کلمات انگلیسی برای "شدت" | واژگان C2

در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد شدت را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
to recede [فعل]
اجرا کردن

فروکش کردن

Ex: With distance , the details of the mountain range receded , and only the silhouette against the sky remained .

با فاصله، جزئیات رشته کوه کمرنگ شد، و تنها سیلوئت در برابر آسمان باقی ماند.

to redouble [فعل]
اجرا کردن

دو برابر کردن

Ex: The company redoubled its commitment to sustainability after public backlash .
to compound [فعل]
اجرا کردن

مسئله را سخت‌تر کردن

Ex: Economic downturns can compound the struggles of individuals already facing financial hardships .

رکودهای اقتصادی می‌توانند تشدید کنند مشکلات افراد درگیر با سختی‌های مالی را.

اجرا کردن

بزرگ‌نمایی کردن

Ex: The media tends to aggrandize celebrities to attract more viewers .

رسانه‌ها تمایل دارند که افراد مشهور را بزرگنمایی کنند تا بینندگان بیشتری جذب کنند.

to assuage [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: The counselor 's words were able to assuage some of the grief felt by the bereaved family .

سخنان مشاور توانست برخی از اندوه‌های احساس شده توسط خانواده داغدیده را تسکین دهد.

to exalt [فعل]
اجرا کردن

ارزش یا اهمیت چیزی را برجسته کردن

Ex: The author 's eloquent writing style sought to exalt the themes of love and resilience in the novel .

سبک نوشتاری فصیح نویسنده به دنبال بالا بردن موضوعات عشق و تاب‌آوری در رمان بود.

اجرا کردن

ضعیف شدن

Ex: Over the years , his enthusiasm for the project has attenuated .

در طول سال‌ها، اشتیاق او به پروژه کاهش یافته است.

to stifle [فعل]
اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: Overregulation in certain industries may stifle competition and impede the development of new technologies .

مقررات بیش از حد در برخی صنایع می‌تواند رقابت را خفه کند و توسعه فناوری‌های جدید را مختل کند.

to palliate [فعل]
اجرا کردن

از شدت چیزی کم کردن

Ex: The company implemented flexible work hours to palliate the stress and fatigue experienced by employees during a busy period .

شرکت ساعت‌های کاری انعطاف‌پذیر را برای تسکین استرس و خستگی تجربه شده توسط کارکنان در دوره شلوغ اجرا کرد.

to wane [فعل]
اجرا کردن

کم شدن

Ex: Interest in the product was continuously waning as new competitors emerged .

علاقه به محصول به طور مداوم کاهش می‌یافت با ظهور رقبای جدید.

to step up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The company management decided to step up their efforts to reduce carbon emissions .

مدیریت شرکت تصمیم گرفت تلاش‌های خود را برای کاهش انتشار کربن افزایش دهد.

اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The mayor 's speech aimed to tamp down concerns about the recent increase in crime .

سخنرانی شهردار با هدف کاهش نگرانی‌ها درباره افزایش اخیر جرم و جنایت بود.

drastic [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She made the drastic decision to quit her job and travel the world .

او تصمیم قطعی گرفت که شغلش را ترک کند و به سفر دور دنیا برود.

searing [صفت]
اجرا کردن

شدید و ماندگار

Ex: His searing gaze seemed to penetrate right through her , revealing her innermost thoughts .

نگاه سوزان او به نظر می‌رسید که از درونش عبور می‌کند، عمیق‌ترین افکارش را آشکار می‌ساخت.

unmitigated [صفت]
اجرا کردن

کاهش‌نیافته

Ex: Despite the team 's unmitigated efforts , they could n't prevent the opponent from scoring the decisive goal .

علیرغم تلاش‌های بی‌قید و شرط تیم، آنها نتوانستند مانع از گل زدن حریف شوند.

mitigation [اسم]
اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: International cooperation on disaster risk reduction and early warning systems is essential for effective global mitigation against natural disasters .

همکاری بین‌المللی در کاهش خطر بلایا و سیستم‌های هشدار زودهنگام برای کاهش مؤثر جهانی در برابر بلایای طبیعی ضروری است.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace شکل‌ها اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فردی
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
صفات شخصی حالات عاطفی برانگیختن احساسات احساسات
پویایی‌های روابط و ارتباطات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی نظم و اجازه توصیه و تأثیر
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل‌دهی
جنبش‌ها آماده‌سازی غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی‌ها و روال‌ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب‌وکار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامت بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement