فهرست واژگان سطح C2 - Quality

در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت درباره کیفیت را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
sublime [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده‌زیبا

Ex: Watching the ballet performance , with its graceful movements and captivating music , was an experience of sublime artistry .

تماشای اجرای باله، با حرکات ظریف و موسیقی جذابش، تجربه‌ای از هنر متعالی بود.

unsurpassed [صفت]
اجرا کردن

بی‌رقیب

Ex: The company 's commitment to quality produced an unsurpassed product , earning it a reputation for excellence .

تعهد شرکت به کیفیت منجر به تولید محصولی بی‌نظیر شد و برای آن شهرت برتری به ارمغان آورد.

اجرا کردن

هیبت‌انگیز

Ex: She felt an awe-inspiring sense of accomplishment after reaching her goal .

او پس از رسیدن به هدفش احساسی از دستاورد پر از هیبت را تجربه کرد.

dazzling [صفت]
اجرا کردن

بسیار چشمگیر

Ex:

داستان موفقیت کارآفرین خیره‌کننده بود، از شروع یک کسب‌وکار کوچک تا ساختن یک امپراتوری جهانی.

subpar [صفت]
اجرا کردن

ضعیف‌تر (از نظر کیفیت یا عملکرد)

Ex: The hotel received complaints about its subpar accommodations , prompting management to make improvements .

هتل شکایاتی درباره اقامتگاه‌های زیر استاندارد خود دریافت کرد که مدیریت را به انجام بهبودها واداشت.

atrocious [صفت]
اجرا کردن

بسیار بد یا ناخوشایند

Ex: The restaurant received terrible reviews due to its atrocious hygiene .

رستوران به دلیل بهداشت وحشتناک خود نقدهای وحشتناکی دریافت کرد.

lackluster [صفت]
اجرا کردن

بسیار کسل‌کننده یا یکنواخت

Ex: The team 's performance in the championship game was lackluster , lacking the energy and enthusiasm needed to secure a victory .

عملکرد تیم در بازی قهرمانی کم‌رنگ بود، فاقد انرژی و اشتیاق لازم برای تضمین پیروزی.

crummy [صفت]
اجرا کردن

ارزان و بی‌کیفیت

Ex: The students complained about the crummy textbooks , which were outdated and in poor condition .

دانش‌آموزان از کتاب‌های درسی بد شکایت کردند، که قدیمی و در وضعیت بدی بودند.

lousy [صفت]
اجرا کردن

خیلی بد یا ناخوشایند

Ex: The lousy weather ruined our plans for a picnic .
wretched [صفت]
اجرا کردن

فاجعه‌بار

Ex: The old car was in wretched condition and barely started .
unimpaired [صفت]
اجرا کردن

بدون آسیب

Ex:

عملکرد ورزشکار توسط آسیب جزئی که در طول تمرین متحمل شد تضعیف نشد.

shoddy [صفت]
اجرا کردن

با کیفیت پایین

Ex: The homeowners regretted hiring the contractor when they discovered the shoddy workmanship , leading to leaks and structural problems .

صاحبان خانه از استخدام پیمانکار پشیمان شدند وقتی که کارmanship ضعیف را کشف کردند، که منجر به نشت و مشکلات ساختاری شد.

coveted [صفت]
اجرا کردن

بسیار محبوب

Ex: The designer handbag was a coveted accessory among fashion enthusiasts .

کیف دستی طراحان، یک اکسسوری مورد علاقه در میان علاقه‌مندان به مد بود.

exemplary [صفت]
اجرا کردن

قابل تحسین

Ex: The company 's exemplary customer service consistently earned praise from satisfied clients .

خدمت مشتری الگویی شرکت به طور مداوم تحسین مشتریان راضی را به دست آورد.

اجرا کردن

عالی

Ex: Love has the power to create a transcendent connection between two souls .

عشق قدرت ایجاد یک ارتباط فراگیر بین دو روح را دارد.

sterling [صفت]
اجرا کردن

ممتاز

Ex: The company 's sterling reputation for honesty and integrity contributed to its success in the market .

شهرت برجسته شرکت برای صداقت و درستکاری به موفقیت آن در بازار کمک کرد.

nonpareil [صفت]
اجرا کردن

بی‌همتا

Ex:

فداکاری بی‌نظیر ورزشکار به تمرین، همراه با استعداد طبیعی، او را به بالای ورزش خود رساند.

stellar [صفت]
اجرا کردن

برجسته

Ex: After years of hard work , the artist finally had a gallery exhibition showcasing their stellar artwork .

پس از سال‌ها کار سخت، هنرمند بالاخره یک نمایشگاه گالری داشت که آثار هنری درخشان خود را به نمایش گذاشت.

premium [صفت]
اجرا کردن

برتر (از نظر کیفیت یا ارزش)

Ex: The fashion designer 's premium line featured couture pieces , intricate detailing , and limited-edition designs for discerning clientele .

خط پریمیوم طراح مد شامل قطعات کوتور، جزئیات پیچیده و طرح‌های محدود برای مشتریان سخت‌پسند بود.

up to snuff [عبارت]
اجرا کردن

همتراز با

Ex: After some practice , her presentation skills were finally up to snuff for the big meeting .
mediocre [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The movie was mediocre , with poor acting and a weak plot .
unrivaled [صفت]
اجرا کردن

بی‌رقیب

Ex: The artist 's latest masterpiece is an unrivaled expression of creativity and artistic brilliance .

آخرین شاهکار هنرمند، بیان بی‌نظیر از خلاقیت و درخشش هنری است.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement