestibule , setting the tone for the artistic wonders within .

همانطور که مهمانان وارد موزه شدند، خود را در یک ورودی روشن یافتند که فضایی برای شگفتی‌های هنری درون ایجاد کرد.

veranda [اسم]
اجرا کردن

ایوان

Ex: The café 's outdoor seating area spilled out onto a shaded veranda , creating a cozy atmosphere for patrons .

محوطه نشیمن فضای باز کافه به یک وراندا سایه دار گسترش یافت و فضایی دنج برای مشتریان ایجاد کرد.

alcove [اسم]
اجرا کردن

شاه‌نشین

Ex: The restaurant 's intimate alcove was tucked away in a corner , offering diners a private dining experience .

طاقچه دنج رستوران در گوشه‌ای پنهان شده بود، که به مهمانان تجربه‌ای خصوصی از صرف غذا ارائه می‌داد.

nook [اسم]
اجرا کردن

کنج دیوار

Ex: A tiny nook in the kitchen was turned into a breakfast corner , providing a delightful space for enjoying morning meals .

یک گوشه کوچک در آشپزخانه به یک گوشه صبحانه تبدیل شد، که فضایی دلپذیر برای لذت بردن از وعده‌های صبحگاهی فراهم می‌کند.

tympanum [اسم]
اجرا کردن

سه گوش سردرب

Ex: The Romanesque doorway was framed by a sculpted tympanum depicting Christ in Majesty , surrounded by angels and saints .

درگاه رمانسک با یک تیمپانوم منبت‌کاری شده قاب‌بندی شده بود که مسیح را در شکوه، محاصره شده توسط فرشتگان و قدیسان به تصویر می‌کشید.

volute [اسم]
اجرا کردن

طرح مارپیچ شکل روی سر ستون

Ex: The neoclassical building had a pediment supported by columns with volutes , evoking the grandeur of ancient Greek architecture .

ساختمان نئوکلاسیک دارای یک پدی‌منت بود که توسط ستون‌هایی با حلزونی‌ها حمایت می‌شد، که عظمت معماری یونان باستان را تداعی می‌کرد.

spandrel [اسم]
اجرا کردن

فضا‌های سه‌گوش خم‌دار

Ex: The Roman aqueduct had triangular spandrels between its arches , providing structural support while also serving as a canvas for inscriptions and decorations .

آبراه رومی دارای اسپاندرل‌های مثلثی بین طاق‌هایش بود که هم پشتیبانی ساختاری فراهم می‌کرد و هم به عنوان بوم برای کتیبه‌ها و تزئینات عمل می‌کرد.

quatrefoil [اسم]
اجرا کردن

چهاربرگه(معماری)

Ex: The Art Nouveau building had decorative quatrefoil patterns on its ironwork balconies , creating a sense of whimsy and charm .

ساختمان آرت نوو دارای الگوهای تزئینی quatrefoil بر روی بالکن‌های آهنگری خود بود که حس شوخ‌طبعی و جذابیت ایجاد می‌کرد.

pediment [اسم]
اجرا کردن

سنتوری (معماری)

Ex: The Federal-style house had a pediment above the front door , adding a touch of elegance to its simple design .

خانه به سبک فدرال یک پدیمنت بالای در ورودی داشت که به طراحی ساده آن جلوه‌ای از زیبایی می‌بخشید.

niche [اسم]
اجرا کردن

طاقچه

Ex: The library had a cozy reading nook nestled within a niche , offering a quiet space for contemplation .

کتابخانه یک گوشه دنج مطالعه داشت که درون یک طاقچه جا گرفته بود و فضایی آرام برای تفکر ارائه می‌داد.

quoin [اسم]
اجرا کردن

زاویه گوشه یک ساختمان

Ex: The colonial fort 's bastions were reinforced with massive stone quoins , protecting the corners from enemy attacks .

برج‌های دژ استعماری با سنگ‌های گوشه عظیم تقویت شده بودند، که گوشه‌ها را از حملات دشمن محافظت می‌کرد.

keystone [اسم]
اجرا کردن

سنگ‌تاج (معماری)

Ex: The Gothic cathedral 's ribbed vaults met at the keystones , creating a network of intersecting arches that soared overhead .

طاق‌های دنده‌دار کلیسای گوتیک در سنگ‌های کلیدی به هم می‌رسیدند و شبکه‌ای از طاق‌های متقاطع را ایجاد می‌کردند که به سمت بالا گسترش می‌یافت.

entablature [اسم]
اجرا کردن

اسپر

Ex: The Baroque façade was crowned with an exuberant entablature , featuring a frieze of cherubs and scrollwork .

نمای باروک با یک سرستون پرزرق و برق تاج گذاری شده بود، که شامل یک حاشیه از فرشتگان و کارهای حلزونی بود.

gargoyle [اسم]
اجرا کردن

آب‌پران

Ex: The Art Deco skyscraper featured sleek , stylized gargoyles that reflected the modernist aesthetic of the era .

آسمان‌خراش آرت دکو با گارگویل‌های صیقلی و سبک‌دارش، زیبایی‌شناسی مدرنیستی آن دوران را منعکس می‌کرد.

abacus [اسم]
اجرا کردن

تخته سنگ روی سر ستون

Ex: The abacus of the Doric capital is plain and square , in keeping with the order 's simpler and more robust aesthetic .

اباکوس سرستون دوریک ساده و مربعی است، که با زیبایی شناسی ساده‌تر و قوی‌تر این سبک هماهنگ است.

rib vault [اسم]
اجرا کردن

طاق و تویزه

Ex: The rib vaults of the Romanesque church were embellished with painted frescoes , depicting scenes from biblical stories .

طاقهای دنده‌ای کلیسای رمانسک با نقاشی‌های دیواری تزئین شده بودند که صحنه‌هایی از داستان‌های کتاب مقدس را به تصویر می‌کشید.

loggia [اسم]
اجرا کردن

ایوان سرپوشیده

Ex: The colonial mansion had a wraparound loggia with ornate columns and intricate ironwork , creating a gracious outdoor living space .

عمارت استعماری یک لوژیا دورگیر با ستون‌های منقوش و آهن‌کاری‌های پیچیده داشت که یک فضای زندگی بیرونی باشکوه ایجاد می‌کرد.

hypostyle [اسم]
اجرا کردن

تالار ستون‌دار

Ex: The Roman basilica had a grand hypostyle nave , flanked by aisles and punctuated by rows of columns that soared to the ceiling .

باسیلیکای رومی یک شبستان هایپوستایل باشکوه داشت که با راهروهایی احاطه شده و با ردیف‌هایی از ستون‌هایی که تا سقف امتداد داشتند، تزئین شده بود.

buttress [اسم]
اجرا کردن

پشت‌بند(معماری)

Ex:

کاخ رنسانس دارای مجموعه‌ای از پشتبندهای پرنده بود که با ظرافت بین دیوارها و سقف قوس می‌زدند و وزن سازه را توزیع می‌کردند.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace شکل‌ها اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فردی
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
صفات شخصی حالات عاطفی برانگیختن احساسات احساسات
پویایی‌های روابط و ارتباطات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی نظم و اجازه توصیه و تأثیر
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل‌دهی
جنبش‌ها آماده‌سازی غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی‌ها و روال‌ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب‌وکار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامت بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement